- نذر ظهورت⌛.
⁶. رسیدن نامه های امام به دست معاویه ! - دیدن مکتوبات امیرالمؤمنین ، معاویه را به اعجاب وا داشته بو
به خودم قول دادم
که امروز هر طور شده
کل نکاتُ بزارم و تمام😐 .
#کتاب_الغارات
- نذر ظهورت⌛.
⁶. رسیدن نامه های امام به دست معاویه ! - دیدن مکتوبات امیرالمؤمنین ، معاویه را به اعجاب وا داشته بو
- ⁷ فرار نجاشی شاعر به سوی معاویه !! :
نجاشی ، شاعر سرشناس و از اصحاب و علاقه مندان به امیرالمؤمنین علیه السلام بود . او در جنگ صفین در سپاه حضرت حضور داشت و شعرهای زیادی را در تشویق مردم به مقابله با معاویه سرود..
نجاشی در صفین شاعر علی علیه السلام بود.شراب خورد و علی علیه السلام او را حد زد و نجاشی در خشم شد و به معاویه پیوست و علی علیه السلام را هجو نمود..!!!
..
- نذر ظهورت⌛.
- ⁷ فرار نجاشی شاعر به سوی معاویه !! : نجاشی ، شاعر سرشناس و از اصحاب و علاقه مندان به امیرالمؤمنی
⁸. از جمله اصحاب امیرالمؤمنین که به سمت معاویه فرار کردند ؛ عقیل بن ابی طالب بود ..!💔
..
- نذر ظهورت⌛.
⁸. از جمله اصحاب امیرالمؤمنین که به سمت معاویه فرار کردند ؛ عقیل بن ابی طالب بود ..!💔 ..
👈🏽عقیل ، برادر امیرالمؤمنین و از اصحاب پیامبرﷺ و از نسب شناسان معروف عرب بود ؛ چند نفر از فرزندانش در حادثه کربلا به شهادت رسیده اند از جمله مسلم بن عقیل ؛ فرستاده ی امام حسین علیه السلام به کوفه .
ارادت او به امیرالمؤمنین علیه السلام از سخنانش پیداست ؛ اما در عین حال گزارش هایی از رفتن او به شام و حضور او در مجلس معاویه نقل شده که بعضی از اونها مربوط به بعد از شهادت امام علی علیه السلام میدانند .↻
..
- نذر ظهورت⌛.
👈🏽عقیل ، برادر امیرالمؤمنین و از اصحاب پیامبرﷺ و از نسب شناسان معروف عرب بود ؛ چند نفر از فرزندانش د
- با ورود عقیل به مجلسِ معاویه ، معاویه فرمان داد که صدهزار درهم به او بدهند ؛ عقیل درهم ها را گرفت ..
+ معاویه به او گفت : برایم بگو بین لشکرگاه من و علی علیه السلام چه فرقی دیدی؟؟
- عقیل گفت : لشکرگاه امیرالمؤمنین علیه السلام شبی داشت مثل شب های پیامبرﷺ و روزی مثل روزهای پیامبرﷺ با این تفاوت که پیامبر در آن میان نبود .
اما در لشکرگاه تو با جمعی از منافقین روبرو شدم که در شب عقبه قصد ترور رسول خدا را داشتند ...!!!!
+معاویه پرسید : ای عقیل در مورد من چه میگویی ؟
- عقیل گفت : در مورد خودت چیزی نپرس !
+ معاویه گفت : باید بگویی .
- عقیل گفت : حمامه را میشناسی؟
+ معاویه گفت : حمامه کیست ؟
- عقیل گفت : همین که گفتم :)
و برخاست و رفت .
..
- نذر ظهورت⌛.
- با ورود عقیل به مجلسِ معاویه ، معاویه فرمان داد که صدهزار درهم به او بدهند ؛ عقیل درهم ها را گرفت
پ ن :
حمامه مادربزرگ معاویه بود که در زمان جاهلیت کارش فحشاء بود و از کسانی بود که برای نشان دادن شغلش بر سر خانه ی خودش پرچم زده بود🗿 !!
