▪️ واکاویِ معیار: تقابلِ «منطقِ میدان» با «نصِ شریعت»؛ مرزبندیِ میانِ ضعفِ فردی و پرچمِ دشمن
⚠️⚖️
مسئلهی حضورِ افرادِ بد/بیحجاب در تجمعات انقلابی و بازنماییِ آن در رسانهی ملی، به یکی از گرههایِ ذهنی جبهه انقلاب تبدیل شده است. برای واکاوی این پدیده، باید از سه منظرِ «عقلی»، «روایی» و «راهبردی» به موضوع نگریست:
۱. تفکیکِ موضوعی: جرمِ سیاسی یا خطایِ فردی؟
کلامِ نمایندهی ولیفقیه در گیلان، دقیقاً بر مبنای «فقهِ حکومتی» است. در اسلام میان «معصیتِ فردی» (که ناشی از ضعفِ نفس یا جهل است) و «تجاهرِ سازمانیافته» (که مصداقِ بغی و محاربه با شعائر الهی است) تفاوت است.
- شُلحجابی: یک ضعفِ فرهنگی است که نیاز به «تبیین» دارد.
- کشفِ حجاب: یک «پروژهیِ امنیتی» و به تعبیرِ رهبر انقلاب، «سلاحِ دشمن» است.
استفادهی ابزاری از دومی برای مشروعیتبخشی به تجمعات، نه تنها «جذبِ حداکثری» نیست، بلکه «عقبنشینیِ مبنایی» است.
۲. نقدِ منطقِ «الان وقتش نیست» (ذبحِ واجب در پایِ مصلحت)
بزرگترین شبههیِ مداحان و منبریهایِ به ظاهر منتقد، تمسک به «مصلحتِ وحدت» است. اما از منظرِ عقلی، «وحدت» حولِ چه محوری؟ وحدت حولِ «حق» معنا مییابد، نه حولِ «تسامح در برابرِ منکر».
در منطقِ روایی، «تعطیلِ حدودِ الهی» به بهانهی شرایطِ سیاسی، آغازِ انحرافِ حکومتهای دینی است. اگر بنا باشد برای حفظِ شلوغیِ میدان، از نصِ قرآن چشمپوشی کنیم، در واقع «ماهیتِ» همان میدانی را که برایش میجنگیم، از بین بردهایم. این همان «ترسِ مقدسنما» است که این بار در چهرهیِ «وحدتطلبی» ظهور کرده است.
۳. تناقضِ رسانهای و سقوطِ مرجعیتِ اخلاقی
صداوسیما و برخی رسانهها با عادیسازیِ حضورِ بی/بدحجابها در انتخابات یا راهپیماییها، دچار «پارادوکسِ سیستمی» شدهاند. نمیتوان شب در سریالها بر عفت تأکید کرد و روز در اخبار، بیحجابی را نشانهی «همبستگیِ ملی» دانست. این رفتار، پیامِ «استیصال» به جامعه مخابره میکند؛ گویی نظام برای اثباتِ پایگاهِ اجتماعیاش، محتاجِ کسانی است که به کمترین دستورِ دینیاش دهنکجی میکنند.
۴. پاسخ به توهینکنندگان: وحدتِ اصیل یا پلورالیسمِ تحمیلی؟
کسانی که سخنِ حقِ امامجمعهی رشت را «وحدتشکن» مینامند، آگاهانه یا ناآگاهانه در زمینِ «پلورالیسمِ سکولار» بازی میکنند. «ملتِ مبعوث» ، ملتی است که به سوی «ارزشها» برانگیخته شده، نه ملتی که برای خوشآمدِ رسانههایِ بیگانه، از غیرتِ دینیاش بگذرد.
