غریب ماییم که با رنج آشناییم.
بگذار به کنجِ دیوارت مرثیهی امید بخوانم.
- محمد همایون.
اما امروز که پاییز به من تاخته؛
و پنجرههایم را گرفته،
نیاز دارم که نامت را بر زبان بیاورم.
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم.
به لباس نیاز دارم،
به پالتو؛
و به تو
ای ردای بافتهشده
از شکوفهی پرتقال
و گل های شببو!
- نزار قبانی.