eitaa logo
داروخانه معنوی
8.9هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
6هزار ویدیو
238 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️ چرا فکر می‌کنی امام زمان تو مشکلات و سختی‌های زندگیت به فکرت نیست و فراموشت کرده؟! @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. . -مَن‌این‌ڪُد‌را‌به‌شما‌ٓمےدهم۔۔۔ ڪہ هَرڪس‌بِخوٰاهد..، بِہ آقــᰔــٰـا‌نَزدیک‌شود‌أولین‌رٰاهش‌ ڪُنتـــــرلِ‌چِشـــــم‌أست! چِشم‌گُنـــــٰاه‌بین.. اِمــ✿ـــآم‌زمـــ﴿ﷻ﴾ـــآن بین‌نِمےشود!💚 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷 🌷سعید و پدرش حاج حسین در گروه ما بودند. یه شب داوطلب برا مین می‌خواستند، سعید تخریب بلد بود، داوطلب شد. موقع خداحافظی گفت: بچه‌ها حواستان به بابام باشه و رفت. چند شب بعد، در مدرسه‌ای در شوش نشسته بودیم. یکی از دوستان آمد. داشت از عملیات چند شب قبل در شلمچه می‌گفت. بعد گفت: راستی چند تا بچه‌های شیراز هم شهید شدند. بعد یکی یکی اسم برد و گفت سعید خسرو زاده.... 🌷رنگ از همه پرید. با ایما و اشاره گفتیم: نگو! حاجی حسین که ساکت به آتش خیره شده بود با آرامش سرش را بلند کرد و گفت: الحمد لله.... بچه‌ها اذیتش نکنین. الحمد لله. خبر شهادت سعید در گردان پیچید. همه جمع شدند و عزاداری مفصلی به پا شد و کسی آرام‌تر از حاج حسین نبود!! در آن عزاداری چند نفر از بچه‌ها بيهوش شدند. بعدها شیخ نجفی (شهید نجف پور) می‌گفت: آن‌ها چیزهایی دیدند.... 🌷آن شب گذشت. هرچه به حاج حسین اصرار کردیم که برا مراسم خاکسپاری و دفن سعید برگرد. نرفت. گفت: پسرم راه خودش را رفت، من هم دوست ندارم از راه خودم برگردم.... (مادر سعید خواب دیده بود عروسی سعید است، برایش خانه را چراغانی کرده بود.) 🌷عملیات رمضان بود. حاج حسین افتاده بود یه گردان دیگه. قبل از عملیات آمد پیش من. گفت: کو غلامحسین (شهید بغدادپور)؟ گفتم: رفت اهواز زنگ بزنه. با لبخند گفت: علی شماها همتون برام، مثل سعید هستین؛ کمی مکث کرد و ادامه داد: امشب من می‌رم و شهید می‌شم، از غلامحسین هم خداحافظی کن.... جلو چشمان متحیر من رفت. روز بعد از هر کس می‌پرسیدم: گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را.... یکی می‌گفت: دیدم افتاد زخمی بود. یکی گفت: شهید شد... 🌷مراسم چهلم حاج حسین و چهار ماه و ده روز سعید را با هم گرفتند.... 🌹خاطره اى به یاد شهیدان معزز سعید و جلال (حاج حسین) خسرو زاده شهادت پسر: ۷/۱۲/۱۳۶۰ شهادت پدر: ۲۲/۴/۱۳۶۱ @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
چَندبــــٰـار بِہ آقــ‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌❀ـــآمُحَّمد گُفتم: بَرا؎خُودمون ڪَفن بِخریم و بِبریم ، ح‌َــرم‌ ؏ـــــلیه السلٰام بَرا؎طــَـــواف ... وَلے ایشـــــونْ هِے طَفره مےرَفت۔۔!! بَعدِ چند بـــــآر ڪہ اِصـــــرار ڪَردم نٰاراحتـــــ شُد و گفت: دو تٰا ڪفن ، میخوٰا؎ ببر؎ پیشِ بے ڪَفن..؟! @Manavi_2
www.tebyan.net/SoundGallery16-tarkeshhaye_velghard.mp3_95316.mp3
زمان: حجم: 1.5M
قسمت5⃣1⃣ کتاب صوتی " ترکش های ولگرد" اثر داوود امیریان (داستان های طنز دفاع مقدس) با صدای محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️✨نیایش شبانه با حضـــــرت عشق ❤ ❤ ❤️✨بــــــارالــــهــــا🤲 ⚪️✨چه زشتے هاے فراوانم را که تو پوشاندے ❤️✨و چه بلاهاے سختـــــ که از من دور کردے ⚪️✨چه بسیار صفات خوب که در من نبود ❤️✨و بـــه مـــردم بــاوراندے ⚪️✨تو  آبرویم دادے ... مهـــــربانم ❤️✨دنیا با جاذبه هاے دروغینش مرا فریفته! ⚪️✨تــو را قـسـم بـه عـزّتت ؛ ❤️✨مبادا شتاب کنے در مجازاتم به خاطر ⚪️✨کــارهــای زشـت پـنـهـانے ام ❤️✨در همه حال با من مهـــــربان باش ⚪️✨و در همه کار بر من نگران باش ، ای مهربانم ❤️✨آمــــیـــن یــــا رَبَّ🤲 ⚪️✨آرزو می کنم نور هدایت خدا ❤️✨هــمـیـشــه بـــا شـمـــا بـــاشــه ⚪️✨شبتون رویایی و در پناه خداوند متعال @Manavi_2