eitaa logo
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 | 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 💙✨੭ .
267 دنبال‌کننده
66 عکس
8 ویدیو
0 فایل
𝗶𝗇︎ 𝗍𝗁︎𝖾 𝗇︎a𝗆︎𝖾 𝗈𝖿︎ 𝗀︎o𝖽 ᯓ𝖶︎e𝗅︎𝖼︎𝗈𝗆︎𝖾꜂To mყ 𝖼︎𝗁︎n𝗇︎𝖾𝗅︎. 🐋🔗 رمــان‌آوازِ‌قــو| پــایــانᯓ رمــان‌متروکــه| در‌حــال‌پــارت‌گــذاریᯓ ᯓجـهت‌تبادل @Ilmah_118 کـــدمون:📝𝟬𝟱𝟲 "عضوجمعیت‌نویسندگان"
مشاهده در ایتا
دانلود
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗺𝗮𝘁𝗿𝗼𝗼𝗸𝗲 ²💙. ࣪ ࿔ꔷ Part : ² به ضربان قلب غیر منظم زل زده بود که صدای بوق دستگاه دراومد دکتر و پرستار با سرعت به داخل اتاق رفتن و تمام پرده هارو کشیدن بدون هیچ توجهی به حامی کسی که پشت شیشه ها بی تابی قلبش که رو تخت بیمارستان بود و میکرد   مانیا: داداش تروخدا آروم باش حامی : ولم کن مانیا من نمیخوام پناهم مثل نیلا از دست بدم مانیا : چ چی ؟ حامی : بعدا برات توضیح میدم حامی به سمت در قفل شده رفت و شروع به در زدن کرد انقدر محکم در و کوبید تا باز شد حامی : ح حالش چطوره ؟ دکتر : بخیر گذشت بهوش اومده حالش خداروشکر خوبه بعد اینکه به بخش منتقل شد میتونید ببینیدش حامی نفس عمیقی کشید لبخندی بعد شیش ماه روی لباش نشست دلش بلاخره آروم گرفت و به سمت مریم رفت حامی : بلاخره دعاهات جواب داد مامان مریم سری تکون داد و لبخند رضایت بخشی رو لباش نشست 𝘊𝘰𝘱𝘺?𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 𝘳𝘦𝘱𝘰𝘳𝘵🫆👀 Chanel :@Matrookeh