📍 نقطه:
واجبِ الهی «زمانبردار» نیست. مصلحتی که منجر به عادیسازیِ گناهِ تشکیلاتی شود، «مصلحتِ نظام» نیست، بلکه «فتنهیِ استحاله» است. ما نباید برای گرم کردنِ تنورِ سیاست، هیزم از دیوارِ شریعت بکنیم. پیروزیِ واقعی در میدان، با حفظِ «هویتِ دینی» به دست میآید، نه با لبخند زدن به سلاحِ دشمن در دستِ نادانان.
✍️🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
پایین: ورود سگ و ایرانی ممنوع
بالایی: ورود سگ و آمریکایی ممنوع
تفاوت دوره پهلوی با جمهوری اسلامی در یک عکس
البته سگ شرف دارد به آن قاتل آمریکایی
@Politicalhistory
♦️ فاکس نیوز جزئیات جدیدترین پیشنهاد ایران که ترامپ آن را اعلام کرد
🔹دریافت غرامت بابت خسارات جنگی
🔹به رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز
🔹پایان دزدی دریایی آمریکا علیه کشتیهای ایرانی
🔹آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران
✔️ @Meayar76
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
🔘 مرور ۱۰ شرط راهبردیِ رهبری برای مذاکره و اتمام جنگ: ۱. لغو کامل و دائمی تمامی تحریمها: نه صرفاً
با هم هرشب شروط رهبری رو مرور کنیم ...
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
اهانت ها کماکان ادامه دارد ...
▪️ واکاویِ معیار: فتنهیِ «انقطاعِ تاریخی»؛ وقتی مصلحتسنجی به توهین میرسد!
⚠️
انتشار مطلبی از سوی یکی از نزدیکانِ چهرهی شاخصِ مجلس که در آن منتقدانِ وادادگی را «احمق» خطاب کرده و از تفاوتِ دیدگاهِ «رهبرِ حی» با «رهبرِ شهید» سخن گفته، پرده از یک تفکرِ خطرناک در لایههای مدیریتی برمیدارد. این متن را باید از دو منظرِ «دینی» و «عقلی» کالبدشکافی کرد:
۱. انحرافِ دینی: ولایت، یک حقیقتِ ممتد است، نه جزایرِ جداگانه!
ادعای اینکه «ممکن است در برخی موارد تفاوت دیدگاه وجود داشته باشد»، ریشهی مشروعیتِ ولایتفقیه را میزند. رهبر شهید بارها تأکید کردند که «خطِ امام (ره)» شاخصِ همیشگی حرکتِ ماست. نظامِ ولایی، نظامِ «سلیقه» نیست که با رفتن یک رهبر و آمدن رهبری دیگر، اصولِ بنیادین (مانند عدم اعتماد به دشمن یا ایستادگی پای احکام الهی) تغییر کند. کسی که بین سیره امام روحالله، امام سید علی خامنهای و امام سید مجتبی قائل به «گُسست» باشد، حقیقتِ «ولایت» را درک نکرده و آن را در حد یک «پُستِ سیاسیِ متغیر» پایین آورده است.
۲. سقوطِ عقلی: فرار از پاسخگویی با برچسبِ «حماقت»
استفاده از ادبیاتِ چاله-میدانی و «احمق» نامیدنِ منتقدان، نشانهی تُهی بودنِ دست از استدلالِ نخبگانی است. وقتی نمیتوانند توضیح دهند چرا بر خلافِ سیره قاطعِ امامین انقلاب، در برابرِ نفوذ و جنگِ نرمِ دشمن دچارِ لکنت شدهاند، به حربه «تفاوتِ زمانه» و «تفاوتِ دیدگاه» پناه میبرند. عقل حکم میکند که اگر راهبردِ جدیدی وجود دارد، باید با تبیین و اقناعِ نخبگان همراه باشد، نه با توهین به کسانی که نگرانِ انحراف از اصول هستند.
