مِعیار / محمّدرضا رحیمی
🔘 مرور ۱۰ شرط راهبردیِ رهبری برای مذاکره و اتمام جنگ: ۱. لغو کامل و دائمی تمامی تحریمها: نه صرفاً
با هم هرشب شروط رهبری رو مرور کنیم ...
🔸 علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس:
🔹ترامپ اساساً با شعار پایان به جنگهای بیپایان بر سر کار آمد؛ اما نه تنها هیچ جنگی را نتوانست به پایان برساند، بلکه خودش هم در بحران جنگی در غرب آسیا با جمهوری اسلامی ایران گرفتار شده است که هیچ چشماندازی برای پایان دادن آن ندارد.
🔹ترامپ جنگ با ایران را چند روزه آغاز کرد و امروز بدون اینکه دستاوردی در جنگ حتی تنگه هرمز را از دست داده است.
🔹بر اساس گزارشهای رسمی بازارهای انرژی، با گذر زمان افزایش قیمتها در حال تثبیت است که به معنای فروپاشی اقتصادی غرب و آمریکا است و حتماً موجب فروپاشی سیاسی ترامپ خواهد شد.
🔹گرانی انرژی یک اتفاق سیاسی هم دارد و آن هم تحقیر ترامپ است و در دنیا ترامپ مقصر گرانیها شناخته میشود.
✔️ @Meayar76
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
بسیجیها را بکشید؛ فقط دستهجمعی بکشید! 🔹 کنایه کوروش علیانی به حکم عجیب دادگاههای قاتلان شهیدان آ
🥀 «باید خون گریست بر این غربتِ بیانتها؛ بر مظلومیتِ رهبری که هنوز شمیمِ پیکرِ مطهرش میانِ دستانِ لرزانِ ماست و خاک، آغوش برایِ امانتِ بزرگِ ایران نگشوده، که بیشرمان، سودایِ معامله با قاتلانش را در سر میپرورند...
🥀 سر به کدام بیابان بگذارم که وسعتِ این داغِ جگرسوز را تاب آورد؟ مرهمی نیست بر زخمی که از خیانتِ نااهلان، نمکگیر شده است.
🥀 باید خون گریست؛ برایِ سینهِ ستبرِ بسیجیانی که در خونِ خود غلتیدند، برایِ پارهپیکرهایِ ارباً اربا که در میانهِ میدان جا ماندند تا شرفِ این خاک، حراج نشود.
🔸 بارالها ! آن صاحبمنصبِ بزدلی که دستش به خونِ عزیزِ ما آلوده است یا بر سرِ آن خونِ پاک، قصدِ قمار و معامله دارد؛ اگر قابلِ هدایت است، بیدارش کن وگرنه به حرمتِ خونِ شهیدان، ردایِ رسوایی بر تنش بپوشان و از بن و ریشه نابودش گردان...»
✍🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 امان از ویروسِ تذبذب؛ وقتی سیاست «بیمعنا» میشود!
این روزها که غبارِ حادثه، سره را از ناسره جدا میکند، باید بیش از همیشه نگرانِ پدیدهای بود که چون موریانه، ریشههایِ سیاستِ متعالی را میجود. همان سياستورزیِ تهی از معنا و آرمان که در آن «حقیقت» قربانیِ پایِ «منفعت» میشود.
باید گفت امان از...
🔹 هویتهای ژلهای و تذبذب سهمگین: آنان که چون آب، به رنگِ ظرفِ قدرت درمیآیند و اصالتشان در سیالیتِ مدام است.
🔹 دونبش پارک کردنهای سیاسی: راهنمای راست را میزنند و به چپ میپیچند؛ سياستمدارانی که همزمان هم در جبههی حقاند و هم در سفرهی باطل!
🔹 ماکیاولیسمِ نقابدار: جایی که عقلِ تجددی بر عقلِ توحیدی چیره میشود و «قدرت»، نه وسیلهای برای خدمت، که تنها هدفِ غایی میگردد.
🔹 التقاط و تکنوکراسیِ آغشته به اندیشه: زیستِ زیگزاگی در کوچه پسکوچههای منفعت، جایی که اصول، وجهالمصالحه و معاملههای پشتپرده میشوند.
این چرخشها و گسستهایِ گفتمانی، این دوزیستواریهایِ سیاسی، نتیجهی یک حقیقتِ تلخ است: «سقوط از قلهی تکلیف به درهی منفعت».
در مکتبِ اصالت، «حقیقت» فروختنی نیست و «اصول»، قربانیِ عملگراییِ ذلیلانه نمیشود. امان از روزی که سیاست، از «آرمان» خالی شود...
✍️🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
📌 وقاحتِ سیاسی؛ وقتی «بانیانِ فلاکت» نسخهی «نجات» میپیچند!
▪️ واکاوی معیار ؛ وقاحتِ سیاسی؛ وقتی «بانیانِ فلاکت» نسخهی «نجات» میپیچند!
