#ماه_رمضان
#نماز_هر_شب_ماه_مبارک_رمضان
نماز دو رکعتی در هر شب ماه مبارک رمضان
حضرت آیت الله العظمی سید محمدصادق روحانی (مدظلهالعالی) همیشه بر انجام این نماز مستحبی در شبهای ماه مبارک رمضان تأکید داشتهاند:
در کتاب مفاتیح الجنان (بعد از دعای افتتاح) آمده است:
در هر شب ماه رمضان [از شب اول] دو ركعت نماز در هر ركعت، حمد را یک《1》 بار و توحيد را سه《3》 بار بخواند و پس از سلام نماز بگويد:
«سُبْحانَ مَنْ هُوَ حَفيظٌ لايَغْفُلُ سُبحانَ مَنْ هُوَ رَحيمٌ لايَعْجَلُ سُبْحانَ مَنْ هُوَ قائِمٌ لايَسْهُو سُبْحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لايَلْهُو»
منزه است آن خداى نگهبانى كه غفلت نمیكند، منزه است آن خداى مهربانى كه شتاب نمیكند. منزه است آن خداى پابرجایی كه كسى را از ياد نمیبرد، منزه است آن خداى جاودانى كه به چيزى سرگرم نمیشود.
سپس ذکر تسبیحات اربعه (سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر) را هفت مرتبه بگوید و آنگاه بخواند:
«سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ سُبْحانَكَ يا عَظيمُ اغْفِرْ لِىَ الذَّنْبَ الْعَظيمَ»
خداوندا! تو از هر عیب و نقصی منزّهی، منزّهی، منزّه. بارالها گناهان بزرگم را بیامرز.
و در آخر ده《10》 بار صلوات بفرستد.
كسى كه اين دو ركعت نماز را به جا آورد خداوند هفتاد هزار گناه او را میآمرزد.
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
با سلام خدمت استاد گرامی. چندیست مطلبی در حال نشر و پخش در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس سوره فتح را در شب اول ماه رمضان سه بار بخواند خداوند درهای رزق و روزی را تا رمضان سال بعد به روی او می گشاید یا اینکه هر کسی سوره نصر و یس را در روز اول ماه رمضان بخواند در طول سال خوشحال و مسرور خواهد بود، آیا این احادیث سندیت دارند؟ ممنون از لطف و پاسخ های جامع شما.
پاسخ از استاد حاج شیخ محمد شاهرخ همدانی👇👇
هو العلیم.
علیکم السلام. نسبت به سوره فتح بعد از تحقیق باید عرض کنم که: آنچه که وارد است یک روایت ضعیف السند است که آن هم از ناحیه امام صادق علیه السلام است با این مضمون که حضرت می فرمایند: هر کس در شب اول ماه رمضان سوره فتح را قرائت نماید تا سال آینده همین روز در حفظ و امنیت است که این روایت را فقط مرحوم راوندی در کتاب نوادر صفحه 257 ذکر کرده است.پس،
اولا روایت از امام صادق علیه السلام نه پیامبر.
ثانیا: توصیه به قرائت آن سه بار نشده است.
ثالثا: مضمون آن هم هیچ ربطی به رزق و روزی ندارد.
اما روایت دیگر که درباره سوره نصر و یس است نیازی به تحقیق نبود چون بطلان و دروغ بودن آن مسلّم و واضح است خداوند هیچگاه از بندگانش خوشحالی در دنیا را در تمام طول سال نخواسته است و این مطلب با مبانی معرفتی و قرآنی و روایی در تضادّ است.
#احکام
#ماه_مبارک_رمضان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
⇇آمـــد بـــهـــــٰـار قـُــرآن
↶↶بـــازآ بـــهــــــار جـــانـــٰان↷↷
أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
#امام_زمان
#ماه_رمضان
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
.
