مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نفرین به سرعت داستانهایی سر زبانها افتاد. روزی که مقبره باز شد، مردها در نور عصرگاهی خورشید از مقبر
همین اواخر لرد وِستبِری هفتاد و هشت ساله از پنجرهی آپارتمانش در لندن،
از طبقهی هفتم بیرون پر،ید و بلافاصله کش،ته شد. جنازه ی پسر لرد وستبری هم
که قبلاً دستیار هوارد کارتر باستانشناس حفريات توتعنخآمون بود، در ماه نوامبر توی آپارتمانش پیدا شد. میگویند موقع رفتن به رختخواب در سلامت كامل به نظر میرسیده است. علت واقعی مر،گش هیچ وقت مشخص نشد...
گویا لرد وستبری چند روز پیش از مرگش نوشته بود :«دیگه بیشتر از این تحمل ترس و وحشت رو ندارم.» پلیس اتاقی را که او خودش را از پنجرهی آن پر،ت کرده بود پایین، گشت و یک گلدان سنگی پیدا کرد. این گلدان متعلق به مقبرهی توتعنخآمون بود.
فهرست مرگ و میرها باز هم طولانی تر شد. آرچیبالد رید، باستان شناسی دیگر، در حال عکسبرداری با پرتو ایکس از یک مومیایی، مُر،د. روزنامهها نوشتند: انگلستان از ترس لرزید.
مرگ مصر شناس، آرتور وِیگال، بیست و یکمین قربانی نفرین، خبرساز شد. او از تبی ناشناخته مُر،د و در کنار همهی اینها، مرگ عجیب یک آمریکایی به نام کارتر در مقبرهی توتعنخآمون(#منظورتونچیه فقط چون اسمش شبیهه هوارد کارتره دچار نفرین شددد🙂)...
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
همین اواخر لرد وِستبِری هفتاد و هشت ساله از پنجرهی آپارتمانش در لندن، از طبقهی هفتم بیرون پر،ید و
نفرین آشکار میشود
به نظر هوارد کارتر گزارشهای نفرین«داستانهایی مضحک» بود که برای سرگرمی مردم سرِ هم شده بودند.
خود هوارد کارتر تا سال ۱۹۳۹ زندگی کرد و به مرگ طبیعی مُر،د(#منظورتونچیه اینهمه آدم بخاطر تو مُر،د یکم عذابوجدان بگیر مردک). آیا چون اولین کسی بود که به مقبره پا گذاشت، نباید گرفتار نفرین میشد؟ بعضی از دستیارهای کارتر عمری طولانی داشتند. دکتر دِری که جسد توتعنخآمون را آزمایش کرده بود در سن ۸۸ سالگی مُر،د.
در سال ۱۹۳۳ جرج اشتایندورف، پروفسور آلمانی، نفرین را بررسی کرد. او فهمید لرد وستبری و پسرش، کوچکترین ارتباطی با مقبره یا مومیاییها نداشته اند، احتمالاً ریچارد بِتل به مر،گ طبیعی مُر،ده است نه با خودک،شی و در ضمن ثابت کرد کارترِ آمریکایی، هیچ ارتباطی با هوارد کارتر نداشته(مرثی).
مومیاییها با نفرین دفن نشدهاند، اما طلسمی جادویی همراهشان است؛ نه برای کش،تن دشمنان فرعون، بلکه برای ترساندن آنها؛ طلسمی به امید سعادت پادشاه در دنیای بعدی.
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نفرین آشکار میشود به نظر هوارد کارتر گزارشهای نفرین«داستانهایی مضحک» بود که برای سرگرمی مردم سرِ
این داستان ادامه دارد...
بههرحال، نمیشود جلوی یک داستان خوب را گرفت. مردم فیلمهای ترسناک را دوست دارند و مومیاییهایی که زنده شده اند، هیولاهای ایدئالیاند. در سال ۱۹۶۶ روزنامهها دوباره سروصدا به پا کردند. در آن سال دولتِ مصر تصمیم گرفت گنجینهی توتعنخآمون را به موزهای در پاریس قرض بدهد. یک موزه دار مصری به نام محمد ابراهیم خواب دید اگر بگذارد آنها از مملکت بیرون بروند به مرگ فجیعی خواهد مُر،د (د بسه☺️🤣). او تا جایی که می توانست با این کار مخالفت کرد، اما در آخرین جلسه شکست خورد و آنجا را ترک کرد. قرار قرضدادن گنجینه برقرار بود. به محض اینکه محمد جلسه را ترک کرد، یک ماشین او را زیر گرفت. او دو روز بعد مُر،د.
خبخب تو نفرین توتعنخآمون رو باور میکنی !؟
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
نمیدونم دوست دارید یا نه پس پاشید برید تو ناشناس بهم بگید☺️🙏
بیاد بگید دوست دارید هر جمعه یه داستان اینطوری بگم ؟
در واقع اینارو از کتابایی که حدودا ,۱۲سالهم بود, میخوندم، پیدا کردم)
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Six of crows
@MagoriumsShop
مخفیگاه ِعجیب ِخانم ِمگوریوم
بیاد بگید دوست دارید هر جمعه یه داستان اینطوری بگم ؟
اگه ناشناس نیاد منم دیگه براتون داستان نمیگم_🗣🙎🏻♀