📰 نگاهی به صفحه اول روزنامه سازندگی و اظهارات اخیر اسحاق جهانگیری، معاون اول دولتهای یازدهم و دوازدهم، نشان از یک «فرار رو به جلو»یِ استراتژیک دارد. او مدعی است که برای عبور از وضعیت فعلی، باید از «تجربه دولت روحانی» در مدیریت تحریم و بحرانهای بینالمللی استفاده کرد!
اما چند نکته در باب این «تجربه» کذایی:
۱. کدام مدیریت؟ گویا جناب جهانگیری فراموش کردهاند که محصول آن ۸ سال «دیپلماسیِ التماسی»، چیزی جز بتنریزی در صنعت هستهای، تورمهای افسارگسیخته، سفرههای کوچکشده و در نهایت «خروج یکطرفه آمریکا از برجام» نبود. آیا منظور از تجربه، همان «صفهای مرغ و روغن» و «گرانیِ بنزین در شب جمعه» است؟
۲. روایتسازی وارونه: جهانگیری در حالی از «شناختِ ترامپ» سخن میگوید که دولت متبوع او، تمام تخممرغهای کشور را در سبدِ لرزانِ برجام گذاشت و با یک امضای ترامپ، کلِ ساختار اقتصادی کشور را به کما برد. حالا مدعیاند که کلیدِ قفلهای امروز در دستانِ از کار افتادهی آنهاست!
۳. تکرارِ الگوی «شرطیسازی»: جریان تکنوکرات باز هم به دنبال شرطیسازی اقتصاد ایران به انتخابات آمریکا و متغیرهای خارجی است. تیترهایی نظیر «روایت جهانگیری از مواجهه با ترامپ»، تلاشی است برای بازگرداندن کشور به ریلِ «سیاستورزیِ منفعلانه» و گره زدنِ معیشت مردم به اخم و لبخندِ ساکنان کاخ سفید.
۴. تذبذب در مسئولیتپذیری: این جریان هیچگاه بابت ۸ سال «فلاکتِ اقتصادی» از پیشگاه ملت عذرخواهی نکرد، اما امروز با وقاحتی تمامعیار، خود را تنها راهِ عبور از بحران معرفی میکند. این همان «هویت ژلهای» و «سیاستورزی تهی از اصالت» است که حقیقت را به پای منفعتِ جناحی قربانی میکند.
📍نقطه:
آقایان! مردم ایران هنوز طعمِ تلخِ مدیریتِ شما را زیر زبان دارند. نسخهای که ۸ سال کشور را به عقب راند، نمیتواند مرهمی برای دردهای امروز باشد. تجربه شما، «درسِ عبرت» است، نه «الگوی نجات».
✍🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
چند کلامی هم راجب بیانیه سپاه بنویسیم و بخوانیم ، که بازهم عدهای این بیانیه را پُتک کرده و بر سر نی
▪️ واکاوی یک گزاره انحرافی؛ آیا «مذاکره» امتدادِ «میدان» است یا قربانگاهِ آن؟
این روزها جریانی خاص با سوءاستفاده از یک بیانیه، سعی دارد «مذاکره» را به عنوان یک «کارزار نبرد» همتراز با مجاهدتهای میدان معرفی کند. اما این واکاوی نشان میدهد که این همترازی، یک خطای راهبردی و تحلیلی است:
۱. خلطِ مبحث میان «تاکتیک» و «هویت»:
سپاه پاسداران ماهیتی «دفاعی-تهاجمی» در برابر استکبار دارد. تبدیل کردنِ این نهادِ برخاسته از متنِ جهاد، به حامیِ «افسران دیپلماسی» (آن هم با کارنامهای که از این اصطلاح در ذهن مردم باقی مانده)، تقلیل دادنِ جایگاهِ رفیعِ میدان به ابزاری برای چانهزنیِ سیاسی است. دیپلماسی در تفکر انقلابی، تنها زمانی معنا دارد که «خادمِ میدان» باشد، نه اینکه میدان هزینهی راهروهای دیپلماسی شود.
۲. خطرِ «عادیسازیِ مذاکره» در شرایط تهدید:
وقتی دشمن با صراحت از گزینه نظامی و فشار حداکثری سخن میگوید، دم زدن از مذاکره به عنوان «صحنه نبرد»، پالسِ ضعف به طرف مقابل است. در قاموسِ عقلِ توحیدی، مذاکره با دشمنی که دستش به خون پاکان آغشته است، نبرد نیست؛ بلکه بازی در زمینِ طراحیشدهی اوست. تبرئه کردنِ جریانهای سازشکار تحت پوششِ حمایتِ نهادهای انقلابی، جفای بزرگی به بدنه مکتبی جامعه است.
۳. نقش «خیابان»؛ حضور برای اقتدار یا حضور برای امضا؟
در تحلیلِ مذکور، حضور مردم در خیابان به عنوان پشتوانهای برای «افسران دیپلماسی» معرفی شده است. این یک نگاه ابزاری به قدرتِ لایزالِ ملت است. مردم به خیابان میآیند تا بر آرمانهایِ لایتغیرِ خود ایستادگی کنند، نه اینکه چکِ سفیدامضایی به دیپلماتها بدهند تا بر سرِ مولفههای قدرتِ ملی معامله کنند.
