eitaa logo
- نذر ظهورت⌛.
274 دنبال‌کننده
481 عکس
271 ویدیو
1 فایل
انسان با نخستین #درد آغاز میشود! أللّٰهم إنا نشکوا إلیک غیبتة ولینا🥀💔 کپی مطالب آزاد ، به شرط صلوات جهت تعجیل در فرج مولا .
مشاهده در ایتا
دانلود
- لا شئ یدوم .
- نذر ظهورت⌛.
⁶. رسیدن نامه های امام به دست معاویه ! - دیدن مکتوبات امیرالمؤمنین ، معاویه را به اعجاب وا داشته بو
- ⁷ فرار نجاشی شاعر به سوی معاویه !! : نجاشی ، شاعر سرشناس و از اصحاب و علاقه مندان به امیرالمؤمنین علیه السلام بود . او در جنگ صفین در سپاه حضرت حضور داشت و شعرهای زیادی را در تشویق مردم به مقابله با معاویه سرود.. نجاشی در صفین شاعر علی علیه السلام بود.شراب خورد و علی علیه السلام او را حد زد و نجاشی در خشم شد و به معاویه پیوست و علی علیه السلام را هجو نمود..!!! ..
- نذر ظهورت⌛.
- ⁷ فرار نجاشی شاعر به سوی معاویه !! : نجاشی ، شاعر سرشناس و از اصحاب و علاقه مندان به امیرالمؤمنی
⁸. از جمله اصحاب امیرالمؤمنین که به سمت معاویه فرار کردند ؛ عقیل بن ابی طالب بود ..!💔 ..
- نذر ظهورت⌛.
⁸. از جمله اصحاب امیرالمؤمنین که به سمت معاویه فرار کردند ؛ عقیل بن ابی طالب بود ..!💔 ..
👈🏽عقیل ، برادر امیرالمؤمنین و از اصحاب پیامبرﷺ و از نسب شناسان معروف عرب بود ؛ چند نفر از فرزندانش در حادثه کربلا به شهادت رسیده اند از جمله مسلم بن عقیل ؛ فرستاده ی امام حسین علیه السلام به کوفه . ارادت او به امیرالمؤمنین علیه السلام از سخنانش پیداست ؛ اما در عین حال گزارش هایی از رفتن او به شام و حضور او در مجلس معاویه نقل شده که بعضی از اونها مربوط به بعد از شهادت امام علی علیه السلام میدانند .↻ ..
- نذر ظهورت⌛.
👈🏽عقیل ، برادر امیرالمؤمنین و از اصحاب پیامبرﷺ و از نسب شناسان معروف عرب بود ؛ چند نفر از فرزندانش د
- با ورود عقیل به مجلسِ معاویه ، معاویه فرمان داد که صدهزار درهم به او بدهند ؛ عقیل درهم ها را گرفت .. + معاویه به او گفت : برایم بگو بین لشکرگاه من و علی علیه السلام چه فرقی دیدی؟؟ - عقیل گفت : لشکرگاه امیرالمؤمنین علیه السلام شبی داشت مثل شب های پیامبرﷺ و روزی مثل روزهای پیامبرﷺ با این تفاوت که پیامبر در آن میان نبود . اما در لشکرگاه تو با جمعی از منافقین روبرو شدم که در شب عقبه قصد ترور رسول خدا را داشتند ...!!!! +معاویه پرسید : ای عقیل در مورد من چه میگویی ؟ - عقیل گفت : در مورد خودت چیزی نپرس ! + معاویه گفت : باید بگویی . - عقیل گفت : حمامه را میشناسی؟ + معاویه گفت : حمامه کیست ؟ - عقیل گفت : همین که گفتم :) و برخاست و رفت . ..
- نذر ظهورت⌛.
