『 مأمول 』
سلام وقتت بخیر🤍 امروز صبح، توضیحات در گروه قرار میگیره و تا آخر همین هفته تیم نویسندگی مأمول رسما
.
ما از هنرجوهای دوره دکمهٔ نوشتن
نخواستیم در پایان دوره برامون
"پیام یا ویس رضایت" بفرستن
چون قراره نتیجه این دوره رو
قلمشون به شما نشون بده :)
البته برای من، ارزشمندترین نتیجه
همون رفاقتیه که شکل گرفت🩵
و اینکه این جمع کنار ما موندنی شد
تا این حال خوب امتداد داشته باشه و
اتفاقات بزرگتری رو رقم بزنیم😌✨
.
「برگ سبز درخت زیتون」
صمود، یعنی ایستادن و تابآوری!
ایستادن را هر کسی میتواند، تا وقتی باد نیامده باشد، اما صمود هنر تاب آوردن در خشنترین توفانها است. او، تو را به ژرفای زمین آرمانت میرساند و اجازه نمیدهد حتی یک وجب از وجودت، از جای خود تکان بخورد.
اواخر اوت، وقتی کشتیهای صمود به سوی غزه حرکت کرد. جهان میدانست آنها تنها قایقهای سفید فیزیکی نیستند، بلکه هر کشتی، ریشهای است که در دل اقیانوس میروید تا به سرزمین محاصرهشده برسد.
صمود یعنی انتخاب مقاومت با وجود آگاهی؛ این ناوگانها و این افراد میدانستند که با تیرهای جنگی و دیوارهای فولادین پلیدترین افراد روی زمین روبهرو خواهند شد، اما صمود یعنی این که تو آنقدر در چرایی حرکتت استوار باشی که چگونگی ایستادن دشمن برایت کوچک شود.
صمود فریادی انسانی بر سر حیواناتی در قالب انسان است.
صمود یعنی نفس کشیدن حتی در زیر آوار، صمود یعنی امید در دل تاریکی جهان، صمود یعنی ادامه دادن حتی وقتی تمام راهها بسته شده باشد.
صمود تنها یک کاروان نیست؛
تجاوری است از جنس اراده
و کشتیهای برگهای سبز درخت کهنسال زیتون استقامت هستند.
تاریخ خود قضاوت میکند...
✍🏻: #زن
「@MAMOL_ir」
「 زائر قم 」
ایستادم میان شهر شلوغ،
نقطهای کور بین همهمهها
روبروی ضریح نقرهایات،
دور دور از تمام واهمهها
بیزبان گشتهام ولی چشمم..
اشک حالا زبان من شده است
در میان تمام غلغلهها،
بیصدایی نشان من شده است
بیصدا گفتمت سلام، منم!
آدم توبههای تکراری...
باز خسته شدم ز دست خودم،
باز با حس تلخ بیزاری
زار و حیران شدم دگر خانم..
زندگیام کمی عجیب شدهاست...
کودکی سادهام که دنیایم،
اندکی تلخ و نانجیب شدهاست
نه دعا دارم و نه حاجت و نه..
آمدم تا کنم زیارتتان
دعوتم کردهای خودت به یقین،
چه بخواهم به جز شفاعتتان؟
خوش به حال دلم که فاطمهای..
که در ایرانی و حرم داری
میتوانم زیارتت بکنم،
واقعا، در جهان بیداری!
کاش هر کس چنین شبی یکبار،
زائر بارگاه قم بشود
یا چه بهتر در این شلوغیها،
ساعتی بیبهانه گم بشود!
✍🏻: #تأویل
「@MAMOL_ir」
「مهنشان」
میزداید جمعِ تو تشویشِ هر آزردهای
شاهاُختِ قلبِ ایران مهنشان معصومهای
در حریمِ بارگاهت آدمی گم میشود
هر وجودِ خسته حتما راهیِ قم میشود
من به غیر از تو که را در قلبِ خود مهمان کنم؟
آخر ای بانوی عصمت دردِ خود کتمان کنم؟!
در حضورت شــرم بر من پردهای افکنده است
فضــــلِ تو؛ چون سایه بر من دامنش گسترده است
✍🏻: #یگانه
「@MAMOL_ir」
「 روز جهانی کودک(کُشی!) 」
قهرمانان زندگیشان را
در میان خروارها خاک دفن کردید.
آبیِ آسمانشان را
غبارآلود و وهمگرفته کردید.
سکوت شبشان را
به غرش تانک و اسلحه مبدّل کردید.
به سنگهایشان
موشک پاسخ دادید.
به بهانههای مضحک
خانه و زندگیشان را ویران کردید.
