eitaa logo
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
61 دنبال‌کننده
54 عکس
82 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نفرین مقبره‌ی مومیایی‌ها ۲۶ نوامبر ۱۹۲۲ هوارد کارتر، باستان شناس بزرگ، یک سال آزگار دنبال مقبره ای متعلق به فراعنه می گشت که غارت نشده باشد. اهرام خالی بودند. گنجا صدها سال قبل دزدیده شده بودند، اما هنوز این امید وجود داشت که غارهای دره ی پادشاهان اسرارشان را حفظ کرده باشند. او بالاخره به ورودی سالم یک تالار تدفین رسید. از مدیر گروه، لُردکارناروون، خواست که شاهد آخرین عملیات ورود باشد. کارتر آن را این طور توصیف کرده: با دست های لرزان، گوشه ی بالا و سمت چپ دیوار را سوراخ کردم. تا جایی که میله ی آهنی آزمایشم می رسید، تاریکی و خلا بود. معلوم شد آن سو چیزی جز خلا نیست. سوراخ را کمی بزرگ تر کردم شمعی را مقابلش گرفتم و خیره شدم. اولش نتوانستم چیزی ببینم. هوای داغ اتاق باعث شد شعله‌ی شمع کمی بلرزد، اما بعد که چشمهایم به تاریکی عادت کرد، جزئیات درون اتاق از میان غبار آشکار شد. حیوان های عجیب، مجسمه ها و طلا... همه جا درخشش طلا به چشم می خورد. از تعجب خشکم زده بود و نمیتوانستم حرفی بزنم. لردکارناروون مشتاقانه پرسید: «میتونی چیزی ببینی؟» و تنها چیزی که توانستم بگویم، این بود: «بله، چیزهای عالی.» کارتر سال ها تلاش کرده بود تماشایی ترین و ارزشمندترین یافته ی این قرن را از زیر خاک درآورد. او گورِ شاه جوان، توت عَنخ‌آمون(یسریا بهش میگن توتانخامون) را پیدا کرده بود اما آیا ممکن بود چیزی غیر از هوای داغ از داخل مقبره آزاد شده باشد؟ چیزی مثل نفرین سه‌هزارساله‌ای که کاهنان مصری برای محافظت از پادشاه داخل مقبره قرار داده بودند ...
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نفرین مقبره‌ی مومیایی‌ها ۲۶ نوامبر ۱۹۲۲ هوارد کارتر، باستان شناس بزرگ، یک سال آزگار دنبال مقبره ای م
نفرین به سرعت داستان‌هایی سر زبانها افتاد. روزی که مقبره باز شد، مردها در نور عصرگاهی خورشید از مقبره بیرون آمدند. وقتی آخرین نفر هم بیرون آمد، طوفان شن بلند شد و دور دهانه ی غار پیچید. همین که طوفان فرونشست، مردم شاهینی را دیدند که به سمت غرب پر میکشید. شاهین نماد خانواده‌ی سلطنتی مصر بود و سرزمین مردگان در سمتِ غربِ مصر واقع شده بود. لردکارناروون در ۶ آوریل ۱۹۲۳، کمتر از یک سال بعد از اکتشاف مُ،رد. علت مرگ او نیش پشه ای، در گونه‌ی چیش بود. نیش پشه عامل عفونت بود. هنگامی که بعدها پزشکان مومیایی توت عنخ‌آمون را بررسی کردند، متوجه خال عجیبی روی صورت مومیایی شدند... درست روی گونه ی چپش! شبی که لُردکارناروون در پایتخت مصر، قاهره ،مُ،رد برق شهر قطع شد و همه جا توی تاریکی فرورفت. همان‌وقت در همپشایر انگلستان، سگ لرد روزه‌ای کشید و جان داد مردم زیر لب گفتند: «انتقام توت‌عنخ‌آمون!» طي ماه های بعد، مر،گِ چند نفر از کسانی که از مقبره بازدید کرده بودند ،به نفرین نسبت داده شد. یکی از آنها شاهزاده‌ای مصری به نام علی فارمی‌بِی بود که نَسَبَش به فراعنه می رسید. او توی هتلی در لندن کش،ته شد و برادرش خودک،شی کرد. در سال ۱۹۲۹، گفته شد ریچارد بِتِل که به کارتر کمک کرده بود گنجینه‌ی توت‌عنخ‌آمون را فهرست‌برداری کند، خودک،شی کرده است. چند ماه بعد روزنامه ها از مر،گ پدرش خبر دادند؛ نوزدهمین قربانی...
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نفرین به سرعت داستان‌هایی سر زبانها افتاد. روزی که مقبره باز شد، مردها در نور عصرگاهی خورشید از مقبر
همین اواخر لرد وِستبِری هفتاد و هشت ساله از پنجره‌ی آپارتمانش در لندن، از طبقه‌ی هفتم بیرون پر،ید و بلافاصله کش،ته شد. جنازه ی پسر لرد وستبری هم که قبلاً دستیار هوارد کارتر باستان‌شناس حفريات توت‌عنخ‌آمون بود، در ماه نوامبر توی آپارتمانش پیدا شد. میگویند موقع رفتن به رختخواب در سلامت كامل به نظر می‌رسیده است. علت واقعی مر،گش هیچ وقت مشخص نشد... گویا لرد وستبری چند روز پیش از مرگش نوشته بود :«دیگه بیشتر از این تحمل ترس و وحشت رو ندارم.» پلیس اتاقی را که او خودش را از پنجره‌ی آن پر،ت کرده بود پایین، گشت و یک گلدان سنگی پیدا کرد. این گلدان متعلق به مقبره‌ی توت‌عنخ‌آمون بود. فهرست مرگ و میرها باز هم طولانی تر شد. آرچیبالد رید، باستان شناسی دیگر، در حال عکس‌برداری با پرتو ایکس از یک مومیایی، مُر،د. روزنامه‌ها نوشتند: انگلستان از ترس لرزید. مرگ مصر شناس، آرتور وِی‌گال، بیست و یکمین قربانی نفرین، خبرساز شد. او از تبی ناشناخته مُر،د و در کنار همه‌ی این‌ها، مرگ عجیب یک آمریکایی به نام کارتر در مقبره‌ی توت‌عنخ‌آمون( فقط چون اسمش شبیهه هوارد کارتره دچار نفرین شددد🙂)...
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
همین اواخر لرد وِستبِری هفتاد و هشت ساله از پنجره‌ی آپارتمانش در لندن، از طبقه‌ی هفتم بیرون پر،ید و
نفرین آشکار می‌شود به نظر هوارد کارتر گزارش‌های نفرین«داستان‌هایی مضحک» بود که برای سرگرمی مردم سرِ هم شده بودند. خود هوارد کارتر تا سال ۱۹۳۹ زندگی کرد و به مرگ طبیعی مُر،د( اینهمه آدم بخاطر تو مُر،د یکم عذابوجدان بگیر مردک). آیا چون اولین کسی بود که به مقبره پا گذاشت، نباید گرفتار نفرین میشد؟ بعضی از دستیارهای کارتر عمری طولانی داشتند. دکتر دِری که جسد توت‌عنخ‌آمون را آزمایش کرده بود در سن ۸۸ سالگی مُر،د. در سال ۱۹۳۳ جرج اشتایندورف، پروفسور آلمانی، نفرین را بررسی کرد. او فهمید لرد وستبری و پسرش، کوچک‌ترین ارتباطی با مقبره یا مومیایی‌ها نداشته اند، احتمالاً ریچارد بِتل به مر،گ طبیعی مُر،ده است نه با خودک،شی و در ضمن ثابت کرد کارترِ آمریکایی، هیچ ارتباطی با هوارد کارتر نداشته(مرثی). مومیایی‌ها با نفرین دفن نشده‌اند، اما طلسمی جادویی همراهشان است؛ نه برای کش،تن دشمنان فرعون، بلکه برای ترساندن آن‌ها؛ طلسمی به امید سعادت پادشاه در دنیای بعدی.
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نفرین آشکار می‌شود به نظر هوارد کارتر گزارش‌های نفرین«داستان‌هایی مضحک» بود که برای سرگرمی مردم سرِ
این داستان ادامه دارد... به‌هرحال، نمی‌شود جلوی یک داستان خوب را گرفت. مردم فیلم‌های ترسناک را دوست دارند و مومیایی‌هایی که زنده شده اند، هیولاهای ایدئالی‌اند. در سال ۱۹۶۶ روزنامه‌ها دوباره سروصدا به پا کردند. در آن سال دولتِ مصر تصمیم گرفت گنجینه‌ی توت‌عنخ‌آمون را به موزه‌ای در پاریس قرض بدهد. یک موزه دار مصری به نام محمد ابراهیم خواب دید اگر بگذارد آنها از مملکت بیرون بروند به مرگ فجیعی خواهد مُر،د (د بسه☺️🤣). او تا جایی که می توانست با این کار مخالفت کرد، اما در آخرین جلسه شکست خورد و آنجا را ترک کرد. قرار قرض‌دادن گنجینه برقرار بود. به محض اینکه محمد جلسه را ترک کرد، یک ماشین او را زیر گرفت. او دو روز بعد مُر،د. خبخب تو نفرین توت‌عنخ‌آمون رو باور میکنی !؟
در واقع اینارو از کتابایی که حدودا ,۱۲ساله‌م بود, میخوندم، پیدا کردم)