eitaa logo
ثبتِ قصه ها ؛
7 دنبال‌کننده
281 عکس
66 ویدیو
5 فایل
هیچ چیز توی دنیا به اندازه ی ثبت کردن ارزش نداره. این تنها چیزیه که میمونه.
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش زودتر تولدم بشه. امسال هدیه ای که برای خودم در نظر گرفتم با تمام هدیه های زندگیم متفاوته.
امروز واقعا روز عجیبی بود. یعنی درواقع خیلی طولانی بود. تمام اتفاقاتی که امروز افتاد چیزایی بودن که انجام دادنشون قلباً اذیتم میکردن. مثلا دوتا آزمایش خون دادم و یکی از دستام کبود شده. مجبور شدم دو لیتر آب رو توی یه مدت خیلی کوتاهی بخورم. وقتی که حوصله ی هیچی رو نداشتم باید میرفتم یه عزیزی رو میدیدم و بعد از مدت ها لبخندش رو میدیدم ولی فقط اشکاشو دیدم. تازه! مثل همیشه مارکوپولو بودنم موشک زد وسط تمام برنامه هام. ریتم زندگیم حدودا 7 سالی هست همینه. تا خودمو جم و جور می‌کنم و برنامه هامو با صدتا فروپاشی روانی میریزم، یهو همه چی دست به دست هم میدن تا یه ماه از خونه دور بشم... سیمبا. اونم قراره صبح بره خونه ی جدید چون دیگه منو نداره و منم اونو... دلم خیلی براش تنگ میشه. اومد و قند و نبات آورد تو خونمون و حالا میخواد بره. این اولین کوچولوی قندی ای بود که حتی مامان و باباهم از رفتنش ناراحتن انگار یه تیکه از وجودشون قراره بره. درست عین من... ولی حداقلش خوشحالم و خوشحالم و خوشحالم که از یه بدسرپرست نجاتش دادیم. بهش رسیدیم و الان شیرپسری شده برا خودش! عجیبم من ، عجیبه زندگی.
امشب بهم گفت اسمت واقعا بهت میاد ، رَها، واقعا داری زندگیش میکنی. حتی وقتی بچه بودی هم همین بودی! گفتم نه. بچه بودم کله خر بودم ، الان کله خره دوبلم :")
دلم برات خیلی خیلی تنگ میشه کوچولو.
نشستم پارک نزدیک خونشون و یاور همیشه مؤمن داریوش داره آروم آروم چشمامو اشکی میکنه.
کاشانیا خودشون شاید سالی یه بار بیان اینجا. ولی تا جایی که یادمه همیشه نجات دهنده ی من همینجا، همین نقطه بوده. مخصوصا وقتی خلوته و هیچ صدایی نیست و فقط یه نسیم خنک میون آتیشِ زمین آروم صورتت رو لمس میکنه...
فکر کنم قراره تا خونه پیاده برم. حدودا 5 کیلومتره.
دما :
حالا که فکر میکنم زندگی بعضی وقتا باید به طور جدی استپ بخوره :)
هدایت شده از جاحرفـي.
💬 | متن پیام: انتظار نداشته باش کسی تو رو درک کنه.شاید هیچ وقت اون شخص نیاد. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⏱ساعت: ۱۲:۲۹:۳۸ ⏰تاریخ: پنجشنبه تیر ۱۴۰۴ ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ طراحی و کدنویسی : @Im_Azad 🆔 @harf_n