eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
569 دنبال‌کننده
647 عکس
107 ویدیو
11 فایل
‹﷽› قسم به قلم¹ و آنچه می‌نویسد. . اینجا آرامگاه صاحب قلمی‌ست، که شوق رسیدن ابدی به أباالشهداء دارد .. . کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :). . جانم؟ @Mahak_135
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
دستش‌که‌به‌آب‌خورد یاد وصیت‌نامه‌پدرش‌افتاد؛ کنارش‌بمان! مظلوم‌تر‌از‌او‌نیست!! چنان‌سراسیمه‌‌بازگشت‌ که‌دست‌هایش‌را‌جا‌گذاشت :)
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
۱:۲۰
جبران نمی‌شوید؛ حتی به گریه های عمیق...
[ ִֶָⸯ🥀 در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست .. اگر قبول تو افتد، فدای چشم سیاهت :)) ]
- آسمان من، چگونه بر دست زمینیان دست به دست می‌شوی :)؟
- چه مهمان های غم داری، چه مهمانی پر حزنی! شما همیشه اسطوره‌ی ادب بودید برایم. این که با این سن و سال، در دیدار مهمان هایتان طوری برخورد می‌کردید که انگار از عرش برین مهمان دارید، آن ها را همینقدربزرگ می‌دانستید! شما برایم کوه ادب و بزرگی بودید، که هیچ کجا مثلش را ندیدم. در تمام دیدار های خصوصی و مردمی، آن که از همه بیشتر نگین وجودش برق می‌زند، شما بودید و ادبتان در مقابل مهمانان. انگار احترام به مهمان را هم مثل بقیه کارها، خیلی خوب بلد بودید. از نصایح بزرگان این است که می‌گویند در مقابل مهمان، پا دراز نکنید. با مهمان معاشرت کنید و سکوت نکنيد. در چشم مهمان نگاه کنید و رو از او برنگردانید. اما آقای من، به من بگویید اینبار چرا در مقابل مهمانانتان خوابیده اید؟ چرا دیگر به چشم‌شان نگاه نمی‌کنید؟ چرا با آن‌ها حرف نمی‌زنید؟ نکند دیگر دوستمان ندارید آقا؟ نکند کار خطایی کردیم که سکوت کردید؟ جانم فدای جسم نحیفت شود، نکند خستگی بر شما چیره شده که خوابیدید؟ چرا بلند نمی‌شوید با ما حرف بزنید آقا؟ تورا به خدا بلند شوید آقا. تو را به خدا برگردید آقا. تورا به خدا مهمان هایتان را ببینید. ببینید که از تمام کشور و دنیا مهمان دارید. ببینید آقا مارا. از ما ناراحت نباشید آقا. آقا شرم نگاه کردنتان را داریم، حتی از پشت صفحه‌ی گوشی هایمان. آقا داریم دق می‌کنیم، این جان ما چقدر بی ارزش بود که فدایتان نشد. قربان عبای سوخته و عمامه‌ی سیاهتان بروم آقا .. بیایید و با معجزه‌ای برگردید آقا؛ تورا به خدا بخاطر دل مهمان هایتان برگردید صاحب خانه‌ی عزیز ما :) . [ | سوگ‌نامه نویس؛ دارم می‌میرم از غمت، غم پر انتهای من، جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ ]