داروخانه معنوی
#عظمت 🕋 🔸 قسمت (دوم ) 🔸 (آثار معرفت ) عالم دائم در حال صیرورت هست #استاد : حاجیه خانم رستمی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Audio_228975.mp3
زمان:
حجم:
19.3M
بــٰـــا تَـــــوسُل بِہ وُجـــــود،
⇠⇠ مُقـــــدّس «وَلےعَصـــــر𔘓»
مُطـــــمئن بــــٰـاشيـــــد كِہ↡↡
⇇هَـــــر مّشـــــكلے،
قـــٰــابـــــل حـَــــل خـــــوٰاهد بـــــود.
◇أگـــــر اِمـــــروز بَعـــــضے،
مُشـــــكلٰات لٰايَنـــــحل دٰاريـــــم۔۔
_بـــَــرٰا؎ايـــــن أســـــت↴
⤦ ⤦ كِہ تـَــــوسُلاتمـــٰــان ،
□ضَعيـــــف شُـــــدهأســـــت..! ✿↳⇉
﴿•عـــَـــلٰامـّہ مِصبــــٰـاحیــــَـزد؎•𑁍﴾
#امام_زمان 💛
#سخن_بزرگان
#کلام_بزرگان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
🎧 دعا برای موفقیت و پیروزی مرزداران و سربازان اسلام
🔺مداومت هر روز بر این دعا، کمترین کاری است که وظیفهی واجب ما در این نبرد آخرالزمانی و حمایت از رزمندگان و سربازان اسلام است.
متن دعا را در لینک زیر بخوانید :
blog.montazer.ir/?p=2263
داروخانه معنوی
خطبه ۱۹۲ فراز۱۶ خطبه قاصعه 🎇🎇🎇#خطبه۱۹۲🎇🎇🎇🎇🎇 🍃 قاطعيّت امام در نبرد با منحرفان آگاه باشيد خداون
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
خطبه ۱۹۲ فراز۱۶ خطبه قاصعه 🎇🎇🎇#خطبه۱۹۲🎇🎇🎇🎇🎇 🍃 قاطعيّت امام در نبرد با منحرفان آگاه باشيد خداون
خطبه ۱۹۲
فراز ۱۷
خطبه قاصعه
🎇🎇🎇#خطبه۱۹۲🎇🎇🎇🎇🎇
سوابق درخشان شجاعت و فضائل امام عليه السّلام
من در خردسالي، بزرگان عرب را به خاك افكندم، و شجاعان دو قبيله معروف «ربيعه» و «مضر» را در هم شكستم شما موقعيّت مرا نسبت به رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم در خويشاوندي نزديك، در مقام و منزلت ويژه ميدانيد، پيامبر مرا در اتاق خويش مينشاند، در حالي كه كودك بودم مرا در آغوش خود ميگرفت، و در بستر مخصوص خود ميخوابانيد، بدنش را به بدن من ميچسباند، و بوي پاكيزه خود را به من ميبوياند، و گاهي غذايي را لقمه لقمه در دهانم ميگذارد، هرگز دروغي در گفتار من، و اشتباهي در كردارم نيافت. از همان لحظهاي كه پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته (جبرئيل) خود را مأمور تربيت پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند، و من همواره با پيامبر بودم چونان فرزند كه همواره با مادر است،«» پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم هر روز نشانه تازهاي از اخلاق نيكو را برايم آشكار ميفرمود، و به من فرمان ميداد كه به او اقتداء نمايم. پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم چند ماه از سال را در غار حراء«» ميگذراند، تنها من او را مشاهده ميكردم، و كسي جز من او را نميديد، در آن روزها، در هيچ خانه اسلام راه نيافت جز خانه رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم كه خديجه هم در آن بود و من سوّمين آنان بودم. من نور وحي و رسالت را ميديدم، و بوي نبوّت را ميبوييدم من هنگامي كه وحي بر پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم فرود ميآمد، ناله شيطان را شنيدم، گفتم اي رسول خدا، اين ناله كيست گفت: شيطان است كه از پرستش خويش مأيوس گرديد و فرمود: «علي تو آنچه را من ميشنوم، ميشنوي، و آنچه را كه من ميبينم، ميبيني، جز اينكه تو پيامبر نيستي، بلكه وزير من بوده و به راه خير ميروي» 🌸
#نهج_البلاغه
💠باهم نهج البلاغه بخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
_ یِہ بَنـــــده خـُــــدٰایے مےگُـــــفت :
⤦ ⤦ قَدیـــــمٰا کہ تَـــــرازو دٰاشتـَــــن۔۔
⇠ یہ سَنـــــگِ مَحَـــــک دٰاشتَـــــن،
_ هَمہ چیـــــز رو بــٰـــا اون میسنـــــجیدَن..↝
_ مےگــُـــفت↡↡
⇇ أگـــــر سَنـــــگِ مَحـــــکِ زِندگـــــیت بـــِشہ،
﴿لَبـــــخَنــد امـــٰــام زمــــٰـآن(عج)𔘓﴾،
◇◇ ســـــود کـَــــرد؎!۞⇉
#امامزمان
#کلام_بزرگان
#تلنگرانه
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
#رمان " #رویای_من "بر اساس #داستان_واقعی قسمت_سی و هشتم ✍ بخش اول 🌷خیلی اتفاق بدی بود ، من می دو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#رمان " #رویای_من "بر اساس #داستان_واقعی قسمت_سی و هشتم ✍ بخش اول 🌷خیلی اتفاق بدی بود ، من می دو
#رمان "
#رویای_من "بر اساس #داستان_واقعی
قسمت_سی و هشتم ✍ بخش دوم
🌷وقتی نگار نزدیک دو سالش بود احساس کردم رفعت با کسی رابطه داره … یک دوست خانوادگی داشتن که تو شرکت رفعت هم کار
می کرد از همون اولی که ژانت رو دیدم نه اون از من خوشش اومد نه من از اون وقتی هم که میومد خونه ی ما فقط با رفعت حرف
می زد ….
🌷منم که فرانسه زیاد بلد نبودم ….ولی به روی خودم نمی آوردم …. کم کم احساس می کردم ژانت به رفعت نظر داره خیلی بهش نزدیک می شدو براش عشوه میومد …..
تا شنیدم با هم بیرون میرن ….البته رفعت پنهون نمی کرد اهل دورغ هم نبود خیلی روشن….. وقتی ازش می پرسیدم کجا بودی می گفت با ژانت بودم کار داشتیم ….. می پرسیدم شام خوردی می گفت : بله ….و این طوری خودمو کنار می کشیدم و هر روز بیشتر از هم دور می شدیم …… دیگه ارزشی برام قائل نبود …..
🌷من ساکت بودم و بهش حق می دادم فقط برای خودم ناراحت بودم ….. این بود که ازش خواستم برگردیم شاید اینجا دیگه ژانت رو نبینه ولی ….خیلی زود منو و نگار رو گذاشت و یکماهه رفت و شش ماه نیومد وقتی هم برگشت تمام اوقاتشو با نگار می گذروند و تو اتاق دیگه می خوابید… اون میومد ولی به هوای دیدن نگار …… و متاسفانه چون نمی تونستم به اون حرفی بزنم دق و دلیمو سر نگار خالی می کردم …… بالاخره مردی که دوستش داشتم ازم برید و رفت می شنیدم با ژانت هم خونه شده و دیگه امیدی برای من نبود ولی می خواستم به خاطر نگار همون طور زندگی کنم …
🌷تا یک بار اومد و رک و راست به من گفت: طلاق بگیریم چون می خواد با ژانت ازدواج کنه … رفعت نمی خواست من اذیت بشم چون مرد خیلی خوبی بود گفت نگار پیش تو باشه ولی من حالم خوب نبود و دلم نمی خواست بچه ام ناراحتی بکشه مادر بزرگش خیلی مهربون و دلسوز بود و می تونست ازش خوب مراقبت کنه …. همون وقت ها بود که من دائم با اون بچه ی هشت ساله دعوا می کردم و می زدمش؛؛ برای همین رفت و دیگه یاد منم نکرد ……
🌷بچه ام رفت که رفت …..اوایل باورم نمی شد که اونا ترکم کرده باشن ولی به مرور زمان حالم بد و بدتر شد ، همه فکر می کردن من به خاطر اینکه از رفعت طلاق گرفتم این طوری شدم ولی می دونم که اگر همین الانم خوب بشم می تونم زندگیمو به دست بیارم موضوع چیز دیگه ای …….
🌷وقتی تو رو دیدم که اومدی اینجا تو خونه ای که سه تا مرد هست ….ترسیدم تو صدمه ببینی حال خوبی هم نداشتم که بتونم درست فکر کنم برای همین نمی خواستم اینجا بمونی چون فکر می کردم برات جای امنی نیست…..
🌷من تو خونه ی بابام این بلا سرم اومد تو می خواستی تو خونه بی ناموسی مثل تجلی چی بشی ؟ و بابام هم اینو از حرفام فهمید وقتی با تو دعوا می کردم گفته بودم می خواین بیچارش کنین ؟ اون فورا به ایرج گفته بود برای اتاقت فقل بزارن ………
🌷اون می دونست که من به هیچ تجلی اعتماد ندارم …. این کثافت ها هم که امروز اومدن از همه چیز خبر داشتن … بعد وقتی بهت میگم از شکوه بدم میاد بهم حق میدی … تا اون مردتیکه که زن و بچه ام داشت به سزای عملش نرسه راحت نمیشم …………
ادامه_دارد
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2