7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارتباط زنده تلویزیونی حسین فلاح مسئول ستادعتبات عالیات شهرستان بهاباد با شبکه اول سیما در رابطه با بافت فرش دستباف توسط بانوان روستاهای بخش آسفیچ ومرکزی شهرستان بهاباد
@Asfich_news
🆔@MEJRi403
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#حکایتی جالب همراه با شعر
#برگرفته از مصاحبت با یکی از اهالی:
بومی منطقه :
از قدیم حکایت از مردی می کردند بنام حُسِینا
گویند این فرد بسیار شجاع بوده اما یاغی
و ملت به دنبال کشتن وی بودند تا از دست نا امنی هایش خلاص شوند
از قضا حسینا عاشق بوده ونامزدش او را بسیار دوست می داشته.
حسینا به مجلسی دعوت میشه که نقشه ی قتل حسینا در آن مجلس ریخته شده بود
پس ملتی که او را دعوت کرده بودند این چنین می خوندند:
حسینا گله در دام است تو بنشین
پنیروشیر فراوان است تو بنشین
دو تا قوچ های سیاه سردار گله
برای چاشت میهمان است تو بنشین
در این زمان نامزد ومعشوقه ی حسینا
به حسینا پیغام می فرسته که:
حسینا گله در دام است تو بگریز
پنیر وشیر فراوان است تو بگریز
دوتا شمشیر در زهر آلود
برای قصد جان است تو بگریز
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#✍🏻 درمورد حُسِینا:
در پستهای دیروز از فردي شجاع بنام حسینا نام بردیم
تحقیق کردیم ودرموتورهای جستجو گر (گوگل) به اطلاعاتی دست یافتیم:
منظومه ی حسینا وداستان شجاعت وودلدادگی او به دختری بنام دلارام از قدیم بین روستاییان گفته می شده وهرکدام به صوری حکایت حسینا را بیان می کردند ودوبیتی هاي حسینا در اکثر روستاها بخصوص روستاییان بخش مرکزی ایران وخراسان رواج داشته است: آنچه در گوگل یافتیم:👇👇👇
✅ آوازۀ دلدادگی میان او و دختری به نام دلارام و سرگشتگی و شیدایی وی، به جنوب خراسان گذشته و آبادیهای دور دست و دور از هم کرانۀ شورهزار مرکزی را درنوردیده است و به روستاهای پیرامون سپاهان رسیده و دوبیتیهایش در این نواحی پراکنده برجای مانده است. داستان حسینا را با اختلاف روایت در اردستان، اردکان، خور و بیابانک، سبزوار، بیرجند و کوهپایههای اصفهان از زبان سالخوردگان میتوان شنید و دوبیتیهای او را گرد آورد.
از آن جمله است :
✍🏻 بخشی از دوبیتیهای حسینا :
حسینا میدوید ،من میدویدم
حسینا مینشست ، من میرسیدم
دو تا خال سیاه روی لبش بود
حسینا میفروخت ، من میخریدم
🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻 باهم بیاموزیم:
اگر یادتون باشه در مورد حُسِینا مطلب گذاشته بودیم کانال
حینی که در مورد این داستان در گوگل جستجو می کردم به واژه ای برخوردم :
"فولکلوریک"
برام جالب اومد که ببینم این واژه به چه معناست واز کجا اومده؟؟،
فولکلوریک واژه ای فرانسویست که استفاده از اون بین افراد رواج پیدا کرده وبه معنی
فرهنگ عامه ی مردم است.
آنچه در گوگل یافتیم را عینا اینجا به اشتراک میذاریم👇👇
فرهنگ مردم یا فولکلور
(به فرانسوی: Folklore) یا باور مردمی را میتوان گروهی دربرگیرنده افسانهها، داستانها، موسیقی،
تاریخ شفاهی، ضربالمثلها،
هزلیات، پزشکی، باورهای مردمی دربارهٔ بخت و شگون و چشم زخم، لالایی مادران، پایکوبی بومی، آیینها، شیوهها و سنّتها دانست.
فولکلور از دو واژه انگلیسی فولک (دنباله روی از واژه Volk در زبان آلمانی و برابر با Folc در انگلیسی باستان) برابر با مردم، مردان، مردم کوچه بازار، انبوه و لور (lar در انگلیسی کهن) برابر با یادگیری، آموخته، آگاهی، دانش تشکیل شدهاست.
