eitaa logo
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★
255 دنبال‌کننده
55 عکس
6 ویدیو
0 فایل
𝗶𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗇︎a𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗀︎o𝖽 ᯓ𝖶︎e𝗅︎𝖼︎𝗈𝗆︎𝖾꜂To mყ 𝖼︎𝗁︎n𝗇︎𝖾𝗅︎. ♥️🔗 رمــان‌آوازِ‌قــو| پــایــانᯓ رمــان‌متروکــه| در‌حــال‌پــارت‌گــذاریᯓ ᯓجـهت‌تبادل @Khanompotato کـــدمون:📝𝟬𝟱𝟲 "عضوجمعیت‌نویسندگان"
مشاهده در ایتا
دانلود
فردا کلی پارت داریم قشنگا ✨!
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ★. Part : ¹⁶ حامی که متوجه جریان شد آروم دست پناه و گرفت حامی : خانوم محترم کی به شما اجازه داد بیای این اتاق ؟ دارم با همسرم صحبت میکنم پناه : حامی ا اون مهتابه .. مامانم مهتاب به سمت تخت رفت و رو به پناه گفت مهتاب : چی به سرت اومده ؟ معلومه کجایی تو ؟ این یارو کیه ؟ پناه برخلاف همیشه و تصور اخمی کرد و محکم برای اولین بار تو روی مهتاب وایساد پناه : باهاش درست حرف بزن مهتاب که یکم هول کرده بود نزدیک تر رفت که دست حامی مانع شد حامی : کجا ؟ نزدیکش نشو مهتاب : چیمیگی تو ؟ دخترمه اونی که باید بده تویی نه من پناه : اتفاقا تویی مامان تویی که دخترت و به اون مرد..تیکه فروختی و گذاشتی با پسرش اذیتم کنن تو یه دخترت و فراری دادی و اون یکی هم گم و گور شد و حالا خبر مر..گش اومده 𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵♥️🔗 Chanel :@Matrookeh
پارت ها آمادس ناشناس شلوغ بشه ادامه رو بزارم👀🤍..
عالیییییییییییی بودددددد 😭😭😭 _ خب شکرررر👀
سلام خانوم. _ سلام عزیزک ..
بسیار زیبا نوشتی. ✨ _ فدای تو
اخه این همه زیبایی رو از کجا میاری. 😭😭 _ قربونتبرم من
عالیهههههههههههه _ فدای توووو
مثل همیشه بی نظیر بود _ هوراااا🤏🏻