- با ورود عقیل به مجلسِ معاویه ، معاویه فرمان داد که صدهزار درهم به او بدهند ؛ عقیل درهم ها را گرفت
پ ن : حمامه مادربزرگ معاویه بود که در زمان جاهلیت کارش فحشاء بود و از کسانی بود که برای نشان دادن شغلش بر سر خانه ی خودش پرچم زده بود🗿 !! حمامه مادرِ مادر ابوسفیان بوده ↻ ..
• گفتگوی دیگری بین معاویه و عقیل :))👇🏽•
- نذر ظهورت⌛.
• گفتگوی دیگری بین معاویه و عقیل :))👇🏽•
- روزی معاویه به عقیل گفت : ای عقیل من برای تو بهترم یا علی ? + عقیل گفت : علی بیشتر از آنکه به من توجه کند مراقب خودش بود ؛ و تو بیشتر از آنکه مراقب نفس خودت باشی به من توجه میکنی ! - معاویه گفت : در شما بنی هاشم خصلتی وجود دارد که آن را نمی پسندم ! + عقیل گفت : چه خصلتی ? - معاویه گفت : نرمش .. + عقیل گفت : کدوم نرمش ? - معاویه گفت : همان که گفتم . +عقیل گفت : بله ، ما بدون آنکه ضعیف و ناتوان باشیم نرمش داریم و بدون آنکه خشونت و تندی به خرج بدیم دارای عزت هستیم :) اما شما (معاویه) نرمشتان پیمان شکنی‌ست و صلح تان کفر است !! - معاویه گفت : این قدر نمیخواستیم ای عقیل ! +عقیل دو بیت شعر با این مضمون خطاب به معاویه خواند : مرد حلیم تاکنون عیب جویی نمیکرد اما تا چیزی به انسان نیاموزند عالم نمیشود سفاهت و بی خردی از خصلت های شماست خداوند اخلاق ملعونان را پاک نگرداند .. - معاویه خواست سخن عقیل را قطع کند، گفت : معنی کلمه‌ی طه در قرآن چیست ? +عقیل گفت : این آیه به ما مربوط است و بر ما نازل شده ؛ نه بر پدر و خاندان تو ! طه به زبان عبری یعنی : ای مرد . ..
⁹. نرسیدن لشکر امام به لشکر معاویه و خطبه ی امام ! . پ ن: نکته‌ی مهم و دردآور اینکه امام برخلاف معمول که همواره خود را در ابتدای نامه " امیرالمؤمنین" معرفی میکرد ؛ در اینجا این لقب حذف شده .. این برای مخاطبان این نامه کنایه از آن داشت که بخاطر نافرمانی مردم از ایشون بود ، اوضاع به گونه ای که گویی دیگر آن حضرت امیر بر مردم نیست💔 ..
¹⁰. سیره ی شخصی امیرالمؤمنین علی علیه السلام : - صحابی دیگر امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میکند ؛ زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام در قصر امارت کوفه بود بر او وارد شدم . در مقابلش کاسه‌ای شیر بود که بوی ترشیدگی آن به مشامم خورد ! قرص نان جویی هم در دست حضرت بود که خرده های پوست جو بر روی آن پیدا بود . امام آن نان خشک را می شکست و بعضاً برای شکستن، آن را به سر زانویش میزد .. فضه ، خادم آن حضرت بالای سرش استاده بود ، به او گفتم : از خدا نمیترسی که برای این پیرمرد چنین غذایی می آوری؟؟ حداقل آرد نان را الک میکردی که پوست جو نداشته باشد !!!ک فضه گفت : خود حضرت از ما قول گرفته که آردش را الک نکنم ! حضرت پرسید : چه میگویی؟!!! گفتم : کاش بفرمایید آرد نان را الک کنند .. امام علیه السلام گریست و فرمود: پدر و مادرم فدای کسی که هرگز سه روز پشت سر هم ، خود را از نان گندم سیر نکرد تا زمانی که از دنیا رفت و آرد نانش را الک نمیکرد😭( یعنی رسول خدا )..!!!