eitaa logo
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
569 دنبال‌کننده
647 عکس
107 ویدیو
11 فایل
‹﷽› قسم به قلم¹ و آنچه می‌نویسد. . اینجا آرامگاه صاحب قلمی‌ست، که شوق رسیدن ابدی به أباالشهداء دارد .. . کپیِ نوشته‌ها با نام ‹ #زینبِ‌بهار › و #ماهك؛ و مطالبِ دیگر با ذکر‌صلوات برای فرج مهدیِ‌فاطمه :). . جانم؟ @Mahak_135
مشاهده در ایتا
دانلود
- دنیا دنیای بی رحمیه، و الا برای غم میناب، باید همه می‌مردیم تا الان ..
- مدام می‌خوام پروفایل اینجارو برگردونم به تم خود اینجا، ولی می‌بینم من هنوز برنگشتم به خودم و روحم گیر کرده توی اون غم. بزار لااقل با دیدن عکس آقا، یکم دلمو گرم کنم به این که هنوز و هنوز و هنوز خیلی دوست دارم و برای من خاک شما سرد نیست تا ابد عزیزدل من :))
[ ˖࣪‌‌✦🐋• انگار دل کندن از خاطرات برایم آسان شده بود، و در وسط هر ذوق، رهایی عجیبی داشتم .. ]
- خیلی خیلی خیلییییییییییییی حق بود؛ همینو بکوبونین تو صورت وحوش تجزیه طلبی که دارن خودشونو برای اعدامی ها شرحه شرحه میکنن!
- گفته شده قاتل، یکی از مأموران را از روی موتورسیکلت به زمین انداخت، با چاقو به کتف او ضربه زد و به همراه تعدادی دیگر از متهمان، مأمور مجروح را روی زمین کشید؛ سپس روی پیکر مأمور بنزین ریخته شد و او در حالی که هنوز زنده بود، در آتش سوخت. در ادامه نیز، مطابق آنچه در پرونده ثبت شده، بر روی پلیت فلزی که روی پیکر یکی از شهدای فراجا انداخته شده بود، به رقص و پایکوبی پرداخت.
- هر لحظه نفس کشیدن شما وحوش در این دنیا، جفا به واژه‌ی انسانیته.
‌‹مـٰاه‍ِ مَـڹ›
میاین باهم یه #قرار قشنگ بذاریم؟ بیاین روزِ هشتم هر ماهمون رو تقدیم کنیم به بابا رضا؛ به احترامش اون
هشتم ماه رسید .. قربانِ دل روم که جز اندیشه‌ی تو را در سینه‌ی شکسته‌ی خود جا نمی‌دهد مارو ببخش و برسون به کربلا، آقای امام رضای رسیدن‌ها و شدن‌های همیشگی. :))
رزق امروز از زبان خود امام رضا بود :
- اما عزیزِ من، هنوز وصلت گران‌بهاست و من هنوز در تمنای وصالت، به زمین و آسمان چنگ باید بزنم. اشک ها باید بریزم، التماس ها باید بکنم، مراقبت‌ها باید بشود، تا در نهایت دل بدهی و بگذاری چشم هایم، به روشنای نگاهت گره بخورد. ولی اگر نرسیدم، نشد، نبودم آنچه دوست‌داری؛ و اگر مُردم و این ملاقات به ابد تعویق افتاد، بدان که با تمام سیاهی اعمال، باز تو راه روشن وجودم بودی. تو امید من بودی و هستی. باز تورا و تورا و تو را طلب کردم از همه. تو همه‌‌ی من بودی و هستی عزیزِدلم. همه‌ی آنچه هستم، آنچه نیستم و همه‌ی آنچه باید باشم و بشوم. من امیدوارم به این که می‌بخشانی‌ام‌. من مطمئنم که می‌بینی و می‌شنوی. من با تو بخشیده‌ می‌شوم، خوب می‌شوم. من دور از تو همه چیزم هیچ است و با تو هیچ هم باشم، همه‌ را دارم‌. تو همه‌ای برای من عزیزم. حال بگو چطور دلت را ببرم که دلم را خریدار شوی؟ میبخشی‌ام؟ می‌بینی ام؟ می‌خواهی ام؟ من خواستنی‌ِ تو باشم، چه میخواهم مگر؟ مرا بخواه برای خودت، و هر چیز که خودت دوست داری. مرا بخواه عزیزِ من، بخواه .. در کوی نیک نامی، مارا گذر ندادند گر تو نمی‌پسندی، تغیر ده قضا را .. [ | آقای¹²⁸ :)) گرفتار در زمین و مبتلا به آسمان، جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵ ]