مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نفرین آشکار میشود به نظر هوارد کارتر گزارشهای نفرین«داستانهایی مضحک» بود که برای سرگرمی مردم سرِ
این داستان ادامه دارد...
بههرحال، نمیشود جلوی یک داستان خوب را گرفت. مردم فیلمهای ترسناک را دوست دارند و مومیاییهایی که زنده شده اند، هیولاهای ایدئالیاند. در سال ۱۹۶۶ روزنامهها دوباره سروصدا به پا کردند. در آن سال دولتِ مصر تصمیم گرفت گنجینهی توتعنخآمون را به موزهای در پاریس قرض بدهد. یک موزه دار مصری به نام محمد ابراهیم خواب دید اگر بگذارد آنها از مملکت بیرون بروند به مرگ فجیعی خواهد مُر،د (د بسه☺️🤣). او تا جایی که می توانست با این کار مخالفت کرد، اما در آخرین جلسه شکست خورد و آنجا را ترک کرد. قرار قرضدادن گنجینه برقرار بود. به محض اینکه محمد جلسه را ترک کرد، یک ماشین او را زیر گرفت. او دو روز بعد مُر،د.
خبخب تو نفرین توتعنخآمون رو باور میکنی !؟
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نمیدونم دوست دارید یا نه پس پاشید برید تو ناشناس بهم بگید☺️🙏
بیاد بگید دوست دارید هر جمعه یه داستان اینطوری بگم ؟
در واقع اینارو از کتابایی که حدودا ,۱۲سالهم بود, میخوندم، پیدا کردم)
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Six of crows
@MagoriumsShop
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
بیاد بگید دوست دارید هر جمعه یه داستان اینطوری بگم ؟
اگه ناشناس نیاد منم دیگه براتون داستان نمیگم_🗣🙎🏻♀