مِعیار / محمّدرضا رحیمی
🔘 مرور ۱۰ شرط راهبردیِ رهبری برای مذاکره و اتمام جنگ: ۱. لغو کامل و دائمی تمامی تحریمها: نه صرفاً
با هم هرشب شروط رهبری رو مرور کنیم ...
▪️ واکاوی معیار: شبهه : آیا هر منسوب و مشاوری، سخنگویِ ارادهی باطنیِ امام است؟!
در پاسخ به کسانی که میگویند «چون رهبری فلان شخص را منصوب کرده، پس حرف او همان حرف رهبری است و نیازی به موضعگیری صریح ایشان نیست»، باید با نگاهی استراتژیک و تاریخی چند نوارِ سیاه را از رویِ حقیقت برداریم:
۱. نفیِ «عصمتِ نیابتی»؛ منصوب بودن به معنایِ مطهر بودن نیست!
اینکه کسی منصوبِ رهبری باشد، به معنایِ این نیست که تمام نظرات، تحلیلها و مواضعِ شخصیِ او، همان ارادهیِ مقدّسِ امامِ جامعه است. تاریخ اسلام پر است از منصوبینی که خودشان به «عاملِ فشار» بر امام تبدیل شدند.
- فکت تاریخی: آیا «ابوموسی اشعری» نمایندهیِ تحمیلیِ جبهه حق در حکمیت نبود؟ آیا «شریح قاضی» منصوبِ امیرالمؤمنین نبود؟ منصوب بودن، یک «فرصت برای خدمت» است، نه «مجوزی برای مصونیت از نقد». کسی که پشتِ حکمِ انتصابِ خود پنهان میشود تا تحلیلهای غلطش را به نظام تزریق کند، در حالِ سوءاستفاده از سرمایهیِ نمادینِ رهبری است.
۲. پارادوکسِ «مشاورانِ نفوذی» و «نمایندگانِ ساکت»:
اتفاقاً یکی از بزرگترین فشارهایی که بر امامِ جامعه وارد میشود، از ناحیه همین «دلسوزانِ ظاهری» و «مشاورانِ غلطانداز» است. وقتی امام صراحتاً موضع نمیگیرند، گاهی به این دلیل است که همین حلقههای واسطه، با گزارشهای مهندسیشده و ایجادِ بنبستهای مصنوعی، مجالی برای موضعگیریِ مقتدرانه باقی نگذاشتهاند.
- استدلال: اگر بنا بود به هر کسی که عنوانی از رهبری دارد اعتمادِ مطلق داشته باشیم، پس چرا رهبری بر «مطالبهگریِ نخبگان» و «جهادِ تبیین» تأکید دارند؟ اگر منصوبین کافی بودند، حاجت به فریادِ تودههای مردمی نبود.
۳. فرار از مسئولیت تحتِ لوایِ وثوق:
اینکه عدهای میگویند «باید به منصوبین اعتماد کرد تا امام مجبور به موضعگیری نشود»، یک مغلطهیِ خطرناک برای «بستنِ دهانِ منتقدان» است. این دقیقاً همان مسیری است که به «کانالیزه شدنِ» حاکمیت منجر میشود. ما به «شخصِ امام» و «حجتِ شرعی» او معتقدیم، نه به «برداشتهایِ شخصیِ فلان مشاور» که شاید خودش یکی از عواملِ ایجادِ وضعیتِ فعلی (مثل جراحیهای اقتصادی و شرایط جنگی) باشد.
۴. درسِ بصیرت؛ از «اشعث» تا «تکنوکراتهایِ منسوب»:
نفوذ، همیشه از بیرون نیست؛ گاهی نفوذ در «ادبیاتِ تصمیمساز» است. وقتی نماینده یا مشاورِ رهبری، مسیری را ترویج میکند که خروجیاش نارضایتیِ عمومی و تضعیفِ عقبهیِ جبهه مقاومت است، وظیفهیِ نخبگان نه «سکوتِ بهانهی وثوق»، بلکه «نقدِ علمی و انقلابی» است تا امام مجبور نشود برای جبرانِ اشتباهِ یک منصوب، هزینهیِ حیثیتی بدهد.