در چند سال
آنها را بزرگِ بزرگ کردید.
به نوزادان نیز رحم نکردید.
و در یک جمله؛
رویاهایشان را کُشتید!
اما نتوانستید دین و
عشق به وطن را
از آنان بگیرید.
روز جهانی کودکان مظلوم غزه مبارک❤️🩹
#یگانه
「@MAMOL_ir」
「ولادت حضرت زینب(سلام اللهعلیها)」
سلام بر بانوی پرستار...
پدر و مادرم فدایت، محدثه جان.
ای به قربان نامتان که افزون بر زینت پدربزرگوارتان، زینت جهان اسلام نیز است.
کلام این بندهی کوچک ناتوان است از وصف روز تولدتان که یکی از زیباترین وقایع تاریخ است. آخر چگونه بنویسم از احوال سرور و مولایم علی(عَلَیهِالسَّلام) که پس از به دنیا آمدنتان غرق در شادی شدند از دختری که برکت خدا است؛ حال و هوای مادرتان را چگونه توصیف کنم که از لحظهی به دنیا آمدنتان پیدرپی خدا را شکر میکرد برای همدمی که برایش قرار داده و اشک شوق در چشمانِ همچون ستاره درخشانش حلقه زده و آن دو گوی مرواریدی را براقتر و زیباتر از هر زمان دیگر کرده بود. از حسنین چه بنویسم که در همان سنین کودکی از شوق حضور پرنور و پربرکتت نمیدانستند چگونه خوشحالیشان را ابراز کنند. پیامبر هم که جای خود دارد، کسی که دختر را برکت میداند و نزول سورهی کوثر هم به آن افزون شده است، قطعاً دختران و زنان برایش جایگاه ویژهای دارد.
از وصف حال که بگذریم به خودتان میرسیم. بانویی که از وقتی قدم بر زمین خاکی نهاده همهی جهان و حتی فرشتگان آسمانها را نیز مانوس با شور و شعف و شگفتی کرده است؛ چه در زمانی که مادرش را از دست داد و به معنای واقعی زینت پدر شد و چه زمانی که خواهر بود و خواهرانه در کنار برادرش ایستاد و راهش را بدون کمترین کم و کاستی ادامه داد و نهضت را مانند عَلَمی بر ضمه تاریخ کوبید و محکم کرد.
میلادتمبارک
❤️پرستار پرستارانجهان❤️
✍🏻: #امالبنین
「@MAMOL_ir」
「 قهرمان کوچک 」
سالها پیش، در کلاس سوم دبستان، هنگامی که درس فداکاران را میخواندم سوالی بزرگ در ذهنم شکل گرفت.
«چه میشود که یک نوجوان ۱۳ ساله تصمیم میگیرد آنگونه جان خود را فدا کند؟ مگر چه آموخته است؟! چقدر باید دلیر باشد که آنطور با جان خود قلب دشمن را نشانه رود؟ چگونه توانسته قید زندگی و خانوادهاش را بزند؟»
امروز بعد از چندین سال فهمیدهام که او عاشق بود.
عاشق خانوادهاش!
عاشق مادری که چشم به راه برگشتنش بود!
عاشق محلهای که در آن زندگی میکرد!
عاشق همکلاسیهایش!
عاشق پدری که دست نوازش بر سرش میکشید!
و عاشق زادگاهش!
کاری که او کرد تنها انهدام یک تانک نبود، بلکه او چنان لرزهای بر تن دشمنان انداخت که آنها را وادار به عقب نشینی کرد. هنگامیکه یک نوجوان ۱۳ ساله اینگونه برای وطنش از جان گذشته است، وای بر بزرگترهایش...
چقدر امکان دارد شکست بخورند و از وطنشان دست بکشند؟!
قهرمان شهید محمد حسین فهمیده باوری را به واقعیت تبدیل کرد که فردوسی سدهها پیش سروده بود:
«ندانی که ایران نشست من است
جهان سر به سر زیر دست من است
هنر نزد ایرانیان است و بَس
ندادند شیر ژیان را به کس
همه یکدلانند یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس
دریغ است ایران که ویران شود
کُنام پلنگان و شیران شود
چو ایران نباشد تن من مباد
در این بُوم و بَر زنده یک تن مباد
همه روی یکسر به جنگ آوریم
جهان بر بداندیش تنگ آوریم
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
به از آنکه کشور به دشمن دهیم...!»
۸ آبان، سالروز شهادت قهرمانی که کوچک بود اما قلبی بزرگ و روحی بلند داشت!💚🤍❤️
✍🏻: #دریا
「@MAMOL_ir」