✔️ #داستان_کوتاه
💢 سربازان از پیروزی در جنگ ناامید بودند.
🎗️ فرمانده به آنها گفت:
🌟 سکه را بالا می اندازم، اگر شیر آمد پیروز می شویم و اگر خط آمد ، شکست می خوریم.
👈 سکه شیر آمد و شادی سربازان به هوا برخاست!
👌 آنها به جنگ رفتند و بر دشمن پیروز شدند.
🎭 فردای آن روز فرمانده سکه را به آنها نشان داد، هر دو طرف سکه شیر بود!
✨ امید، در زندگی معجزه می کند⬇️
@Nabzghalam
خودت وقتی نخواهی کاری از من بر نمی آید
تو راضی کن دلت را مال من باشد خدا بامن..!
_سمیه_یزدانی
@Nabzghalam
جانم بگیر و عشوه نهان کن که اینچنین
"اَلفِـتنَةُ أشَــدُّ مـِنَ القَتـل"، نازنیـــن
سیدصادقرمضانیان
@Nabzghalam
تازه فهمیدم چرا هر شعر ِسعدی گفته بود
عشق از هر درد بی درمان که دیدی بدتر است...
@Nabzghalam
یا بزن سیلی به گوشم، یا نوازش کن سرم
در دو حالت چون رسد دستت به من میبوسمش!
@Nabzghalam
چه نیاز است که من شعر تو را بنویسم؟
که تو خود، شعری و از باغِ دلم میریزی..
@مجتبی_خوش_زبان
@Nabzghalam
عاشقی کن
بیخیالِ وصل و هجران ای عزیز!
گاه گاهی جادهها از شهر مقصد بهترند
@Nabzghalam
احبّک
احبّک و
هذا توقیعی...
دوستت دارم و این دوست داشتن...
امضای من است...
@Noralsaghlain
توصیف تو بسیار نمودند و شنیدیم.
چون ماه که در صفحه ی هر چشم به شکلی ست...
@Nabzghalam