eitaa logo
✿༻ گزیده خوان ༻✿
172 دنبال‌کننده
50 عکس
8 ویدیو
8 فایل
🍀بسم الله الرحمن الرحیم🍀 سلام به همگی✋🏼 ما اینجا تعدادی کتاب معرفی میکنیم تا شما دیگه دنبال کتاب نگردید🙃 راستی PDF و صوت کتاب هم براتون میذاریم😏 کپی؟ از آن جایی که برخی را از کانال های دیگه فور میکنم بهتره فور کنی😉 🤲برا ظهور آقامون صلوات🤲
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب سه نیمه سیب: کتاب حاضر، روایتی داستانی از زندگانی شهیدان مصطفی و مجتبی بختی، از زبان مادرشان می باشد. این دو برادر ایرانی و ساکن قاسم آباد مشهد هستند که هرچه تلاش می کنند تا از طریق راه های قانونی به سوریه بروند، به نتیجه نمی رسند؛ در نهایت در سال 94 در پوشش مدافعان افغانستانی با نام های بشیر و جواد رضایی راهی سوریه شده و بعد از چند ماه در یک زمان به شهادت می رسند. ما را به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/MHbook
به نظرتون زندگی نامه بزاریم یا کتاب های مربوط به ماه محرم؟🤔🤔 به آیدی پیام بدید = @Charosai ما را به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/MHbook
کتاب مقتل حسینی نوجوان: این کتاب با قلمی شیوا نوجوانان را با واقعه کربلا و اتفاقات محرم سال 61 هجری قمری و ابعاد قیام تاریخ امام حسین علیه السلام و یاران وفادارش آشنا می‌کند. یاران خدا در این واقعه در مقابل یاران شیطان ایستاده و با وجود کم بودن تعدادشان، در برابر آن‌ها تسلیم نشده و تن به ذلت ندادند. یاران امام حسین علیه السلام با وفاداری به پیمان خود با خدا استوار مانده و ماندگار شدند. ما را به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/MHbook
به این دلیل که تعداد نظرات مساوی بود، انشاالله فردا (پنجشنبه) زندگی نامه هم میگذاریم.🌼 ما را به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/MHbook
هدایت شده از ✿༻ گزیده خوان ༻✿
عزیزان شما با نصب برنامه طاقچه و استفاده از بخش بی نهایت این برنامه‌ میتونید بعضی از کتاب هایی که معرفی شده و خواهند شد را به صورت الکترونیکی بخوانید. بعد از نصب برنامه یک هفته اشتراک بی نهایت به عنوان هدیه براتون فعال می‌شود. البته بعد از آن هم میتوانید با خرید اشتراک( با تخفیف) دوباره بخش بی نهایت رو فعال کنید. ما را به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/MHbook
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
برشی از متن کتاب اسم تو مصطفاست: بار اول که رفتی سوریه، ۴۵ روز ماندی، اما همان یک دفعه که نبود. بار دوم از عراق با جمعی همراه شدی و رفتی. دلواپسی‌ها و دلشوره‌ها و دلتنگی‌های خودم یک طرف، حال بد فاطمه یک طرف. خیلی بی‌قراری می‌کرد و این بیشتر نگرانم می‌کرد. سعی می‌کردم خودم را با پختن آش پشت پا و دعوت از در و همسایه و انداختن سفره حضرت رقیه (سلام الله علیه) و دعای توسل مشغول کنم. هر وقت هم که تنهایی زیاد فشار می‌آورد، فاطمه را بر می‌داشتم و می‌رفتم منزل پدرم، چند روز آنجا می‌ماندم و برمی‌گشتم و فاطمه را می‌بردم کلاس قرآن. معلمش می‌گفت: «خیلی بی‌قراره». -چون پدرش ماموریته. -پس هم باید براش پدر باشین و هم مادر. یکی باید به خودم می‌رسید. من که آنطور بی‌قرار بودم چطور می‌توانستم به او قرار بدهم. -مامان، بابا کجاست؟ -رفته با آدم بدا بجنگه. -من بابام رو می‌خوام، نمی‌خوام بجنگه! -بابات قهرمانه و قهرمانا تو خونه نمی‌مونن. -نمی‌خوام قهرمان باشه، می‌خوام مثل باباهای دیگه، مثل بابای سارا پیشم باشه! گوله گوله اشک‌هایش می‌آمد و مثل موج مرا به ساحل ناامیدی می‌کوباند. یک بار زنگ زدی، روز تولد دختر عمه اش بود. «بابا خوش به حال سارا که باباش براش تولد گرفته» -مگه مامان برات تولد نگرفته؟ -اینکه بابای آدم بگیره خوبه! من که گوشی رو گرفتم، گفتی: «چقدر دخترمون زبون درازه!» -دختر توئه دیگه! -نه اینکه مامانش بی‌زبونه! راست می‌گفتی زبان من دراز بود ولی فقط برای تو. یک روز گفتی: «دو خصوصیت داری که باعث شده علاقه‌ام بهت بیشتر بشه!» -چیه اونا؟ -بگم، خودتو می‌گیری! اصرار کردم. یکی اون که زبونت تیزی نداری که دل کسی رو بشکنی، دوم اینکه غرغرت فقط با منه نه هیچکس دیگه. -ناراحتی؟ -نه اتفاقاً، وقتی می‌بینم از کسی ناراحتی و صدات در نمیاد، دلم می‌گیره. وقتی غرت رو به من می‌زنی، خوشحال می‌شم. من با خاطره بازی یه جور خودم رو مشغول می‌کردم اما فاطمه بهانه می‌گرفت… ما را به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/MHbook
کتاب اسم تو مصطفاست: این کتاب نوشته راضیه تجار زندگی نامه داستانی شهید مصطفی صدرزاده که از زبان همسر ایشان سمیه ابراهیم پور در انتشارات روایت فتح به نگارش درآمده است. ما را به دوستان خود معرفی کنید: https://eitaa.com/MHbook
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا