eitaa logo
دانلود
آن دختر شعر بود ، اما کسی که در کنارش بود ؛ حتی سواد خواندن نداشت .
«در دوست داشتنِ تو، خودم را بسیار رنجاندم…» ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
درجواب اینکه میپرسی هنوز تنهایی یا نه، باید بگویم: خسته‌تر از آنم که دوباره خودم را به کسی یاد بدهم..
این وضعی که من الان توشم بخاطر بی تو بودن نیست تاوان با تو بودنه :⁠)‌
وقتی می‌مانی و می‌بخشی فکر می‌کنند رفتن را بلد نیستی. باید به آدم‌ها از دست دادن را متذکر شد. آدم‌ها همیشه نمی‌مانند ، یکجا در را باز می‌کنند و برای همیشه می‌روند.   _گریز دلپذیر ؛ آنا گاوالدا
‌ من‌ به‌ هیچ‌ نعمتی‌ جُز‌ فراموشی‌ نیاز‌ ندارم.! ‌
از من عبور می کنی و دم نمی زنی تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای …
الان دقیقا اونجام که هوشنگ ابتهاج میگه : نمیدانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد .