eitaa logo
داروخانه معنوی
8.6هزار دنبال‌کننده
11.5هزار عکس
5.9هزار ویدیو
235 فایل
کانال داروخانه معنوی مذهبی ؛ دعا؛ تشرفات و احکام لینک کانال در ایتا eitaa.com/Manavi_2 ارتباط با مدیر 👇 @Ya_zahra_5955 #کپی_حلال تبادل وتبلیغ @Ya_zahra_5955
مشاهده در ایتا
دانلود
BQACAgQAAx0CT0OB8wACT81mOUCpIHsyVicU1IrVqqEjGen9DgACFhgAAuHisVGnYCUvPoCU2zUE.attheme
حجم: 352.7K
🏷 🌗زمینه تم: 🗂موضوع: «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز دوازدهم دی ماه 1404 هشتمین روز پویش سراسری ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه در سراسر کشور همزمان با پخش در صدا و سیما لطفا فراموش نکنید!!! ⇇ « متـــن دعـــای عـهـــد »⇉
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه عملی ما را نجات میدهد ۲۵_1.m4a
زمان: حجم: 11.2M
نجات دهنده [قسمت بیست و پنجم] 🌟💢پنج چیز نابود کننده عمل حاجیه خانم رستمی فر «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زمان نيت چه وقت است، آيا مى‌توان اول شب نيت کرد؟ وقت نيت اعتکاف، طلوع فجر روز اول است و می‌توان در ابتدای شب یا در طول شب نیت کرد و از همان زمان اعتکاف را شروع کرد، بلکه احتیاط مستحب آن است که شب اول داخل اعتکاف شود و از اول شب نیت شود. «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2
داروخانه معنوی
#احسن_القصص 🍀میرزا ابوالقاسم بن حسن معروف به میرزای قمی(۱۵) مکاشفه ای است از حاج ملّا علی کنی راز
🍀میرزا ابوالقاسم بن حسن معروف به میرزای قمی(۱۶) مکاشفه ای است از حاج ملّا علی کنی رازی طهرانی در احوالات فتحعلی شاه قاجار و عظمت شان میرزای قمی(۳) 👇👇👇 مؤلف گوید: مصدّق این دو مکاشفه منامه ای است که از برای جناب مستطاب، ورع کامل و ثقه عادل" حاج ملّا ابو الحسن مازندرانی الاصل" حایریاز او نقل کرد این است که گفت:خواب دیدم که از سمت بغداد کهنه به بغداد نو می روم. چون از برای عبور از شط وارد جسر شدم فتحعلی شاه را دیدم که از سمت بغداد نو به بغداد کهنه می آید. او هم سوار، با لباس و تاج و جیقه و سایر زینت های سلطانی که او را با آنها در تهران دیده بودم از طرف مقابل با جماعتی از طایفه نسوان که از عقب او می آمدند وارد جسر گردیدند. چون در وسط جسر به او رسیدم جلو اسبش را محکم چسبیده از او پرسیدم: بر تو چه گذشت؟ فرمود: آخوند دست بردار. گفتم: دست برنمی دارم. بگو. ثانیا همان شنیدم. ثالثا باتندی تمام گفت: آخوند دست بردار. گفتم: می دانم که مرده ای. دیگر از تو نمی ترسم و تا نگویی دست برندارم. چون این بشنید لمحه [ای ] سر به زیر انداخته ساکت گردید. ادامه دارد... «داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇 @Manavi_2