چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
درد بیحد بنگر بهر خدا هیچ مگو
دل پرخون بنگر چشم چو جیحون بنگر
هر چه بینی بگذر چون و چرا هیچ مگو
دی خیال تو بیامد به در خانه دل
در بزد گفت بیا در بگشا هیچ مگو
دست خود را بگزیدم که فغان از غم تو
گفت من آن توام دست مخا هیچ مگو
تو چو سرنای منی بی لب من ناله مکن
تا چو چنگت ننوازم ز نوا هیچ مگو
گفتم این جان مرا گرد جهان چند کشی
گفت هر جا که کشم زود بیا هیچ مگو
گفتم ار هیچ نگویم تو روا میداری
آتشی گردی و گویی که درآ هیچ مگو
همچو گل خنده زد و گفت درآ تا بینی
همه آتش سمن و برگ و گیا هیچ مگو
همه آتش گل گویا شد و با ما میگفت
جز ز لطف و کرم دلبر ما هیچ مگو
- #مولانا
#شاخه_نبآت
- Mava !🌿'
ماوی
ای دلِ قلاش مکن! فتنه و پرخاش مکن! شهره مکن؛ فاش مکن بر سر بازار مرا =| - #مولانا #غریق - Mava !🌿'
قطره تویی بحر تویی! لطف تویی؛ قهر تویی!
قند تویی زهر تویی؛ بیش میازار مرا…
- #مولانا
#شاخه_نبآت
- Mava !🌿'
میروم سر میگذارم بر کویر و کوه و دشت
میروم گم میشوم در دامن شن زارها...
- #شیرین_خسروی
#غریق
- Mava !🌿'
شب نیست که از دیده نرانی خونم
دیریست که من با تو ز خود بیرونم
گفتی به فراق نازنینان چونی ؟
وقت است که آیی و ببینی چونم
- #نیما_یوشیج
#وِنوش
- Mava !🌿'