برای اورانيوم
دوست دارم به سمتت پرواز کنم. یعنی دوست ندارم، آرزو دارم و هدفم این است. میخواهم با بال هایم بیایم. میخواهم با سرعت بیایم. آن قدر با سرعت بیایم تا خودم و بال هایم آتش بگیریم. زیرا میدانم اینگونه میتوان گفت در راه تو سوختهام. در راه تو... تو... تو...
برای مهری بدبختمن
به دنبال شناخته نشدن و تنهایی میگردم. اما پیدا نمیکنم. من میخواهم تنها با تو باشم. میدانم تنها بودن با تو، بهتر از محبوب بودن بین مردم و با انسانها تنها بودن است. اصلا این چه مقایسهای است که دارم؟
من بی تو هیچ و با تو همهام. من تنها تو را میخواهم.