۳. پیوندِ لایهیِ مشاوران با تفکرِ «مقدسنماهایِ ترسو»
اینکه این نوع نگاه در اطرافیانِ یک مقامِ عالیرتبه رواج دارد، زنگِ خطرِ بزرگی است. اینها همان کسانی هستند که با تئوریزهکردنِ «تفاوتِ شرایط»، میخواهند جامِ زهرهایِ جدید را به نامِ «اقتضائاتِ زمانه» به خوردِ جامعه بدهند. آنها میخواهند «مردمِ میدان» را که مطالبهگرِ خطِ اصیلِ امام هستند، با برچسبِ «تندرو» و «احمق» منزوی کنند.
📍 نقطه :
آقایان! «ولیِ حی» ادامهدهنده و نگهبانِ همان آرمانهایی است که «ولیِ شهید» پای آن خونِ دل خورد. هرگونه تلاش برای ایجادِ دوقطبی میانِ رهبریِ امروز و رهبریِ دیروز، نه یک حرکتِ سیاسی، بلکه یک «بدعتِ خطرناک» است. ملتِ مبعوث، اجازه نخواهند داد که مصلحتسنجهایِ عافیتطلب، با توهین به بصیرتِ مردم، مسیرِ انقلاب را به سمتِ لیبرالیسمِ نقابدار منحرف کنند.
✍️🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
دبیرکل سابق ناتو: باید یک ائتلاف جهانی مقابل آمریکا تشکیل شود
✔️ @Meayar76
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
درباره نقش پاکستان در این بین ، به زودی مطالبی خواهم نوشت ...
▪️ تحلیلِ معیار: معمایِ پاکستان؛ میانجیگریِ خیرخواهانه یا اسبِ تروآیِ یانکیها؟
🇵🇰🇺🇸🇮🇷
در شطرنجِ پیچیدهیِ منطقه، حضورِ ناگهانیِ پاکستان در قامتِ «میانجی» و باز کردنِ مسیرهایِ ریلی و آبی برای تأمینِ کالاهایِ اساسیِ ایران، بیش از آنکه یک «چرخشِ راهبردی» به نظر برسد، بویِ یک «مأموریتِ نیابتی» میدهد. برای درکِ این ماجرا باید چند لایه را کالبدشکافی کرد:
۱. وابستگیِ ساختاری به واشینگتن:
پاکستان کشوری است که اقتصادش با وامهای صندوق بینالمللی پول (IMF) و ارتشش با تجهیزات و شوکهای دلاری آمریکا زنده است. در تاریخِ دیپلماسیِ این کشور، هیچ حرکتِ کلانی بدونِ چراغِ سبزِ «سنتکام» رخ نداده است. پس سادهانگاری است اگر تصور کنیم پاکستان ناگهان به «برادرِ استراتژیک» تبدیل شده و میخواهد تحریمها را برای ما بیاثر کند.
۲. پروژهیِ «کانالِ کنترلشده»:
آمریکا زمانی که درک میکند نمیتواند سدِ وارداتِ ایران را بهطور کامل ببندد، ترجیح میدهد این جریان از طریقی انجام شود که «اشرافِ اطلاعاتی» کامل روی آن داشته باشد. ترانزیت ریلی از پاکستان، دقیقاً همان «کانالِ کنترلشده» است. آنها میخواهند بدانند چه چیزی، به چه میزانی و با چه قیمتی وارد ایران میشود تا نبضِ معیشت و انبارداریِ استراتژیک ما را در اتاقهای فکرِ واشینگتن مانیتور کنند.
۳. نقشِ میانجی؛ ترمزِ پیشروی:
پاکستان در نقشِ میانجی، عملاً وظیفهی «خریدنِ زمان» برای جبههی غربی-صهیونیستی را بر عهده دارد. هر جا که رعدِ سپاهِ اسلام آمادهی فرود آمدن بر سرِ متجاوزان است، این میانجیها با ژستِ «ثباتِ منطقهای» وارد میشوند تا با ایجادِ لکنت در تصمیمگیریِ حاکمیتی، شتابِ پیروزی را بگیرند. این همان «ترسِ مقدسنما» است که این بار در قالبِ دیپلماسیِ همسایگی تئوریزه میشود.
