eitaa logo
ߋߺَܟߺܢߺ࡙ߊ ッ
988 دنبال‌کننده
117 عکس
78 ویدیو
0 فایل
محیا؛ روایتِ زندگی بینِ دل و دنیا از حس‌ها، فکرها و لحظه‌هایی که بی‌صدا ما رو زنده نگه می‌دارن🌊🌱✨️🍃 کپی:( فور لطفا=) ارتباط: @Atena_Mal
مشاهده در ایتا
دانلود
ߋߺَܟߺܢߺ࡙ߊ ッ
“گاهی، سکوتِ دلنشینِ تنهایی، رساترین ترانه‌ای است که روحِ خسته را نوازش می‌دهد. در این خلوتِ ناب، می‌توان غبارِ روزمرگی را از آینه‌ی دل شست و در عمقِ وجود، گمشده‌ای را یافت که همیشه همراهِ ما بوده است.”
دریاب بال خسته‌ی جویندگان که ما در اوج آرزو به هوای تو می‌پریم هوشنگ_ابتهاج
گریه میکنم چون یاد اون برنامه هایی افتادم که برای آینده مون ریخته بودیم آینده ای که دیگرقرار نیست وجود داشته باشه _ ³⁶⁵ روز بدون تو
‌ﺩﺭ ﻓﺮﺍﺳﻮﯼِ ﻣﺮﺯﻫﺎﯼ تَنَت ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺭﻡ‌💜 - احمد شاملو
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایـا چـهـ خـطـا دیـد کـهـ از راهـ خـطـا رفـتـ؟❤️‍🩹
"دختر که باشی، کم‌اهمیت‌ترین لبخند تو، دلگرمی یک هفته یک مرد می‌شود. دختر که باشی، انگشتان کشیده‌ی تو، استعاره‌ی باران می‌شود. دختر که باشی، چشم‌های تو، قصه‌ی هزار و یک شب می‌شود. دختر که باشی، صدای تو، ترانه‌ی سکوت شبانه می‌شود. دختر که باشی، شکنندگی تو، غرور یک مرد می‌شود. دختر که باشی، دردهای تو، حسرت یک مرد می‌شود. دختر که باشی، آرزوی مرد شدن می‌کنی تا بفهمی چرا انقدر باید قوی باشی. دختر که باشی، عشق را می‌فهمی، عشق را می‌سازی، عشق را می‌میرانی و دوباره می‌سازی. دختر که باشی، خودت را گم می‌کنی تا دیگری را پیدا کنی. دختر که باشی، می‌میرم برایت." ✨️ روزت مبارک قوی ترین 💚❤️🌔🎀
آه پیمانه‌ای دگر که هنوز می‌گدازد ز تشنگی جگرم چه شرابی تو؟ وه چه شورانگیز سرکشیدم تو را و تشنه‌ترم هوشنگ_ابتهاج
به میزانی که خود را بیشتر دوست داشته باشید ، نیاز شما به دوست داشته شدن توسط دیگران ، کمتر خواهد
یه روز وسط هال، داشتم نمیدونم چه زری می‌زدم که دستمو کش دادم بالا، خورد به لوستر. حرف جدی بود. وسطِ حرفِ جدی یهو لبش کش اومد. گفتم چی شده؟ / باز خندید. با تعجب نگاش کردم. یهو گفت : قربون قد وُ بالات برم که دستت می‌خوره به لوستر. الان ساعت دو نصفِ شبه. نشستم توی هال. قفلم به سقف. از لوستر بدم میاد. از روشنایی بدم میاد. از دستم بدم میاد. از زرِ جدی زدن بدم میاد. از کش اومدن هر لبی بدم میاد. از اینکه هنوز خنده‌هاتو با جزئیات یادنه بدم میاد. از قَد و بالام بدم میاد. از اینکه می‌تونستی وسط هر چیزی حواسمو پرتِ خودت کنی بدم میاد. سر ظهر داشتم تی‌شرتمو درمیاوردم دستم خورد به لوستر. الان ساعت دو نصفِ شبه من هنوز گیرم. گیرم لوستر رو عوض کردم. اصلاً خونه رو عوض کردم. خودمو چیکار کنم؟ خنده‌تو چیکار کنم؟ چشاتو؟ از کجای قلبم رد شدی که پاک نمی‌شه رَدِت؟! _ علی سلطانی