eitaa logo
MARAUDERS
8 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بیا تو کلوپ ویس های ناناز بده
پارت بعدی به ما نمیرسه؟😌☝️
فععععک نکنم
هیچی یادم نمیاد😭
😭😭😭
همانطور که انتظار می‌رفت رگولوس ، برادر کوچک تر سیریوس در گروه اسلیترین قرار گرفت سیریوس«طبیعیه،اون سوگلی مامانه ، اینقدری که مامان اون رو دوست داره بابا رو دوست نداره» جیمز«ما که تک فرزند ، راستی سیریوس ، مامانم گفت برای تعطیلات سال نو بیای خونه ی ما» پیتر«اره بیا خوش میگذره ، خونه ی ما یکم اون طرف تره» سیریوس«دوست دارم بیام ولی....» جیمز«ولی چی؟» سیریوس«اگر ریموس نیاد من هم نمیام» ریموس«من نمیتونم....خودت که میدونی.....مشکل پشمالوی کوچولو» سیریوس«ولی من نگاه کردم ، تعطیلات سال نو امسال ماه کامل نداره ، ماه کامل قبلشه» ریموس«مطمئنی؟» جیمز«صبر کن ببینم ، تو که اینقدر نجومت خوبه پس چرا همیشه امتحان ها رو میوفتی؟» سیریوس با بیخیالی گفت«من فقط چیز هابی که برام مهمه یادم میمونه» دهان همه ی پسر ها از تعجب باز موند ریموس«یعنی من برات مهمم؟» لپ های سیریوس قرمز شد«به عنوان دوست ، اره» سیریوس که موهاش رو دو گوشی بافته بود ، یک لنگه از موهاش رو پشت سرش انداخت ، ریموس دستی به بافت های سیریوس کشید ریموس«موهات رو میبافی خوشگل تر میشی» جیمز سعی می‌کرد خنده اش را کنترل کنه و به قیافه ی خجالت زده و قرمز سیریوس نخنده جیمز«پدز ، مونی ، جدا خیلی فانید» پیتر«مزاحمشون نشو پرونگز» جیمز«دهنت رو ببند ورم‌تیل»
چیز اها
اره