🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷
🌷
#رُمـــانقَمـــصور
#پارت_140🌷
« نویان »
صدای عصبی بابا ..
باعث میشه کلافه دست روی شقیقه هام قرار بدم .
نفسم رو کلافه رها میکنم .
چشم میچرخونم و نگاهی به مامان میندازم که با پارچه کوچک دستش ..
اشک هایش رو پاک میکرد .
آنها از کارم شاکی بودند و من حساب میکردم چقدر دیگه میتونم ببینمش ..
نگاهی به ساعت دستم میندازم و از جا بلند میشم
- من فقط اومدم بگم که ..
کاری بوده که شده !
شما هم اگه قصدِ جبران کردن دارید توی عروسی ام جبران کنید .
امشب هم باید بریم خونه شون .
بابا از جا بلند میشه و با عصبانیت خیره میشه به صورتم ..
- میفهمی چی میگی احمققق؟
دختره رو عقد کردی بدون پدر مادرت بعد ما بریم اونجا بگیم خرِکی هستیم ؟
اصلا این خانواده دیگه کی بودند که دخترشون رو اینجوری به تو بی عرضه دادن !
بی حرف نگاهش میکنم .
دستم توی جیبم مشت میشه و دندون روی هم میسابم تا سکوت کنم .
میخواستمش ..
باید با خودم می اوردمش .
🌷
🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷
🌷
#رُمـــانقَمـــصور
#پارت_142🌷
وسط حرفش میپرم .
- بهترینش رو الان دارم .
من فقط همین دخترو میخوام مامان .
شما هم امشب باید بیاید .
صدای جدی بابا بلند میشه .
- ولش کن نسرین .
این از همون اول همه غلطی میکرد ..
حالا هم ته گندشو زده .
بعد امشب برگرد همه چیزتو جمع کن و برو هر قبرستونی که میخوای !
رنگ از صورت مامان میپره و من بی حرف به سمت ماشینم میرم .
سوار میشم و سیگارم از داشبورد برمیدارم .
ماشین به حرکت در میارم و
« منه بی بند و بار .
دیوانه وار ... بهت فکر میکنم ... روزی صد بار ..
دلم تنگه برات..
به جان چشمات ...اگه نمانی باهام ..
میدم تلفات ! »
سرعت ماشین بالا میبرم ..
پوک های عمیقی که به سیگار میزنم سرعت سیگار کشیدنم رو هزار برابر میکنه .
🌷
🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱
عزیزای دلم ..
به علت اختلاف 200 پارتی که با چنل اصلی پیدا کردیم ، امشب راس ساعت 12 شب قیمت vip به 102 هزار تومن افزایش پیدا میکنه ..
امااااا.
یک فرصت استثنایی برای شما ..
تا ساعت 12 شب با مبلغ 90 هزار تومن میتونید عضو چنل vip بشید 🙈
ـ خبری از تبلیغات نیست و همه چیز بی سانسوره..
_ هفته ای 25 الی 35 پارت داریم🌱
- اونجا یک سری اتفاقات افتاده که باورتون نمیشه .
اونجاست که میفهمید منظورم از خاص ترین رمان چیه 😌..
6037997148598346
اکبرزاده
فیش واریزی به آیدی زیر ارسال کنید.
@ellahe_banoo
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷
🌷
#رُمـــانقَمـــصور
#پارت_143🌷
دروغ نبود اگه میگفتم لحظه شماری میکردم برای دیدنش ..
میترسیدم از اینکه محمد با پدرش از لج من اونو اذیت کنن..
با اینکه وقتی یاد حرفش می افتادم تا مغز استخوانم می سوخت ولی ..
ولی هنوزم به جایی از قلبم جا باز کرده بود که هرچی از دستش ناراحت میشدم بیشتر دوستش داشتم ...
گل آماده شده رو از روی میز برمیدارم و صندلی عقب ماشین میزارم .
نگاهی به ساعتم میندازم .
ساعت ۸ شب بود..
شماره مامان رو میگیرم و منتظر میمونم جواب بده..
- بله ؟
نفس عمیقی میکشم و سوار ماشین میشم
+ سلام مامان .
کجایی ؟
دلخور بود ..
از صداش مشخص بود .
وقتی مامان دلخور بود یعنی حتی نمیشد تصور کرد وضع بابا چطوریه...
🌷
🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷
🌷
#رُمـــانقَمـــصور
#پارت_144🌷
صدایش ..
با تردید به گوشم میرسه ..
- نویان مامان ..
مطمعنی ؟
چهره مظلوم ارمغان جلوی چشم هام نقش میگیره ..
+ زن عقدیمه ..
سکوت میکنه ..
میفهمه جدی ام و از لجبازی پسرش خبر داشت چرا که جواب میده .
+ داریم میایم .
- پس منم میرم سمت خونه جلوی در منتظر تون میمونم ...
چیزی نمیگه و منم تماس رو قطع میکنم .
ماشین روشن میکنم و به سمت خونه شون حرکت میکنم ..
اول صبح چک محمد پاس شده بود و من حتی دلم نمیخواست فکر کنم این چک برای چیه .
حتی نمیدونستم چجوری باید قبول کنم که پدر و برادرش این بلا سرش آوردند...
دستی به ته ریشم میکشم و نگاهی به خودم میندازم و سرعت ماشین بالا میبرم.
🌷
🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱
🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷
🌷
#رُمـــانقَمـــصور
#پارت_145🌷
مقابل خونه می ایستم و اولین چیزی که میبینم ماشین بابا هست که چراغ میزنه ..
از ماشین پیاده میشم و به سمتشون میرم که مامان از ماشین پیاده میشه .
با دیدن لباس های مشکی تنش ..
ابرو هام در هم میره ..
با جدیت خیره میشم بهش و لب میزنم
+ این چیه پوشیدی ؟
اونقدر گریه کرده بود که چشمهایش قرمز شده بود ..
- مشکلش چیه؟
نیشخندی میزنم.
+ میخواستی بری ختم خبر نداشتیم ؟
چشم در حدقه میچرخونه و بغض سر راه گلو اش گیر میکنه .
- بهتر هم نیست..
دیوونه میشم .
کلافه و با صدایی که بالا رفته بود جواب میدم
+ تمومش کن مامان .
بخدا ببینم با اون دختر بد رفتاری میکنی دیگه منم نداری ...
بی حوصله ..
ازشون فاصله میگیرم و شیرینی و گل رو از ماشین بیرون میارم .
به سمت خونه میرم و زنگ رو میفشارم .
🌷
🌱🌷
🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷
🌷🌱🌷🌱🌷
🌱🌷🌱🌷🌱