۴. جادهیِ دوطرفه برای نفوذ:
تسهیلِ روابطِ ریلی و تجاری، در ظاهر یعنی ورودِ کالا، اما در باطن یعنی باز شدنِ مسیرهایِ تردد برای نفوذیها و عناصری که در دلِ این مبادلات، پروژههایِ امنیتیِ مشترکِ CIA و ISI را در شرقِ کشور کلید بزنند.
📍نقطه :
ما ضمنِ استقبال از همکاریهایِ منطقهای، نباید فراموش کنیم که پاکستان، «حیاتِ خلوتِ امنیتیِ آمریکا»ست. خوشبینیِ مفرطِ برخی دولتمردان به این نوع همکاریها، اگر با اشرافِ کاملِ اطلاعاتی همراه نباشد، میتواند به یک «وابستگیِ سمی» منجر شود.
ایرانِ مقتدر باید از «مسیرِ پاکستان» استفاده کند، اما هرگز نباید کلیدِ انبارِ معیشتِ ملت را در ریلی قرار دهد که سوزنبانش در واشینگتن نشسته است.
✍️🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
مِعیار / محمّدرضا رحیمی
باز هم بوی وعدههای سر خرمن میآید...
▪️ واکاویِ معیار: خنجرِ تقطیع بر پیکرِ نهجالبلاغه؛ «سازندگی» یا «سرسپردگی»؟
⚖️🔥
تیتر امروز روزنامه سازندگی، مصداقِ اتمّ «کلمةُ حقٍّ یُرادُ بها الباطل» است. استفادهی ابزاری از کلامِ امیرالمؤمنین (ع) برای تئوریزه کردنِ تسلیم، جز وقاحتِ سیاسی نام دیگری ندارد. این جوابِ قاطع به کسانی است که دین را خرجِ دیپلماسیِ التماسی میکنند:
۱. شبیهسازیِ فتنهیِ صِفین؛ قرآن بر سرِ نیزهیِ رسانه!
اینکه بخشی از نامهی ۵۳ را میآورید و بخشِ «هشدار و حذر» را سانسور میکنید، دقیقاً تکرارِ فتنهیِ عَمروعاص در صِفین است. علی (ع) فرمود صلح را اگر رضای خدا در آن بود بپذیر، اما بلافاصله فرمود: «زنهار، زنهار! از دشمنت بعد از صلح برحذر باش که او نزدیک میشود تا تو را غافلگیر کند.»
آقایان! لبهیِ تیزِ کلامِ علی (ع) رو به «هوشیاری» است، نه «خوشبینی». شما که یکبار با برجام غافلگیر شدید و خسارتِ محض به بار آوردید، با چه رویی دوباره نسخهیِ غفلت میپیچید؟
۲. منطقِ قرآن: با «ناکثین» صلح معنا ندارد!
قرآن کریم تکلیف را روشن کرده است: «وَ إِن نَکَثوا أَیمانَهُم... فَقـاتِلوا أَئِمَّةَ الکُفر» (اگر پیمان شکستند، با پیشوایان کفر بجنگید - توبه، ۱۲). آمریکا نه یک دشمنِ معمولی، بلکه «امامِ کفر» و پیمانشکنِ بالفطره است. طبقِ صریحِ قرآن، صلح با پیمانشکنِ مستمر، حرامِ شرعی و حماقتِ سیاسی است. ائمه (ع) هرگز با دشمنی که در حالِ خنجر زدن است، دستِ دوستی ندادند؛ صلحِ امام حسن (ع) نیز «قیامِ قعود» برای رسوا کردنِ کفر بود، نه مشروعیت دادن به ظالم!
۳. حکمِ عقل: صلح با گرگ، امضایِ سلاخیِ گله است!
