مرور خاطرات:
لبهی پنجرهی خونه عزیز، نشسته بودم. برف میبارید و حیاطِ خونه، شبیه به عروس شده بود. اشکی از گوشه چشمم چکید. دوریمون داشت عذابم میداد. با صدای الارم پیامکِ گوشیم، چشم از حیاطِ پوشیده از برف، گرفتم و گوشیم رو از جیبم دراوردم. پیام داده بود :
″ازت ناراحتم که باشم، بازم دوست دارم. ادم که تقی به توقی بخوره، راشو نمیکشه بره که؛ این پای لعنتی واسه رفتن نیست. ببینمت اصلا تاحالا سرما خوردی؟ دقت کردی تو زمستون بیشتر سرما میخوری! الان منو تو شاید تو زمستون رابطمون باشیم. من یکم سرما خوردم اما تب و لرزش کشنده نیست. تو یه سوپ با طعم عشق برام بپز، منم با چهارتا انتی بیوتیک، این چرکِ اعصابخوردیو و بداخلاقیو میریزم دور. زمستونه دیگه، باید مراقب باشم چه سرما نخوری″
میان سیل گریههام، شیرین خندیدم.
"♥️🎞"
مسکوت
خوشی زده زیر دلمون که اینجوری شدیم اره
یه موجودی وجود داره به اسم نوجوون ایرانی ، از بچگی براش کلی محدوده جنسیتی گذاشته میشه که فلان کار و نکن مخصوص تو نیست به درک که علاقه ات چیه و هی حسرت تو دلش میمونه تا بزرگ میشه میره مدرسه درس بخونه ، تو مدرسه خورد میشه ، بهش توهین میشه کلی سختی میکشه فقط به خاطر اینکه خانوادش بچه همسایه رو به رخش نکنش مجبور میشه هر چرندی رو به خاطر نمره پاس کنه ، آخرشم با یک فشار مواجه میشه به اسم کنکور ، افسرده میشه ، انواع و اقسام بیماری های روحی میاد سراغش ، نسبت به همه چی و همه کس بی اعتماد میشه ، به فکر خودکشی میافته ، بعضی وقتا سمت مواد و سیگار میره با کلی تنش رو به رو میشه ، کل زندگیش با بچه فامیل مقایسه میشه ، احساس ناکافی بودن بهش دست میده ، تا یک نمره بد گرفت یه جور باهاش رفتار میشه انگار زیادی خنگ و بی سواده ، ته تهش میدونی به این جوان افسرده چی میگن ؟
تو دیگه چته ، جوونی دغدغه چیو داری تو زندگیت ؟ جوونای امروز از بس خوشی زده زیر دلشون این کارا رو میکنن .
در واقع ادمین ها لطف میکنن و میان تو کانال تو دارن پست میزارن
چته تو؟چرا این رفتار رو داری؟
یکی رو دوست داشتم؛
اونقدر بهش فکر کردم
که تصویری که ازش داشتم
از خود واقعیش سبقت گرفت!
بعد ها دیگه خودشو دوست نداشتم،
تصور ذهنی خودمو دوست داشتم...!