🔺 نقطه :
اعتمادِ مطلق به واسطهها بدونِ تطبیقِ مواضعشان با «مبانیِ قطعیِ انقلاب»، یعنی سپردنِ سرنوشتِ کشور به دستِ «اشعثبنقیسهایِ مدرن». کسی که بصیرت دارد، میداند که گاهی امام از دستِ همین «منصوبینِ بیعرضه» یا «مشاورانِ ترسو» به تنگ میآید. شأن رهبری را با ترازویِ آدمهایِ کوچک اندازه نگیرید. ما با چشمِ باز، ارادهیِ امام را میجوییم، نه از پشتِ عینکِ غبارگرفتهیِ خواصی که خودشان نیاز به بازخوانیِ بصیرت دارند.
✍🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فواد ایزدی: تهدیدات هستهای ترامپ ایران را به ساخت سلاح هستهای مجبور میکند
تحلیلگر مسائل آمریکا در مصاحبه با شبکه الجزیره:
🔸 تهران توافقی واقعی و راهحلی دیپلماتیک را میپذیرد.
🔸 خروج اورانیوم امنیت بلندمدت ایران را به خطر میاندازد.
🔸 تهدیدات هستهای ترامپ، تهران را به ساخت سلاح هستهای مجبور میکند.
✔️ @Meayar76
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
حسین دهباشی؛ کارگردان مستند انتخاباتی حسن روحانی: ✔️ @Meayar76
زهی خیال باطل !!!
همون داستان قدیمی گندم ری ...
⭕️ تهدید برای باج گیری
🔻ترامپ:منتظر یک پیشنهاد دیگر از سوی ایران هستیم،پیش از آنکه با شدتی بیسابقه به آنها حمله کنیم.
🔻آمریکا همه چیز برای حمله مجدد به ج.ا آماده کرده تا این پیام را به حامیان مذاکره(بویژه هیات مذاکره کننده ایرانی) برساند و آنها را در منگنه"جنگ یا دادن امتیاز بیشتر"قرار بدهد!
🔻معمولا در چنین مواقعی است که مذاکره کنندگان حاضر به دادن باج به آمریکا می شوند و به خیال خودشان با دادن امتیاز به آمریکا،کشور را از جنگ نجات می دهند! اما غافل از این که دادن امتیاز همان و تهدید مجدد از طرف آمریکا برای گرفتن امتیازات بیشتر همان و...!
🔻تجارب تاریخی ثابت می کند زیانهای این شکل از باج دادن،بسیار بیشتر از خسارتهای ناشی از جنگ بوده است!
محمدصادق کوشکی
✔️ @Meayar76
-جنگ جهانی اول (۱۲۹۳ تا ۱۲۹۷):
+ قاجار اعلام بیطرفی کرد
+ تبدیل شدیم به میدون جنگ شوروی، بریتانیا، امپراطوری عثمانی و آلمان
+ ایران اشغال شد
+ حکومت نه جرأت و نه توان مقابله داشت
+ نفتمون غارت شد
+ قحطی بزرگ رخ داد
+ حدود ۹ میلیون ایرانی کشته شدن
+ ۱۵ بار کابینههای دولت سقوط کردن
+ و با پایان جنگ ایران کاملاً تحت نفوذ و سلطه بریتانیا قرارگرفت
- جنگ جهانی دوم (۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴):
+ پهلوی اعلام بیطرفی کرد
.+ بازم تبدیل شدیم به میدون جنگ شوروی ، بریتانیا و آمریکا
+ بازم ایران اشغال شد
+ حکومت نه جرأت و نه توان مقابله داشت
+ نفت و منابع ایران غارت شد
+ قحطی و بلوای نان رخ داد
+ تورم کشورو فلج کرد
+ بیماریهای همهگیر و کمبود دارو
+ شاه ایران با تحقیر خلع شد
+ شاه در تبعید مرد و حتی نذاشتن جنازهش برگرده
+ ۳ تا ۴ میلیون ایرانی کشته شدن
+ دیکتاتور دستنشانده انگلیس سر کار اومد
- جنگ جهانی سوم (۱۴۰۴ - ۱۴۰۵):
+ آمریکا؛ اسرائیل؛ عربستان؛ امارات؛ قطر؛ بحرین؛ کویت و با همکاری و کمک ناتو ؛ به ایران حمله کردن
+ جمهوریاسلامی ایران مقاومت کرد
+ حتی یک وجب ایران اشغال نشد
+ هزاران ایرانی جونشون رو فدا کردن
+ رهبر ایران برخلاف ۴ شاه آخر ایران که در تبعید مردن ، جونش رو تو ایران فدا کرد
+ ۲ ابرقدرت هستهای و تمام متحدینشون نتونستن مقاومت ایران رو بشکنن
+ ایران تنگه هرمز رو بست و اقتصاد جهان رو تحت فشار شدید قرار داد
+ ابرقدرت درخواست آتشبس داد
+ نه قحطی رخ داد و نه تزلزل سیاسی
+ و مردم با تمام توان پای کار بودن
طنز تصویر: مدالها :)))
✔️ @Meayar76
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
‼️ فوبیای اسلحه در «رسانههای لرزان»؛
▪️ واکاوی معیار: فوبیای اسلحه در «رسانههای لرزان»؛ چرا چریک-مجریها خوابِ نفوذ را آشفته کردهاند؟
رسانههایی که در تمام سالهایِ بزنوبدرِ جبهه مقاومت، نقشِ «جادهصافکنِ دیپلماسیِ التماسی» را بازی میکردند، حالا حضور مقتدرانهی یک مجری با سلاح را «شلیک به اعتبار» مینامند. اما حقیقت چیز دیگری است.
