چه بینم آفتابی را، که از جیب فلک سرزد؟
خوش آن ماهی، که هر صبح از گریبانت برون آید
- #هلالی_جغتایی
#مهروماه
- @Mava_a !🌿'
امروز دلم برای شب چشمانت تنگ شد
هوا گرم بود و نفس گیر
و آفتاب پشت به پنجره های جنوبی
برای گلدانها شعر دلتنگی می نواخت
برای گلها
داستان صبوری چشمانت را گفتم
و برای هر قطره ی اشکت
شعری سرودم برای دلخوشی های
کوچکت
از اندوه یخ زده ی دستانت
تا نخلهای سر به فلک کشیده ودل سوخته ی جنوب
جاییکه که آفتاب به دریچه ی چشمانت نفوذ می کند
و گلهای مهربانی
رابرگوشه ی لبهایت می نشاند
دلتنگ به آسمان لبخند میزنم
چقدر دلم تنگ شد
برای خوابهایم
وقتی قصه های شرقی را با کلام شیرینت
زمزمه می کردی
چه زیبا خودم را به تقدیر دستانت می سپردم
تا امید فردا را آرزو کنم برای دیدن آفتاب..
- #نسیم_رضایی
#وِنوش
- @Mava_a !🌿'