eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
✍🏻عاشق دلسوخته ی زهرا که از قضا زهرا ساغندی بوده😂: (واقعی) درِ قلعه یِ ساغند دو دَری بود عرق چین سر زهرا زری بود اگر مردم نمیدوند بدوند که زهرا زری و من مشتری بود 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
محلی بازی با بچه ها همره با آواز خدا رحمت کنه همه مادرها را بچه ها را می نشوندن روی پاهاشون که دراز کرده بودندو با تکان دادن پاها می خوندن: هیُ هیُ هُراتی به مرگ اُشتراتی اُشترو میگه من پیرم جفت می زنم میمیرم از کجا میاد از بندر چشی بار داره چغندر. یه بنه بدت تو آش کنم (اسم بچه را میبردند) را نگاش کنیم 🌷🌷🌷🌷 هیُ هیُ هُجَنبازه اُشترو کجا بار میندازه پشت حموم دروازه از کجا میاد ازبندر چشی بار داره چغندر یه بُنه بدت تو آش کنیم (اسم بچه) را دعاش کنیم بُنه یک عدد یک بوته جَمّاز شتر تند رو را شتر جمّاز میگویند 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
من پُرم از خاطرات و قصه‌های کودکی این که روباهی چگونه می‌فریبد زاغکی! قصّه‌ی افتادنِ دندانِ شیری از هُما لاک‌پشت و تکّه چوب و فکرهای اُردکی! قصّه‌ی گاو حسن، دارا و سارا و امین روزِ بارانی، کتابِ خیسِ کُبری طِفلکی! تیله‌بازی در حیاط و کوچه و فرشِ اتاق! بر سرِ کبریت و سکه، یا که درب تَشتکی! چای والفجر و سماور نفتیِ کُنجِ اتاق مادرم هرگز نیاورد استکان بی‌نعلبکی! داستانِ نوک طلا با مخمل و مادربزرگ! در دهی زیبا که زخمی گشته بچه لک‌لکی! هاچ زنبور عَسل، نِل در فراق مادرش! یادِ دوران اوشین و نقطه‌های برفکی! هشت سال از دوره‌ی شیرین امّا تلخِ ما پر ز آژیرِ خطر با حمله‌های موشکی! تا کجاها می‌برد این خاطره امشب مرا کاش می‌رفتم به آن دورانِ خوبم، دزدکی! یاد آن دوره همیشه با من و در قلبٍ من من به یاد و خاطراتت زنده‌ام، ای کودکی! 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عید بومی شاد در طبیعت زیبای منطقه جناب آقای حسن زاده که لیلی از مجنون جدا شد الله یارُم ..... بسیار دلنشین🙏 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️محفل ادبی،شب شعر،۲۴ آبانماه ۱۴۰۳ ♦️انجمن شعر بهاباد ♦️شعر جلگه( خانم صادقی) ✨بماند به يادگار ✅ با تشکر فراوان از اساتید گرانقدر، جناب آقای محمدی نیا وجناب آقای لقمانی وحمایتهای بی دریغ شون از شعر وادب وفرهنگ شهرستان 🙏🙏🙏 🆔@MEJRi403
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عید است چه عیدی بالاتر از عید مبعث 🆔@MEJRi403
21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ روایت کتیرا رفتن راوی : حسین آقا آذر آباد به همت :همکار فرهنگی ، جناب آقای تیموری ،کانال خبر آسفیچ در ادامه روایت زغال سوزی ارسال می گردد 🆔@MEJRi403
32.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️روایت زغال سوزی راوی : جناب آقای اسدالله صالحی به همت : همکار فرهنگی جناب آقای تیموری ،کانال خبر آسفیچ 🆔@MEJRi403
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️ صلوات بر محمد ارسالی سرکار خانم غنی زاده 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
خاطره از لهجه ی شیرین جلگه ای و دردسرهای اون😊: اینطور برامون تعریف کردند که ،سر کار بودیم همه مشغول افراد غیر بومی وشهرستانی دورو برم بودند، یکی از بچه های جلگه ، وارد سالن شد او را برای کاری فرستاده بودیم،کهنه ای که برای کار همراهش برده بود از جیب لباس کارش زده بود بیرون همین که به ما رسید بچه ها پرسیدند فلانی ،این چیه از جیبت زده بیرون؟،، و اون دوست عزیز هم با لهجه ی شیرین جلگه ای فرمودند: هچی نی ، ، جولیه تا چند ثانیه انگار که ملت را برق گرفته باشه سکوت حاکم شد برفضا وبه یکباره سالن رفت رو هوا😂😂😂 بعدا براشون توضیح دادم که جول چیه😇 تا مدت مدیدی وشاید هم تا همین الان ورد زبون بچه های غیر بومی اینه که: هچی نی جولیه سلامتی همه‌ی عزیزان شریک در این خاطره روز تولدی صلواتی بفرستین😂 🆔@MEJRi403