حمامه مادرِ مادر ابوسفیان بوده ↻
..
- نذر ظهورت⌛.
• گفتگوی دیگری بین معاویه و عقیل :))👇🏽•
- روزی معاویه به عقیل گفت : ای عقیل من برای تو بهترم یا علی ?
+ عقیل گفت : علی بیشتر از آنکه به من توجه کند مراقب #نفس خودش بود ؛ و تو بیشتر از آنکه مراقب نفس خودت باشی به من توجه میکنی !
- معاویه گفت : در شما بنی هاشم خصلتی وجود دارد که آن را نمی پسندم !
+ عقیل گفت : چه خصلتی ?
- معاویه گفت : نرمش ..
+ عقیل گفت : کدوم نرمش ?
- معاویه گفت : همان که گفتم .
+عقیل گفت : بله ، ما بدون آنکه ضعیف و ناتوان باشیم نرمش داریم و بدون آنکه خشونت و تندی به خرج بدیم دارای عزت هستیم :)
اما شما (معاویه) نرمشتان پیمان شکنیست و صلح تان کفر است !!
- معاویه گفت : این قدر نمیخواستیم ای عقیل !
+عقیل دو بیت شعر با این مضمون خطاب به معاویه خواند :
مرد حلیم تاکنون عیب جویی نمیکرد
اما تا چیزی به انسان نیاموزند عالم نمیشود
سفاهت و بی خردی از خصلت های شماست
خداوند اخلاق ملعونان را پاک نگرداند
..
- معاویه خواست سخن عقیل را قطع کند، گفت : معنی کلمهی طه در قرآن چیست ?
+عقیل گفت : این آیه به ما مربوط است و بر ما نازل شده ؛ نه بر پدر و خاندان تو !
طه به زبان عبری یعنی : ای مرد .
..
⁹. نرسیدن لشکر امام به لشکر معاویه و خطبه ی امام !
.
پ ن: نکتهی مهم و دردآور اینکه امام برخلاف معمول که همواره خود را در ابتدای نامه " امیرالمؤمنین" معرفی میکرد ؛ در اینجا این لقب حذف شده ..
این برای مخاطبان این نامه کنایه از آن داشت که بخاطر نافرمانی مردم از ایشون بود ، اوضاع به گونه ای که گویی دیگر آن حضرت امیر بر مردم نیست💔 ..
¹⁰. سیره ی شخصی امیرالمؤمنین علی علیه السلام :
- صحابی دیگر امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میکند ؛ زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام در قصر امارت کوفه بود بر او وارد شدم . در مقابلش کاسهای شیر بود که بوی ترشیدگی آن به مشامم خورد !
قرص نان جویی هم در دست حضرت بود که خرده های پوست جو بر روی آن پیدا بود .
امام آن نان خشک را می شکست و بعضاً برای شکستن، آن را به سر زانویش میزد ..
فضه ، خادم آن حضرت بالای سرش استاده بود ، به او گفتم : از خدا نمیترسی که برای این پیرمرد چنین غذایی می آوری؟؟ حداقل آرد نان را الک میکردی که پوست جو نداشته باشد !!!ک
فضه گفت : خود حضرت از ما قول گرفته که آردش را الک نکنم !
حضرت پرسید : چه میگویی؟!!!
گفتم : کاش بفرمایید آرد نان را الک کنند ..
امام علیه السلام گریست و فرمود:
پدر و مادرم فدای کسی که هرگز سه روز پشت سر هم ، خود را از نان گندم سیر نکرد تا زمانی که از دنیا رفت و آرد نانش را الک نمیکرد😭( یعنی رسول خدا )..!!!
#پایاننکات
#کتاب_الغارات