عقلِ سلیم میگوید وقتی در میدانِ نبرد، دستِ برتر را داری و دشمن به لکنت افتاده، پیشنهادِ صلحِ او نه از رویِ انصاف، بلکه برایِ «نفسگیری» است. کدام عقلِ دیپلماتیکی حکم میکند که وقتی به خیمهیِ فرماندهیِ دشمن نزدیک شدهای، عقبنشینی کنی؟ صلح در وقتِ قدرت، یعنی واگذاریِ پیروزی به دشمنِ رو به زوال. این «دیپلماسی» نیست، «انتحار» است.
۴. ملتِ مبعوث و عبور از عصرِ سادگی
این جریانِ سیاسی گویا هنوز در فضایِ دههی ۷۰ و ۸۰ سیر میکند و نمیداند که با «ملتِ مبعوث» روبروست. این مردم، دیگر آن ملتی نیستند که با چهار خط تقطیعِ متونِ دینی، فریبِ لبخندِ دشمن را بخورند. ملتِ ایران امروز به بلوغی رسیده است که «بصیرت» را مقدم بر «معیشتِ صدقهای» میداند و اجازه نمیدهد سرمایههایِ عزتش در بازارِ مکارهیِ غربگرا/گداها حراج شود.
📍 نقطه :
امیرالمؤمنین (ع) امامِ «عزت» است، نه امامِ «ذلت». کسی که از نهجالبلاغه برای توجیهِ نشست و برخاست با قاتلانِ حاج قاسم و رهبر شهیدمان و کودکان مظلوم میناب و دشمنانِ قسمخوردهیِ اسلام استفاده میکند، یا دین را نمیشناسد یا مأمورِ به تطهیرِ چهرهیِ ابلیس است. دورانِ «بزن در رو» در عرصهیِ مطبوعات گذشت؛ ملتِ میدان، پاسخِ این تحریفها را در کفِ خیابان داده و خواهد داد.
✍️🏻 محمّدرضا رحیمی
✔️ @Meayar76
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 امروز مصداق این نهیب مهم رهبری چه افراد و جریاناتی هستند؟
♻️این روزها عاشقان مذاکره با آمریکا به اسم عقلانيت انقلابی، هم نوای با دشمن و بر خلاف منويات صریح رهبر شهید، جریان حزباللهی را متهم به تندروی میکند!
🔹ما از ادبیات سیاسی دشمن استفاده نکنیم؛من این مسئله را،بخصوص به دوستان و برادران محترم خودمان در مشاغل گوناگون سیاسی و دولتی و غیر دولتی و مانند اینها تأکید میکنم؛ از ادبیات دشمن استفاده نکنید.دشمنان انقلاب از روز اول آمدند تعبیر ادبیات تندرو و میانهرو را مطرح کردند؛ فلانی تندرو است، فلان جریان تندرو است،فلان جریان میانهرو است. آن روز،از همه تندروتر هم از نظر آنها امام بزرگوار بود؛امروز هم از همه تندروتر، به نظر آنها این بندهی حقیر هستم.
🔹آنهایی که امروز در بیرون از مرزهای کشور میگویند تندرو، مقصودی دارند و معنایی مورد نظرشان است.دوستان ما و برادران ما در داخل مراقب باشند آنچه مقصود او است تکرار نکنند. آنهایی که میگویند تندرو،منظورشان کسانی است که در راه انقلاب مصممتر و پایدارترند؛ حزباللّهیها را میگویند تندرو. میانهرو [هم] کسی است که در مقابل آنها تسلیم باشد. در ادبیات سیاسی آمریکا و انگلیس و امثال اینها، معنای تندرو و میانهرو این است:تندرو کسی است که پایبند انقلاب است،میانهرو کسی است که در مقابل خواستههای آنها تسلیم است.
🔹چرا ما تکرار کنیم حرف آنها را؟ به داعش هم میگویند تندرو؛داعش تندرو است؟داعش منحرف است؛منحرف از اسلام است... ما به این معنا تندرو نداریم. توجه کنند ادبیاتی که دشمن به کار میبرد و معنای خاصی را که در نظر دارد ما تکرار نکنیم.
@marghoomat