۴. اتهامِ وادادگی یا صیانت از اصول؟
اینکه منتقدینِ این رویه را به متهم کردنِ سپاه به «محافظهکاری» منسوب میکنند، یک فرارِ رو به جلویِ سیاسی است. نقدِ یک بیانیه یا یک رویکردِ مقطعی، به معنایِ عبور از رکنِ رکینِ سپاه نیست؛ بلکه «دیدهبانیِ انقلابی» برای جلوگیری از نفوذِ تفکرِ تکنوکراسی و سازشکاری به نهادهایِ صیانتگرِ انقلاب است.
📍 نقطه:
نمیتوان با واژهسازیهایی مثل «افسران دیپلماسی»، کارنامهیِ مردودِ جریانِ نیاوران را بازسازی کرد. میدان، هویتِ مستقل و عزتمندِ خود را دارد و هرگونه تلاش برای گره زدنِ زلفِ میدان به میزهایِ لرزانِ مذاکره، حرکت در مسیرِ همان «تذبذب سیاسی» است که پیشتر گفته شد.
✍🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
📌 مجلسِ «آنلاین» یا مجلسِ «آفلاین»؟/ وقتی ترس از جان، جایِ تکلیف را میگیرد!
این روزها جریانی خاص کشور، در پاسخ به انتقاداتِ برحقِ نیروهای انقلابی بابت تعطیلیِ ۹۰ روزهیِ صحن علنی، به توجیههایی متوسل شده که بیشتر به طنزِ تلخ سیاسی شبیه است. میگویند «مجلس تعطیل نیست، حاشیهسازی تعطیل است!»؛ اما واقعیتِ میدان، چیز دیگری را فریاد میزند.
۱. خونِ نمایندگان رنگینتر از خونِ مردم است؟
در متنی که منتشر کردهاند، با وقاحتی تمامعیار میپرسند: «آیا نمایندگان مجلس مهمتر نیستند؟»؛ این یعنی از نظر این جریان، جانِ نمایندهای که باید در صفِ اول ایثار باشد، از جانِ معلمی که در مدرسه، کارگری که در کارخانه و سربازی که در مرز زیر سایه تهدید مشغول کار است، برتر است! اگر قرار بود به خاطر تهدید، ارکان کشور تعطیل شوند، الان باید کلِ ایران به «حالت آنلاین» درمیآمد. این چه منطقِ انقلابیگری است که نماینده را «مهمتر» از مردمی میداند که به او رای دادهاند؟
۲. ۹۰ روز گذشت؛ خروجیِ این «جلسات آنلاین» کجاست؟
آقایان! ۹۰ روز از بحران میگذرد. در این مدت کدام قانونِ دوفوریتی برای معیشت مردم در شرایط جنگی تصویب شد؟ کدام نظارتِ جدی بر عملکردِ لرزانِ دولت در کنترل بازار صورت گرفت؟ جلسات آنلاین و کمیسیونهایِ غیرحضوری، بیشتر شبیه به «دورهمیهایِ بیثمر» است تا قوهی مقننهای که باید ریلگذاریِ بحران کند. مجلسِ آفلاین، بود و نبودش برای سفرهی مردم فرقی ندارد.
۳. قیاسِ معالفارق با صدرِ انقلاب:
اینکه میگویند نمایندگان صدر انقلاب برای «اکثریت نیفتادن» میآمدند و ما الان نباید بیاییم چون «مجلس هوا میرود»، توهین به تاریخ است. آن زمان نمایندگان با وجود بمبگذاریها و ترورهای خیابانی، «حضور» را مایه دلگرمی ملت میدانستند. امروز اما، ترس از موشک و پهپاد، آقایان را به پستوهای امن فرستاده است. مجلسی که از تهدید دشمن بترسد، چگونه میخواهد قانونی علیه دشمن تصویب کند؟
۴. حاشیه نیست، متنِ مطالبه است:
فریادِ امثالِ رسایی و منتقدان، حاشیهسازی نیست؛ بلکه مطالبهی «حضور» است. مجلسی که رئیسش دربِ آن را به بهانهی امنیت میبندد و نمایندگانش در فضای مجازی دنبالِ توجیه میگردند، از حیزِ انتفاع ساقط شده است.
⚠️ جمعبندی:
آقایانِ نماینده! اگر توانِ حضور در صحن و ایستادگی در کنار ملت را ندارید، کرسیها را به کسانی بسپارید که جانشان را سپرِ بلای این کشور میکنند. ۹۰ روز تعطیلیِ قوه مقننه در اوج جنگ، هیچ توجیهی ندارد جز «عافیتطلبی» زیر سایهی شعارهای امنیتی. والله که درکِ فرقِ «مجاهدت» با «فرار از مسئولیت» فقط چند ثانیه انصاف میخواهد!
✍🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76