۱. اسلحه؛ نمادِ «اقتدارِ بازدارنده» نه اضطراب:
آنها مدعیاند اسلحه «ناامنی» میآورد! سوال اینجاست: چطور وقتی مجریانِ رسانههایِ محبوبِ شما در غرب (از BBC تا CNN) در خطوط مقدم اوکراین یا در کنارِ پیادهنظامِ صهیونیست جلیقه ضدگلوله میپوشند و با افتخار از تسلیحاتِ غربی گزارش میدهند، نامش «شجاعتِ رسانهای» است، اما به رسانهی ملی ما که میرسد میشود «بدسلیقگی»؟ اسلحه در قابِ تلویزیونِ جمهوری اسلامی، پیامِ روشن به اتاقهای فکر تلآویو است: اینجا حتی «اهلِ قلم» ما، «اهلِ رزم» هم هستند.
۲. ایدئولوژی؛ فحشِ جدیدِ تکنوکراتها:
خبرآنلاین از «نگاه ایدئولوژیک» نالیده است. بله! رسانهای که آرمان نداشته باشد، «دکانِ فروشِ اطلاعات» است. رسانهی ملی قرار است «صدای انقلاب» باشد نه «تریبونِ خنثی». اتفاقاً مشکل شما اینجاست که چریک-مجریها با همان نگاه ایدئولوژیک، دستِ نفوذِ اقتصادی و سیاسی را که شما سعی در تطهیرش دارید، رو میکنند.
۳. فرار رو به جلو با داستانِ «هوش مصنوعی»:
تمسخرِ یک اشتباهِ احتمالی در تحلیلِ یک تصویر، فرارِ رو به جلو برای ندیدنِ «حقیقتِ میدان» است. شما که سالهاست «سرابِ غرب» و «وعدههای پوچ برجام» را به عنوانِ «واقعیتِ محض» به خوردِ ملت دادهاید، چطور دم از حقیقت میزنید؟ اعتبارِ صداوسیما با یک تصویرِ اشتباه خدشهدار نمیشود؛ اعتبارِ شما زمانی ریخت که برای «امضای کِری» تضمین دادید!
۴. مجری یا چریک؟ هر دو!
در منطقِ مقاومت، تفکیکی بین «رسانه» و «میدان» وجود ندارد. ما در میانه یک «جنگِ تمامعیارِ شناختی» هستیم. مجریای که اسلحه به دست میگیرد، در واقع دارد به مخاطب میگوید: «دورانِ تحلیلهایِ پشتمیزی و اتوکشیده تمام شده؛ امروز وقتِ ایستادگیِ میدانی است».
🔺 نقطه :
این جیغودادها نشاندهندهی یک چیز است: «تیر به هدف خورده است». دشمن و ایادیِ داخلیاش از «تلویزیونِ مقتدر» میترسند. آنها میخواهند صداوسیمای ما مثل رسانههای خودشان، سرگرمِ «سلبریتیزدگی» و «اخبارِ زرد» باشد تا کسی متوجهِ «کودتای اقتصادی» و «فشارهای ساختاری» نشود. چریک-مجریها، لایهی محافظِ روانیِ جامعه در برابرِ تهاجمِ دشمن هستند.
✍🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76