🆔@MEJRi403
✍🏻ارسالی مخاطبان
سرکار خانم پورجنایی:
در زمان قدیم که خان بهاباد فوت شده بودند خدابیامرز حسن علی بیگ این شعر رو در عزای اوشون خونده بودند:
شاه با عدالت وخان با تمیز
چربی از دنبه رفت وشیرینی از مویز
# حسن علی بیگ قدیم چهل بیتی مینداخته وخیلی مردم به چهل بیتی هاش عقیده داشتن
ممنون خانم پورجنایی 🙏
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
علی خان پالتوی پشمی بَرُش بود
صدو سیصد فشنگ دور قدش بود
سلام من به رخسارش رسانید
پسر خاله به قصد کشتنش بود
# برش بود پوشیده بود تنش بود
# در مورد علی خان:
یاغی معروفی که هیچ کس جلودارش نبوده
در کوهی پناه گرفته بود وبا افرادش راهزنی می کرد
آخر هم به دست پسرخاله اش که به او اعتماد داشت ودوست باوفایش بود کشته میشه.
#جلگه
#بهاباد
#یزد
🆔@MEJRi403
مِجری🏴🏴🏴
در رابطه با این واژه به درد سر افتادیم وطی ساعتی بحث و کارشناسی و پژوهش نتوانستیم به اجماع نظر برسیم
سلام خوبین
درموردکلپَرونوشته بودین
معنیش وحتمادرست نوشتین اما باتوجه به معنیش
انگار در کُل مخفف کلاغ پَر هست فکرمیکنم
که سریع ازاین مکان به جای دیگه برای انجام کاری مِرَن
✅ ارسالی خانم فرزانه کارگر( دهنو دشت) ساکن یزد
ممنون خانم کارگر 🙏
🆔@MEJRi403
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#یه کلیپ ناب👌👌
#ارسالی خانم محمدی کریم آباد 🙏
#غذای سنتی منطقه
# فتیر
و
# چمال
فتیر را در کانال قبلا توضیح دادیم
در مورد چمال
یعنی چنگ مال و وقتی نان را در روغن گوسفند چنگ می زنند وروغن به خورد نان بره میگن
وبهترین گزینه برای تغذیه راحت وآسان ومقوی برای چوپانان در بیابان بوده است.
#نکته ی جالب کلیپ:
موسیقی وآهنگ را توجه کنید
داستان حسیناست که پستهای بالاتر گفتیم
حسینا می دوید
من می دویدم
و.....
🆔@MEJRi403
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ آهنگ بی مریم
مادر علی مردان خان
فاتح تهران در زمان استعمار انگلیس بر ایران
🆔@MEJRi403
♦️ داستان ننه گل ممد:
آهنگ ننه گل ممد (گل محمد) ترانه ای پر سوز و گداز مادرانه است که در باور مردم محلی سبزوار و شهرهای اطراف، بعد از کشته شدن گل ممد یکی از قهرمانان محلی غرب خراسان به دست عاملین حکومت وقت (پهلوی) توسط مادر این قهرمان کرد و مبارز در سوگ فرزند خوانده شده است . گل ممد و تعدادی از افراد خانوار برای دزدیدن دختری که دایی گل ممد ( به نام مدیار)، عاشق او شده و دختر در خانه ارباب یکی از دهات زندگی می کند و قرار است تا آن دختر به زور به عقد پسر ارباب درآید، راهی می شوند و هنگام دزدیدن دختر درگیری بالا گرفته و مدیار کشته می شود و گل ممد هم که تازگی از خدمت نظام برگشته و تیراندازی ماهر است ارباب را هدف گلوله قرار می دهد.
پس از مدتی دو نفر امنیه برای دریافت مالیات به محله کلمیشی ها مراجعه می کنند. یکی از آنها به زیور زن گل ممد نظر سوء دارد و این مساله به گوش گل ممد می رسد، از طرفی هم گل ممد در این گمان است که مالیات بهانه ای است تا او را برای قتلی که در جریان درگیری مرتکب شده دستگیر کنند، بنابراین شبانه دو مامور را نیز کشته و این شروع درگیری گل ممد با دولت و یاغی شدن اوست.
پایان داستان پایانی تلخ است ، با حیله و ناجوانمردی گل ممد و اطرافیان نزدیکش را به قتلگاه می کشانند و سلاخی می کنند . مادر گل ممد به محض دیدن جنازه پسرش که تازه نامزد کرده بود اشعار: صد بار گفتم همچی مکو ننه گل ممد ........ را زمزمه می کند.
دکتر محمود دولت آبادی ، داستان زندگی گل محمد را در رمان 10 جلدی کلیدر(طی سالهای 1347 تا 1362) به صورت جامع و کامل به رشته تحریر درآورده به گونه ای که از رمان کلیدر بعنوان یک شاهکار ادبی یاد می شود.
🆔@MEJRi403