سلام عزیزانم در مورد پخت سمنو
خدا را شکر تا الان ۱۲۰ کیلو آرد خریدیم گندمش هم ۷۰ کیلو
فردا ان شاءالله پاک کنیم و بریم برای پروسه خیس کردن و جوانه زدن
.
اولین ختم ۱۴ هزار صلوات
🦋به نیابت از
شهدای گمنام
وشهدای جاویداثر
هدیه به آقا صاحب زمان(عج)
🦋به نیت تعجیل در امرفرج
🦋سلامتی و خشنودی صاحب الزمان(عج)
🦋سلامتی رزمندگان و نیرو های مسلح
🦋حاجت روایی اعضای شرکت کننده
🦋پیروزی هر چه زودتر ایران عزیزمان در . برابر دشمنان داخلی و خارجی
🦋شر دشمنان داخلی و خارجی به خودش برگرده🙏
🦋قوت و سلامتی عزیزانی که پشت لانچر هاهستن.
🦋هدیه به روح پاک و مطهر امام راحل(ره)رهبر شهید و شهدای جنگ رمضان
لطفا هر تعدادی میخونید اعلام کنید🙏
در گروه ختم قران
https://eitaa.com/joinchat/170918372C42e49e2bdb
مهلت قرائت تا اذان ظهر روز جمعه
خدا را شکر از ۵۲۰۰۰ تا گذشت لطفا هم بخونید ه منتشر کنید تا برسه به ۱۰۰ هزار تا
#حاجت
نمازی برای حاجتروایی و دفع شر #دشمن
(نماز امام زمان علیه السلام در #شب_جمعه)
🔹سید بن طاووس مینویسد:
از امام زمان علیه السلام نقل شده هرکس حاجتی به درگاه خدا دارد به این دستور عمل کند حاجتش هرچه باشد برآورده میشود مگر آنکه حاجتش قطع رحم باشد.
هر زن و مرد مومنی این نماز و دعا را خالصانه را بجا بیاورد درهای آسمان برای اجابت به رویش باز میشود و خدا حاجتش را همان وقت یا همان شب برآورده میکند و این از الطاف خدا بر ما و بر مردم است .
👈طریقه نماز :
۱. شب جمعه، بعد از نیمه شب، غسل کند.
۲. در جایگاه نمازش برود و دو رکعت نماز (به نیت نماز امام زمان) بخواند.
۳. در رکعت اول، در سوره حمد، به آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» که رسید آن را صد بار تکرار کند.
۴. سوره حمد را تمام کند و بعد از آن سوره توحید را بخواند.
۵. در رکوع، هفت بار بگوید: سبحان ربی العظیم و بحمده.
۶. در سجده هفت بار بگوید: سبحان ربی الاعلی و بحمده.
۷. رکعت دوم را مثل رکعت اول بجا بیاورد.
۸. بعد از نماز این دعا را بخواند
اللَّهُمَّ إِنْ أَطَعْتُكَ فَالْمَحْمَدَةُ لَكَ وَ إِنْ عَصَيْتُكَ فَالْحُجَّةُ لَكَ مِنْكَ الرَّوْحُ وَ مِنْكَ الْفَرَجُ سُبْحَانَ مَنْ أَنْعَمَ وَ شَكَرَ سُبْحَانَ مَنْ قَدَرَ وَ غَفَرَ اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ قَدْ عَصَيْتُكَ فَإِنِّي قَدْ أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ وَ هُوَ الْإِيمَانُ بِكَ لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَلَداً وَ لَمْ أَدْعُ لَكَ شَرِيكاً مَنّاً مِنْكَ بِهِ عَلَيَّ لَا مَنّاً مِنِّي بِهِ عَلَيْكَ وَ قَدْ عَصَيْتُكَ يَا إِلَهِي عَلَى غَيْرِ وَجْهِ الْمُكَابَرَةِ وَ لَا الْخُرُوجِ عَنْ عُبُودِيَّتِكَ وَ لَا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّتِكَ وَ لَكِنْ أَطَعْتُ هَوَايَ وَ أَزَلَّنِي الشَّيْطَانُ فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَيَّ وَ الْبَيَانُ فَإِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي غَيْرَ ظَالِمٍ وَ إِنْ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي فَإِنَّكَ جَوَادٌ كَرِيمٌ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ
👈عبارت یا کریم را به اندازه یک نفس تکرار کند،
👈سپس بگوید:
يَا آمِناً مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنْكَ خَائِفٌ حَذِرٌ أَسْأَلُكَ بِأَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ خَوْفِ كُلِّ شَيْءٍ مِنْكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعْطِيَنِي أَمَاناً لِنَفْسِي وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي وَ سَائِرِ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ حَتَّى لَا أَخَافَ أَحَداً وَ لَا أَحْذَرَ مِنْ شَيْءٍ أَبَداً إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ يَا كَافِيَ إِبْرَاهِيمَ نُمْرُودَ يَا كَافِيَ مُوسَى فِرْعَوْنَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَكْفِيَنِي شَرَّ فُلَانِ بْنِ فُلَان
👈به جای فلان بن فلان نام دشمنش را بگوید.
۹. بعد از دعا به سجده برود و حاجتش را بخواهد و به درگاه خدا تضرع کند.
