قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست
وای! وقتی می رسد دریا به دریا دیدنی ست🌊💕
خدا همیشه نسلِ اهل ایمان را از دل سختترین لحظهها عبور داده است؛ از نان اندکی که به شکم یک کودک مظلوم در زمان امام هادی رسید تا نسل شیعه بماند و حق خاموش نشود تا این روزها که باز در همان نقطه حساس تاریخ ایستاده ایم؛ جایی که ما شیعیان باید نیت هایمان را خالص کنیم به یاری اسلام و امام زمان(عج)
این همان رشته نجاتی است که خدا می خواهد از دست ما به نسل آینده برسد و ظهور را با یک نسل خالص به ارمغان بیاورد...
بارکد را اسکن کن تا بگم چرا و چه جوری؟!
#گروه_فرهنگی_ملکا
#روز_ازدواج ۱۴۰۵ 💍
#محتوا
🧕🏻🇮🇷✊🏻
@Maleka_group
20.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«عشق، وقتی با هدفِ مشترک گره میخورد، تبدیل به قدرت میشود...» ✨
قدرت من☝️
قدرت ما 💍
قدرت ایران 🇮🇷
قدرت اسلام 🕋
و قدرت تمدن مهدوی💚
زیرا ساختنِ خانواده، ساختنِ آیندهی جهان است. 🏙️🌱
#گروه_فرهنگی_ملکا
#روز_ازدواج ۱۴۰۵
🧕🏻🇮🇷✊🏻
@Maleka_group
✍روایت یک نیروی فرهنگی از پیوند هدایا ملکا و میدان!
#خاطره_نگاری
#روز_ازدواج ۱۴۰۵
#گروه_فرهنگی_ملکا
🧕🏻🇮🇷✊🏻
@Maleka_group
#خاطره_نگاری ۱
#روز_ازدواج ۱۴۰۵ 💍
وقتی برای آمادهسازی رفتم، گفتند اگر کسی میخواهد میتواند تعدادی از هدایا را بردارد و در تجمعات پخش کند. همان لحظه با خودم گفتم: من در آمادهسازی بودم و دیگر لازم نیست که در پخش هدایا کمک کنم. اما بعد، تجربهی خوبی که روز دختر سال قبل از پخش هدایا داشتم یادم آمد؛ اینکه یک کار کوچک چگونه میتواند دلِ آدمها را گرم کند و لبخند را به صورتشان بنشاند. همین فکر، باعث شد تصمیم بگیرم تعدادی از هدایا را با خود بیاورم برای پخش کردن.
البته امسال مکان متفاوتتر بود؛ جایی که مردم آمده بودند تا وطندوستیشان را فریاد بزنند و جانفداییِ وطن بودنشان را به روشنی نشان دهند؛ در تجمع شبانه.
گوشهای ایستادم و در میان جمعیت چشم میچرخاندم تا کسی را پیدا کنم که هدیه را به او بدهم. بعد، هدیهها را یکییکی تقدیم میکردم و وقتی آن لحظههای کوچکِ خوشی را در نگاهشان میدیدم، سرشار از حس خوب میشدم.
وقتی هدیه را به دستشان میدادم و میگفتم «از طرف گروه ملکا»، یا زمانی که از «ملکا» میپرسیدند و من برایشان توضیح میدادم، از تهِ دل خوشحال میشدم. برایم قشنگ بود که ببینم خانوادهی ملکا هر روز بزرگتر میشود؛ و شاید همین تلاشهای کوچک، قدمهای بعدی را هم روشنتر و بهتر کند.
✍ فاطمهسادات
#گروه_فرهنگی_ملکا
🧕🏻🇮🇷✊🏻
@Maleka_group
#خاطره_نگاری ۲
#روز_ازدواج ۱۴۰۵ 💍
زیباترین خاطرهی برنامه #روز_ازدواج امسال، مربوط میشد به عروس و دامادهایی که دیدم و به سختی توانستم نزدیکشان شوم و به آنها هدیه بدهم. آن لحظهای که هدیه را میدادم و شاهد خوشحالی و لبخندهای زیبایشان بودم، برای من به یک خاطرهی ماندگار تبدیل شد.
در حین پخش هدایا در تجمعات شبانه بودم که مجری برنامه گفت قرار است سه زوج عروس و داماد در برنامه حضور داشته باشند. با خودم گفتم چه خوب میشد اگر میتوانستم به آنها هم هدیهای بدهم. پس سه تا از هدایا را جدا کردم، تا اگر شد به آنها بدهم.
آخر برنامه، وقتی عروس و دامادها مشغول عکسبرداری بودند، بهسویشان رفتم؛ اما آنقدر شلوغ بود که نمیتوانستم به آنها نزدیک شوم. مدتی صبر کردم تا خلوتتر شود. در همان لحظهها، با خودم کلنجار میرفتم که اصلاً این کار را بکنم یا نه... راستش را بخواهید، وقتی دیدم مسئولین و مردم چه هدایایی به زوجها دادهاند، اول کمی دو دل شدم. نکند این هدیهی کوچکِ من ــ که شاید از نظر مادی در مقایسه با آنها چندان چشمگیر نبود، اما سرشار از حس خوب و معنای زیبا بود ــ در میان آن همه هدیه کمرنگ به نظر برسد؟
اما در نهایت دل را به دریا زدم و جلو رفتم...
✍فاطمهسادات
#گروه_فرهنگی_ملکا
🧕🏻🇮🇷✊🏻
@Maleka_group
#خاطره_نگاری ۳
#روز_ازدواج ۱۴۰۵ 💍
اما در نهایت دل را به دریا زدم و جلو رفتم.
به اولین عروس سلام کردم و تبریک گفتم. هدیه را مقابلش گرفتم و گفتم: «از طرف گروه ملکا.» وقتی هدیه را به دستش دادم، خوشحال شد و گرم و صمیمی تشکر کرد.
عروس دوم هم همینطور.
اما عروس سوم حس و حال دیگری داشت؛ گرمتر و صمیمیتر برخورد کرد. میتوانستم ذوق را در چشمانش ببینم، چنان که مطمئن شدم کارم درست بوده است.
وقتی آویز کوچک با نشان پرچم ایران و کالسکه را به دستشان میدادم، همانجا از ته دل دعا کردم که خوشبخت شوند و فرزندانی سالم و صالح داشته باشند.
آن شب حس بهتری داشتم. خوشحالتر بودم، انگار که تمام لبخندهای زیبا و حس خوبی که آن زنان و دختران داشتند، یکجا به من منتقل شده بود...
✍فاطمهسادات
#گروه_فرهنگی_ملکا
🧕🏻🇮🇷✊🏻
@Maleka_group