- مَتروح .
آقای امام رضا اینبار این نامه برای ِشماست . حرم ِشما اولین و آشناترین پناهگاه ِامن برای ِما بوده است ؛ درست از همان زمان کودکی ؛ همان روزهایی که مادر ما را به زیارت شما آورد . همان روزهایی که مادر ما را با شما آشنا کرد از اولین سفر ِکودکی به بعد حرم شما قشنگترین لوکیشن دنیا شد و خودت بهترین رفیق . هروقت وارد حرم ِامن شما میشدیم گویی آرامش کل ِدنیا نصیب ما میشد . راستش کل ِدنیا را هم به ما بدهند قبول نمیکنیم هیچ کجا ِحرم ِشما نمیشود . آرامش ِاین حرم تکرار نشدنی است . این حس ها فقط در کودکیمان خلاصه نمیشود حالا که قد کشیدهایم به اصطلاحی بزرگ شدهایم بازهم وقتی دلِمان از انسان های کرهی خاکی میگیرد به شما پناه میآوریم . وقتی دل از غم مالامال میشود و بغض گلوی ِما را به تصرف در میآورد باز هم این حرم ِشماست که ما را آرام میکند . با ورود به حرم گویی شما درب ِبابالجواد به تماشا و استقبالمان میآیی دست بر سرمان میکشی و غبارهای دلمان میتکانی . صدای نقاره خانهات قشنگترین و دل نواز ترین نوای ِدنیاست . چای ِچایخانهات خوشمزه ترین و خوش رنگترین چای دنیاست . آن گنبد زعفرانی رنگ قشنگترین و نورانی ترین گنبد است . اگر مجال دهند تا چندین سال فقط باید از کرامات و قشنگی های ِشما بنویسم . روز ِولادت شما زیباترین روز ِجهان است ولادتت خیلی مبارك .
- از قاب ِپنجره فولاد .
- نویسنده ِامام رضایی .
- مَتروح .
شما هم قبول دارید قدیمیا خیلی قشنگ و خوش وایب هستند ؟ اصلا مهم نیست چی باشه فقط وصله قدیمی بودن بهش بچسبه قشنگ میشه ؛ خونه های کاهگلی قدیمی انقدر در تصرف آرامش و محبت بودند که خانه های چندصدمیلیاری و لوکس ِالآن چنین آپشنی نداره . آدم های ِقدیمی انقدر تو رو بلدن و خوب میشناسند که آدمهای جدید از این مِلاك به دور هستند . عشق های قدیمی انقدر واقعی و راست بود که واقعا عشق بود ولی حالا اسم هر حس و حالی ُعشق میگذارند . قدیمیها زندگی را بلد بودند نه میکشتند و نه حراجش میکردند ؛ فقط نگهش میداشتند قدیمیها چیزی را قشنگتر از واقعیت بلد نبودند . همین بود که یادشان ماند نه فقط خاطرهشان . از قدیمی بودن حرف نزدم از یك طرز بودن حرف میزنم . درست مثل همان حس ِگرم قدیم که انگار هنوز از بین درختان ميآید : ))) .
- نویسنده دهه هشتادی .
- مَتروح .
هرچیزی را ترند کردیم الا آن که باید !
واقعیتش مارك ؛ لباس ؛ رفتار ؛ اخلاق ؛ چه درست و چه اشتباه ُترند کردیم الا اینکه دعای عهد خواندن ترند بشه . سعی کردیم برای ِهرکس و هرچیزی وقت بزاریم الا اماممون . برای ِهمه وقت گذاشتیم ولی برای ِاونی که ریسمان ِنجات ما از منجلاب گناه ِوقت نداشتیم . ای کاش ما از کسانی باشیم که منتظر بودن ؛ دعای عهد خواندن ؛ هرجمعه جمکران رفتن و به یاد امام زمان بودن ُترند کنیم . ظهور در یك لحظه اتفاق میفته ولی من ُشما نمیتونیم در یك لحظه خودمون ُدرست کنیم و این درست کردن نیاز به سالها تلاش داره و چه بهتر که از همین الآن آغاز کنیم : ))) .
- اینبار از قاب ِفرش فیروزهای جمکران .
- نویسنده دهه هشتادی .