هدایت شده از نفس شناسِ طبقه بالایی!(;
داشتم گوشیو میزدم تو شارژ باباجانم کنار وایساده بودن به گوشی و شارژر نگاه کردن و گفتن: تو با چی شارژ میشی؟ در لحظه دلم به ذهنم دستتتور داد گفتم: با قرآن.
هدایت شده از نفس شناسِ طبقه بالایی!(;
_ توی ضبط محفل از همون لحظه اولی که جناب حامد اومد پشت میزش نشست پای راستشو مدام با یه ریتم ثابت تکون میداد. چه وقتی ساکت بود و به حرف بقیه گوش میداد چه وقتی حرف میزد و میخندید. ولی از همون لحظهای که مهمون، بسم الله تلاوتشو گفت و شروع کرد به خوندن لرزش و تکونِ پاها تموم شد.
امروزم همون آش بود و همون کاسهی لرزش پاها؛ دوباره وقتی آقای سبطین شروع کرد قرآن خوندن این لرزش پاها بود که آروم گرفت و ثابت شد
اصن حرفی ندارم؛ ولی مَنْ قَرَاَ الْقُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِخْتَلَطَ الْقُرآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ..
وقتی قرآن با گوشت و خونت آمیخته شده باشه تمومِ وجودت با اختیار و بی اختیار با شنیدنِ صوت قرآن آروم و قرار میگیره؛.. این یعنی اینقدر قرآن خوندی که نه تنها خودت بلکه تموم اعضاء و جوارحت عاشق و تشنهی قرآنه(:"