دیشب عجیب ترین کلمات رو از مامانم شنیدم.
وااااقعا باور نکردنی بود پسر!
مامانم خودش گفت وقتشه یه بچه گوربا بیاریم :))))))
هنوز تو شُکم.
این اهنگ منو یاد خداحافظی میندازه. خداحافظیهایی که ناچارا انجامشون میدی و حتی فرصت یه آغوش اضافه هم بهت نمیدن.
ثبتِ قصه ها ؛
من که منتظر بودم فقط صبح بشه تا بتونم پیام بدم :
جواب دادن و من الان با ذوقِ اومدنش قراره کارای یه هفته رو توی یه ساعت انجام بدم ✅