بسم الله الرحمن الرحيم
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_ولادت
#محمود_ژولیده
كيست زهرا آنكه عطر سيب جنّت مي دهد
نام زيبايش به جان و دل محبت مي دهد
كيست زهرا آنكه خلقت بي وجودش هيچ نيست
او كه پيوند نبوت با امامت مي دهد
كيست زهرا بانويي از جنس باران جنس نور
رحمت نابي كه بر هر سينه بهجت مي دهد
كيست زهرا دختري بهتر ز مادر بر پدر
آنكه درس مادري بر كل خلقت مي دهد
كيست زهرا حضرت انسيه ی حوراستي
نور آن حوريّه بر انسان طهارت مي دهد
كيست زهرا حضرتِ عبدِ عبيدِ كردگار
آنكه با رفتار خود درس اطاعت مي دهد
كيست زهرا آنكه دارد بر بشر فخر و شرف
هركه پويد راه وي بر خويش قيمت مي دهد
فاطمه آموزگار مكتب پيغمبران
فاطمه بر اوليا درس شجاعت مي دهد
مِهر او صدجا گِره از كارها وا مي كند
نام او حتي به هر مظلوم قدرت مي دهد
در جهان زهرائيان برتر ز خَلق عالمند
پس خدا ايرانيان را خويش رفعت مي دهد
هركه دارد حبّ زهرا را خداوند كريم
بر محبّ حضرتش از غيب نصرت مي دهد
پرچم زهرا به هر كشور شود در اهتزاز
بي گمان آن خطّه را الله عزت مي دهد
هركه شد از راه زهرا سوي ديگر منحرف
دير يا زود عاقبت از دست، دولت مي دهد
هركه سازد راه زهرا را مرام خويشتن
دير يا زود عاقبت تشكيل دولت مي دهد
گفتمانِ پيشرفتَش هم شعاري بيش نيست
آنكه روي مصلحت شور عدالت مي دهد
سالكِ بي ادعا در هر فراز و هر نشيب
با دل و جان تن به فرمان ولايت مي دهد
مكتب زهرا كجا و مكتب بيگانگان
مكتب زهراي اطهر درس غيرت مي دهد
□□□
كيست زهرا نام او ما را وجاهت مي دهد
كيست زهرا آنكه دلها را حلاوت مي دهد
بانوان فاطمي درس تشخّص خوانده اند
چون فضيلتهاي او زن را اصالت مي دهد
روز مادر را به مادر مي توان تبريك گفت
مادر هستي اگر زهراست ، رخصت مي دهد
چادرش غير مسلمان را مسلمان مي كند
با حجاب و عفتش تعليم عفت مي دهد
چون به محراب نماز خويش مي سازد و قيام
هر ركوع و سجده اش خوف قيامت مي دهد
با وجود آن مصيبت هاي سخت و بي شمار
خطبه هاي آتشينش درس همت مي دهد
در ميان كوچه هنگام حمايت از علي
ناله ی بیداري او عطر حكمت مي دهد
هركجا بيداريِ دلهاست مرهون وِي است
قصة پر غصه ی او درس عبرت مي دهد
گر كه اُمتهاي اسلامي به او روي آورند
خود نشانِ توده ها، راه هدايت مي دهد
عصمت الله است و دين در حصن او دارد قرار
حجت الله است و دلها را درايت مي دهد
يوسف زهرا به او وقتي توسل مي كند
پيرو دستور او پايان به غيبت مي دهد
بعد حكم مهدي اَش رو مي كند سوي حسين
وز ميان قتلگاهش اذن رجعت مي دهد
بر تمام مومنين و شيعيان و شاهدان
مُهر رجعت را بدستان كرامت مي دهد
روز محشر چون ندا آيد كه آمد فاطمه
حضرت سبحان به او اذن شفاعت مي دهد
چونكه اسباب شفاعت را بگيرد روي دست
دست قهّار خدا حكم قضاوت مي دهد
ايزد منّان ميان آيه هاي مُصحَفَش
بر جفا كاران او دستور لعنت مي دهد
اين دعاي خير بايد زينت لبها شود
اِنتقم يا منتقم! تيغ تو نصرت مي دهد
#حضرت_زهرا_س_مدح_و_ولادت
#صلوات
بازهم پیک صبا مُشک فشان آمده است
برمشام همه عطری ز جنان آمده است
هاتفِ غیب خبر میدهد از رویش گُل
صحبت از بانوی گُلها به میان آمده است
با گُل یاس، زمین را به فلک پُل زدهاند
روی سینه به ادب، خیل مَلک گُل زدهاند
این چه شوری است که در ذکر جمیل همه است
کوثری ناب روانگشته از این زمزمه است
ابر رحمت به سر خلق دمادم جاری است
همه آفاق پُر از فاطمه یا فاطمه است
به فلک وادی این طور چه دیدن دارد
نغمهی اهل سماوات، شنیدن دارد
تا که قدسی نفسان جلوهی طوری دیدند
در دل ختم رُسل شوق و سروری دیدند
همه لبخند زنان عطرفشانی کردند
روی دامان خدیجه، گُل نوری دیدند
مات بودند که نوزاد چها میگوید
که شنیدند همه، حمد خدا میگوید
چه مبارک سحری داشت شب میلادش
جبرئیل آمده ازبهر مبارکبادش
همه جا پُرشده از زمزمهی «اعطینا»
دیدنی بود رسول للَه و روی شادش
کوثری گشت روان، عطر حیاتی برخاست
و به شادیِ دلِ او صلواتی برخاست
کوثر و قدر بخوان، جلوهی توحید رسید
قبلهی جانِ همه، کعبهی امید رسید
باز هم زمزمه کن آیهی تطهیر بخوان
زُهره و فاطمه و طاهره، خورشید رسید
ذرّه ذرّه همه محو گُل خورشید شوید
زائر عارف این کعبهی توحید شوید
به فروغش، به جمالش، به جلالش #صلوات
به فضائل، به خصائل، به کمالش صلوات
به خداوند که سادات جهان مادریاند
به خود فاطمه تنها نه، به آلش صلوات
هردل غرق غمی، نور امیدش زهراست
هرکه مشتاق جنان است، کلیدش زهراست
آمد او تا که بشر فانی فیالله شود
بشر از جهل رها گردد و آگاه شود
می رود زود ولی چند بهاری کافی است
تاکه او بر همه روشنگر این راه شود
تاکه از خواری دنیا به همه حرفی گفت
عطر بیداری او خواب جهان را آشفت
هر زبانی که به «یا فاطمه» تطهیر شود
گوید او آمده تا نور سرازیر شود
هدف آمدنش چیست؟ همین می دانم
تا ولایت به خود فاطمه تفسیر شود
صحبت اهل ولایت به جز این زمزمه نیست
«زیر این چرخ، علی دوستتر از فاطمه نیست»
عمر پُر برکت او از چه حکایت دارد؟
از چه از مردم این شهر، شکایت دارد؟
همه ی عمر کمش گفت، «وفایی» بر خلق
که علی برهمهی خلق، ولایت دارد
بی علی هیچ ره سیر الیاللهی نیست
جز از این راه، به فردوس برین راهی نیست