📚صحیفه مهدیه ص134
📚مهج الدعوات ص294
هنگام دعا حاجت مولایمان را فراموش نکنیم🙏
@Manavi_2
♡┅═════════════﷽══┅┅
□﴿علّامہمَجلسے(ره)𑁍﴾:
شَـــب جُمعہ مَشغـــول مطّالعہ بـــودَم،
⟲بہ ایـــن دُعٰـــا رسیـــدَم:
«بِسم الله ألرّحمٰن ألرّحیم»
﴿ اَلْحَمْدُ لِلِّه مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا إِلےٰ فَنائِها
وَ مِنَ الآخِرَةِ إِلی بَقائِها
اَلْحَمْدُلِلهِ عَلّےٰکُلِّ نِعْمَة
اَسْتَغْفِرُ الله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ إِلَیْہ
وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ ﴾
بَعـــد أز یک¹ هَـــفتہ مُجـــدد خوٰاستـــم
⇦⇦آنرٰا بخوٰانـــم کہ
دَر حٰـــالت مُـــکٰاشفہ أز ،
↶ مـــلٰائکہ نـــدٰایے شِنیـــدم کہ
مٰا هَنـــوز أز نِـــوشتن ثـــوٰاب قرٰائت قَبلے
فٰـــارغ نَشُـــدهایم..! ↷
【•قصصالعلماء•】
#شب_جمعه
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
ا༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀ا
روٰایـــت شُـــده⇩⇩⇩
⇦هـــرکـــہ ســـوره «جُـــمـــعه» را
در هَـــر شـــب جـُــمـــعہ تـــلاوت کُـــنـــد کـــفّـــاره أعـــمـــال او از ایـــن جُـــمـــعہ تـــا جُـــمـــعہ دیگـــر خـــواهـــد بـــود.
#شب_جمعه
#سوره_جمعه
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓#رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۴۰ . . بعد از عقد زدم بیرون و اونجا نموند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داروخانه معنوی
✍💞💞✍✍💞💞✍ 💓#رمان جذاب و نیمه واقعی 💓 #دست_و_پاچلفتی 💓قسمت ۴۰ . . بعد از عقد زدم بیرون و اونجا نموند
✍💞💞✍✍💞💞✍
💓 #رمان جذاب و نیمه واقعی
💓 #دست_و_پاچلفتی
💓قسمت ۴۱
.
خدا میداند و شما نمیدانید..
خیلی به فکر فرو رفتم اصن یه جور دیگه ای شدم
انگار یه نور امیدی ته دلم روشن شد
یه حس عجیبی بود
حس اینکه صاحب داری
حس اینکه توی این دنیای شلوغ تنهانیستی...
حس اینکه توی این ناملایملایت یکی حواسش_بهت_است.
صبح بعد از نماز وسایلم رو جمع کردم و به سمت شهر حرکت کردم...
تصمیم گرفتم که اینقدر قوی بشم که هیچ چیزی نتونه من رو زمین بزنه
با ضعیف بودن من فقط اونایی که زمینم زدن از تصمیمشون مطمئن تر میشن
هنوز ته دلم ناراحتی بود ولی...
نمیخواستم تو خونه نشون بدم.
نمیخواستم پدر ومادرم بیشتر از این غصه ی من رو بخورن و پیر بشن
نمیخواستم منی که مینا رو از دست دادم حالا با غصه پدر و مادرم رو از دست بدم
روز بعد شد و سمت دانشگاه حرکت کردم...
هرچی بود بهتر از خونه نشستن و غصه خوردن بود
رفتم سمت آزمایشگاه و دیدم درش نیم بازه...
اروم در زدم و باز کردم و دیدم زینب سخت مشغول کاره و متوجه اومدنم نشد
راستش اصلا حوصله توضیح دادن ماجرا به زینب رو نداشتم
فرم مسابقه رو که روی میز ازمایشگاه دیدم یهو دلم لرزید...
که با چه امیدی پرش کرده بودم
که لیاقتم رو به مینا نشون بدم
داشت این افکار تو ذهنم رژه میرفت که به خودم اومدم و گفتم... قوی باش مجید...
زینب از ته ازمایشگاه من رو دید و مقنعش رو درست کرد و جلو اومد
-سلام...اااااا...شما کی تشریف اوردین... فک کردم امروز هم نمیاین...خوب شد اومدین...امروز خیلی کارمون سنگینه..
-سلام...چند دیقه ای میشه که اومدم
بدون هیچ حرف دیگه ای رفتم به نمونه ها سر زدم...زینبم پشت سرم اومد که توضیح بده این چند روز چیکار کرده...
با بی حوصلگی حرفاش رو گوش میدادم و سر تکون دادم...
یه نمونه رو که از قالب در میاوردم افتاد و شکست...
-ببخشید...اصلا حواسم نبود
-اشکال نداره...از این چند تا داریم..خودتون که طوری نشدید؟
-نه...بازم شرمنده
-آقای مهدوی؟
-بله؟
-چیزی شده؟
-نه چطور
-اخه یه جوری هستید
-چجوری؟
-مثل همیشه نیستید...ببخشیدا فضولی میکنم ولی تو خودتونید و انگار فکرتون مشغوله
-راستش...هیچی ولش کنین
-هر طور راحتید...قصد فضولی نداشتم
-نه...این چه حرفیه...راستش همه چیز تموم شد
-یعنی چی؟؟؟مسابقه کنسل شد؟؟
-نه نه...بحث مسابقه نیست.ماجرای خودم رو عرض میکنم...یادتونه گفته بودم
-بله بله...درباره دختر خالتون...خب چی شد؟
-چند روز پیش عقدش بود
💞ادامه دارد...
✍نویسنده؛ سیدمهدی بنی هاشمی
«داروخانہ مـــــ؏ــنو؎»👇👇
@Manavi_2