eitaa logo
𝙈𝙖𝙧𝙨.
288 دنبال‌کننده
797 عکس
251 ویدیو
1 فایل
سیاره‌ای دور از هرگونه موجودِ زنده- . صحبتِ ناشناسانه؟ https://daigo.ir/secret/81726852696 . . صحبتِ غیر ناشناسانه؟ @Meyo_Avat . . https://eitaa.com/Mars_star2 و مثلا محافظ؟ .
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز از اون روزایی بود ک کلا پارادوکس توش موج میزد
هدایت شده از موسسه‌کارآگاهی‌بلانت
هادی جان ناراحت نباش اگه این مریضی بود نصف ایران تیمارستان بودن
هدایت شده از .13.
سلام به راهروهایی که صدای قدم‌هایش را بلد بودند. این چند خط را می‌نویسم برای کسی که اسمش فقط در دفتر انضباط نبود؛ برای کسی که بلد بود تذکر را طوری بگوید که بیشتر شبیه مراقبت باشد تا تهدید. کسی که اخم‌هایش کوتاه‌مدت بود اما دل‌سوزی‌اش کش‌دار، عمیق و ماندگار. برای معاون عزیزی که گاهی با یک نگاه،شلوغ‌ترین راهرو را ساکت می‌کرد و گاهی با یک لبخندِ نصفه‌نیمه،دلِ لرزان یک دانش‌آموز را محکم. او از آن آدم‌ها بود که نه خیلی صداش بلند می‌شد نه خیلی دیده می‌شد اما وقتی نبودنش را حس کردیم، فهمیدیم چقدر ستون بوده. از آن‌هایی که بلد بود بین قانون و انسانیت تعادل نگه دارد؛بداند کِی باید اسم بنویسد و کِی باید فقط بگوید: «برو سر کلاست، درست می‌شه.» مدرسه عزیز، از ما که گذشت اما تو شاهد باش که بعضی آدم‌ها با مدرک و عنوان بزرگ نمی‌شوند با رفتارشان بزرگ‌اند. نامش حالا شاید فقط در قاب عکس باشد اما اثرش در جرئتِ ادامه دادن خیلی‌ها در خاطره‌ی خیلی‌ها در دلِ خیلی‌ها مانده. روحش آرام و یادش در زنگ‌های بی‌دلیل ساکت در راهروهای بی‌حوصله و در دلِ دانش‌آموزانی که روزی فهمیده شدند جاودانه. نوشته. 13.
سجتریس ، یکم شل کن و اوضاع رو برای خودت سخت‌تر نکن.
من در این سلول به ابدیت فکر می‌کنم و به انسان، بسیار بسیار به انسان! با هرنخ سیگاری که دود می‌کنم تا افکارم را به نحوی تخلیه کنم، دودها می‌بینند نمی‌توانند این حجم از افکارم را تحمل کنند و مانند شیاطین کوچکی به سقف این جهنم دره می‌چسبند و اوقات ناکوکم را ناکو‌ک‌تر می‌کنند. شما چطور جناب بازپرس؟ من به ابدیت ایمان دارم چون انسان را می‌شناسم، این موجودی که نامش را اشرف مخلوقات می‌گذارند و بعد همان موجود دوپای پررو، لجن زار نکبت باری از خودش می‌سازد. آقای بازپرس، دردناک ترین نکته آنجاست برای آن لجن زار به افتخار خودش کف می‌زند و می‌خندد گویی که انگار شاهکاری ساخته. خوب شد دستگیرم کردید! خوب شد. حداقل با موجوداتی رو به رو هستم که آن روی واقعی‌شان را می‌بینم، نه چهره‌ای چرکین و مضحک که رد چسب نقاب‌ها بر روی صورتشان مانده و مدام درگیر این هستند، چگونه این رد را پاک کنند؟ شاید بپرسید، اینقدر از انسان گفتی، ابدیتش کجا بود؟ جناب محترم، اینها لایق ابدیت نیستند. مردگانی که از آنها کالبدهایی گندیده مانده، روحی سوخته، مغزی خالی. ابدیت یک قدیس‌است مختص به کسانی که انسان‌اند. ابدیت آزادی‌است و آزادی مختص به زنده‌هاست، نه کسانی که بود و نبودنشان در هرحال دردناک است. آقای بازپرس، لطف کنید اعدامم کنید. حتی اگر حکمم اعدام نبود بازهم اعدامم کنید، من از علفزار انسان ها بیزارم، تهوعی به نام تنوع ساخته‌اند و چنان غرقش شده‌اند که بوی تعفن گرفته‌اند. و یا حداقل به وابستگانم زنگی بزنید و یک روز قبل از آزاد شدنم بگویید: برایش اعصابی مناسب بیاورید. آقای محترم، برادر گرامی، بازپرس وظیفه شناس، مامور معذور! من می‌خواهم از اینجا که رفتم انسانی شده باشم که لایق ابدیت باشد، می‌دانید چه می‌گویم؟ من از اسارت در کالبد گندیده‌ می‌ترسم، از آینده‌ای که شبیه اسیران این علفزار است حالم بهم می‌خورد. می‌گویند در این زمانه کمتر کسی حرف انسان را می‌فهمد. من که عادت کرده‌ام به این سلول انفرادی و قرص‌هایی که پرستاران متحجر در حلقم می‌ریزند. زندان بهتر بود، سگ اعصاب‌های انزجار برانگیز را می‌دیدی، اما اینجا تماما ترس است. می‌شود بیشتر به من سر بزنید تا به یاد بیاورم روزهایی را که نشانی از انسانیت در تنم بود و ابدیت هدفم بود؟ هیچکس نفهمید من چه گفتم، پس از آن زندان مرا به این زندان که نامش را تیمارستان گذاشته‌اند منتقل کردند. نویسندش`
هدایت شده از 𝘊𝘩𝘢𝘮𝘱𝘢𝘨𝘯𝘦
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه شاهکار
هدایت شده از Wish