متن دعای شب اول #ماه_مبارک_رمضان
🌺اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا بِكَ أَيُّهَا الشَّهْرُ الْمُبَارَكُ
سپاس خداى را كه ما را به تو گرامى داشت اى ماه مبارك
🌺اللَّهُمَّ فَقَوِّنَا عَلَى صِيَامِنَا وَ قِيَامِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
بار خدايا ما را به روزه ما در آن توانايى ده و هم در شب زنده داريش و قدم هاى ما را ثابت و محكم دارد و ما را پيروزى بخش بر قوم كافران
🌺اللَّهُمَّ أَنْتَ الْوَاحِدُ فَلاَ وَلَدَ لَكَ وَ أَنْتَ الصَّمَدُ فَلاَ شِبْهَ لَكَ وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ فَلاَ يُعِزُّكَ شَيْءٌ
بار خدايا تو يگانه اى پس فرزندى ندارى و تو بى نيازى پس مانندى ندارى و تو عزيزى پس چيزى باعث عزتت نباشد
🌺وَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ
و تويى غنى و منم درويش و تويى مولا و منم بنده و تويى آمرزنده و منم گناهكار
🌺وَ أَنْتَ الرَّحِيمُ وَ أَنَا الْمُخْطِئُ وَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ
و تويى مهربان و منم خطاكار و تويى آفريننده و منم آفريده شده و تويى زنده و منم مرده
🌺أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ أَنْ تَغْفِرَلِي وَ تَرْحَمَنِي وَ تَجَاوَزَ عَنِّي إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
از تو درخواست مى كنم كه به كرمت مرا بيامرزى و بر من ترحم فرمايى و از من بگذرى زيرا كه تو بر هر چيز قادر و توانايى.
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️ ☔️قسمت ۵۸ ☔️سرطان . سریع از مسجد اومدم بیرون ... چه خوب، چه بد ...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️ ☔️قسمت ۵۸ ☔️سرطان . سریع از مسجد اومدم بیرون ... چه خوب، چه بد ...
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️
☔️قسمت ۵۹
☔️ حرمت مومن
چند وقتی ازشون خبری نبود ...
تا اینکه یکی از بچه ها که خواهرش با حسنا دوست بود بهم گفت از بیمارستان مرخص شده ...
دکترها فکر می کردن توی جواب آزمایش اشتباه شده بوده ...
و هنوز جوابی برای بروز علت و دیدن شدن اون علائم پیدا نکرده بودن ...
ایستادم به نماز و دو رکعت نماز شکر خوندم...
.
.
توی امریکا، جمعه ها روز تعطیل نیست ...
هر چند، ظهرها زمان کار بود اما سعی می کردم هر طور شده خودم رو به
نماز جمعه برسونم ...
.
.
زیاد نبودیم ... توی صف نماز نشسته بودیم و منتظر شروع حرف های حاجی ...
که یهو پدر حسنا وارد شد ... خیلی وقت بود نمی اومد ... .
.
اومد توی صف نشست ... خیلی پریشان و آشفته بود ...
چند لحظه مکث کرد و بلند گفت:
_حاج آقا می تونم قبل خطبه شما چیزی بگم؟ ...
.
.
از جا بلند شد ...
اومد جلوی جمع ایستاد ... .
_بسم الله الرحمن الرحیم ...
صداش بریده بریده بود ...
.
- امروز اینجا ایستادم ... می خواستم بگم که ... حرمت مومن... از حرمت کعبه بالاتره ... هرگز به هیچ مومنی تعرض و اهانت نکنید ...
.
.
دستمالی رو که دور گردنش بسته بود باز کرد ...
_هرگز دل هیچ مومنی رو نشکنید ...
جمع با دیدن این صحنه بهم ریخت ... همهمه مسجد رو پر کرد ... .
- و الا عاقبت تون، عاقبت منه ...
گریه اش گرفت ... چند لحظه فقط گریه کرد ... .
.
- من، این کار رو کردم ... دل یه مومن رو شکستم ... موافقت یا مخالفت با خواستگاریش یه حرف بود؛ شکستن دلش و خورد کردنش؛ یه بحث دیگه ... ولی من اونو شکستم ... اینم تاوانش بود ... شبی که دخترم مرخص شد خیلی خوشحال بودم ... با خودم می گفتم؛ اونها چطور تونستن با یه تشخیص غلط و این همه آزمایش، باعث آزار خاتواده ام بشن و ... .
همون شب توی خواب دیدم وسط_تاریکی گیر کردم ... از بین ظلمت، شخصی که تمام وجودش آتش بود به من نزدیک می شد ... قدش بلند بود و شعله های آتش در درونش به هم می پیچید و زبانه می کشید ...
ادامه دارد....
📚 نویسنده_شهید_مدافع_حرم_طاها_ایمانی
#کپی_فقط_با_ذکر_نام_نویسنده
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️ ☔️قسمت ۵۹ ☔️ حرمت مومن چند وقتی ازشون خبری نبود ... تا اینکه یکی
☔️ #رمان زیبای #فرارازجهنم ☔️
☔️قسمت ۶۰
☔️ من عمل توئم
_... از بین ظلمت، شخصی که تمام وجودش آتش بود به من نزدیک می شد ... قدش بلند بود و شعله های آتش در درونش به هم می پیچید و زبانه می کشید ... نفسش پر از صدا و تنوره های آتش بود ... از صدای نفس کشیدنش تمام وجودم به لرزه افتاد ...
توی چشم هام زل زد ...
به خدا وحشتی وجودم رو پر کرد که هرگز تجربه نکرده بودم ...
با خشم توی چشم هام زل زد و با صدای وحشتناکی گفت:
_از #بیماری دخترت عبرت نگرفتی؟ ... هنوز نفهمیدی که چه گناهی مرتکب شدی؟ ... ما به تو فرصت دادیم. بیماری دخترت نشانه بود ... ما به تو فرصت دادیم تا طلب_بخشش کنی اما سرکشی کردی ... ما به تو فرصت دادیم اما تو به کسی تعدی کردی که خدا_هرگز_تو_رو_نخواهدبخشید ...
از شدت ترس زبانم کار نمی کرد ...
نفسم بند اومده بود ...
این شخص کیه که اینطور غرق در آتشه ...
هنوز از ذهنم عبور نکرده بود که دوباره با خشم توی چشم هام نگاه کرد...
#من_عمل_توئم ... من_مرگ_توئم ...
و دستش رو دور گلوم حلقه کرد ...
حس می کردم آهن مذاب به پوستم چسبیده ...
توی چشم هام نگاه می کرد و با حالت عجیبی گلوم رو فشار می داد ... ذره ذره فشار دستش رو بیشتر می کرد ...
می خواستم التماس کنم و اسم خدا رو ببرم ولی زبانم_تکان_نمیخورد ... .
با حالت خاصی گفت:
_دهان نجست نمی تونه اسم_پاک خدا رو به زبون بیاره ... .
زبانم حرکت نمی کرد ...
نفسم داشت بند میومد ... دیگه نمی تونستم نفس بکشم ... چشم هام سیاه شده بود ...
که ناگهان از بین قلبم برای یک لحظه تونستم خدا رو صدا بزنم ...
خدا رو به_حرمت_اهلبیت_پیامبر قسم دادم که یه فرصت_دوباره بهم بده تا جبران کنم ...
گلوم رو ول کرد ...
گفت:
_#لایق این فرصت نبودی. خدا به حرمت نام #فاطمه_زهرا این فرصت رو بهت داد ... . .
از خواب پریدم ...
گلوم به شدت می سوخت و درد می کرد ... رفتم به صورتم آب بزنم که اینو دیدم ... .
.
گریه اش شدت گرفت ...
رد دستش دور گلوم سوخته بود ... مثل پوستی که آهن گداخته بهش چسبونده باشن ...
جای انگشت ها و کف دست کشیده ای، روی پوستش سوخته بود ... .
.
جلوی همه خودش رو پرت کرد روی دست و پای من ...
قسم می داد ببخشمش ... .
.
حاج آقا بلند شد خطبه نماز جمعه رو بخونه ...
_بسم الله الرحمن الرحیم ... ان اکرمکم عندالله اتقکم ... به راستی که عزیزترین شما در نزد خدا، باتقواترین شماست ...
و صدای گریه جمع بلند شد ...
ادامه دارد...
📚 نویسنده_شهید_مدافع_حرم_طاها_ایمانی
#کپی_فقط_با_ذکر_نام_نویسنده
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2