امروز شنبه
قضای ⇠ #نماز_صبح
بعد از هر نماز قضا خواندن دعای فرج(الهی عظم البلا...) برای سلامتی و فرج و مقدر شدن ظهور آقا جانمون حضرت مهدی (روحی لک الفدا) اجباری است🌹🌹🌹
داروخانه معنوی
🪴راهکارهایی برای #آرامش 🫠 قسمت(اول ) 📌زبان 📜چه چیزهایی مانع شادی ماست؟! #استاد حاجیه خانم رستمی ف
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
راهکارهایی برای آرامش ۲_1.mp3
زمان:
حجم:
19.3M
داروخانه معنوی
#احسن_القصص 🍀 #علامه_حلی (۱۵) علامه حلی در طول حیات بابرکت خویش در راه انجام وظیفه لحظه ای از پا نا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
#احسن_القصص 🍀 #علامه_حلی (۱۵) علامه حلی در طول حیات بابرکت خویش در راه انجام وظیفه لحظه ای از پا نا
یکی از راههای بیداری از خواب غفلت خواندن #شرح_حال_اولیاء_خدا است. بهمین منظور هر روز مختصری از زندگی یک ولیّ خدا تقدیم میگردد:
#احسن_القصص
🍀سید روح الله (مصطفوی)خمینی(۱)
امام خمینی (روح الله مصطفوی خمینی) در 1 مهر سال 1281 هجری شمسی در خمین به دنیا آمد. آقا سید مصطفی، پدر ایشان از منتقدان خوانین و مأموران دولتی بود و زمانی که روحالله پنج ماه بیشتر نداشت به شهادت رسید.
اجداد امام خمینی اهل نیشابور بوده اند، جد سیزدهم ایشان سیدحیدر موسوی اردبیلی کردی است که از سوی دایی خود که پدر همسر او نیز بوده است به نام میرسیدعلی همدانی برای تبلیغ اسلام راهی کشمیر هند می شود. پس از این هجرت فرزندان و نوادگان سیدحیدر راه پدر را در هند ادامه می دهند؛ تا زمانی که پدربزرگ امام خمینی که به سیدهندی شهرت دارد و در هند متولد شده است، به ایران بازمی گردد و در خمین ساکن می شود.
پدر بزرگ روحالله خمینی (سید احمد معروف به سید هندی) در بین سالهای ۱۲۴۰ تا ۱۲۵۰ ه . ق. از کشمیر راهی سفر عتبات عالیه می شود و در مدت اقامت در آنجا با یکی از اهالی خمین به نام یوسف خان فرفهانی آشنا میشود. یوسف خان از سید احمد دعوت میکند که برای ارشاد اهالی خمین به آن سرزمین مهاجرت کند...
ادامه دارد...
#شرح_حال_اولیاء_خدا
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
حکمت 213 🌱تحمّل مشكلات و خشنودى (اخلاقى، تربيتى): 🎇🎇#حکمت۲۱۳ 🎇🎇🎇 ✨وَ قَالَ (علیه السلام): أَغْضِ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
حکمت 213 🌱تحمّل مشكلات و خشنودى (اخلاقى، تربيتى): 🎇🎇#حکمت۲۱۳ 🎇🎇🎇 ✨وَ قَالَ (علیه السلام): أَغْضِ
حکمت ۲۱۴
🔻نرمخویی و کامیابی
(اخلاقی،علمی)
🎇🎇#حکمت۲۱۴ 🎇🎇🎇
✨ وَ قَالَ ( عليه السلام ) : مَنْ لَانَ عُودُهُ كَثُفَتْ أَغْصَانُهُ
✅ و درود خدا بر او فرمود: كسي كه درخت شخصيت او نرم و بي عيب باشد، شاخ و برگش فراوان است.
#نهج_البلاغه
💠باهم نهج البلاغه بخوانیم
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
♡┅═════════════﷽══┅┅
«امـــٰام سجّـــادﷺ𔘓» فَـــرمـــودَنـــد:
⇇كـَــسے كہ⇩⇩⇩
⇦ در زمـــٰان غِيـــبت قــٰـائـــم مـٰــا ،
↲↲ بَــر ولٰايـــت مـــٰا اُستـــوٰار بـــٰاشـــد،
⤸ خُـــدٰاونـــد پـــٰاداش هـــزٰار شَهيـــد
⃝❍↲ أز شُهـــدٰا؎ جَنـــگ بَـــدر و اُحـــد رٰا
بہ او خـــوٰاهـــد دٰاد.➺
↶﴿بحـــٰارالأنـــوار، ج ⁵²ص¹²⁵﴾ ↷.
#سخن_بزرگان
#کلام_بزرگان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️ ☔️قسمت ۳۶ ☔️پس انداز نمی دونستم چی بگم ... بدجور گیرافتاده بودم .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️
☔️قسمت ۳۷
☔️تمامش رو خوندم
تعجب کردم ...
_مگه پسر داری؟ ... پس چرا هیچ وقت باهات نیومده مسجد؟ ... .
همون طور که به پشتی مبل تکیه داده بود، گفت ...
_از اینکه پسر منه و توی یه خانواده مسلمان، راضی نیست ... ترجیح میده یه نوجوان امریکایی باشه تا مسلمان ...
خنده تلخی زد ...
_اونم بهم میگه آدم مزخرفی هستم ... .
چشم هاش بسته بود اما می تونستم غم رو توی وجودش حس کنم ...
همیشه فکر می کردم آدم بی درد و غمیه ... .
قرآن رو باز کردم و شروع کردم به خوندن ...
اما تمام مدت حواسم به اون بود ... حس می کردم غم سنگینی رو تحمل می کنه و داشت از درون گریه می کرد ...
من از دستش کلافه بودم ...
از پس منطق و قدرت فکر و کلامش بر نمی اومدم ...
حرف هاش من رو در #دوگانگی شدید قرار می داد و ذهنم رو بهم می ریخت ... طوری که قدرت کنترل و مدیریت و تصمیم رو از دست می دادم ....
من بهش گفتم مزخرف ...
اما فقط عصبی بودم ... ترجیح می دادم اون آدم مزخرفی باشه تا من ...
اما پسر اون یه احمق بود ...
فقط یه احمق می تونست از داشتن چنین پدری ناراحت باشه ...
یه احمق که اونقدر خوشبخت بود که قدرت دیدن و درک چنین نعمتی رو نداشت ...
از صفحه 40 به بعد، حاجی رفته بود اما من تمام روز و شب، قرآن رو زمین نگذاشتم ...
18 ساعت طول کشید ...
نمی دونستم هر کدوم از اون جملات، معنای کدوم یکی از اون کلمات عربی بود ...
اما تصمیم گرفته بودم؛ اونو تا آخر بخونم ... .
💖این انتخاب من بود ... اما تنها انتخابم نبود ...💖
ادامه دارد...
📚 نویسنده_شهید_مدافع_حرم_طاها_ایمانی
#کپی_فقط_با_ذکر_نام_نویسنده
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2