ا ﷽ ا
💠علامت مؤمن
☀️امام سجاد علیه السّلام
🔹علاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ:
اَلوَرعُ فِی الخَلوَة وَ الصَّدَقَةُ فِی القِلَّةِ، وَ الصَّبرُ عِندَ المُصیبَةِ وَ الحِلمُ عِندَ الغَضَبِ، وَ الصّدقُ عِندَ الخَوفِ.
🔸انسان مومن پنج نشانه دارد :
1️⃣ پرهیز از گناه در خلوت
2️⃣ صدقه دادن در هنگام تنگدستی
3️⃣ شکیبایی در وقت مصیبت
4️⃣ بردباری در حال خشم
5️⃣ و راستگویی به هنگام ترس
📗الخصال، ص ۲۴۵.
#حدیث
#مؤمن #مواعظ
💠 کانال معراج
╭┅───────┅╮
🌼@Merajnor 🌺🌹🌺
╰┅───────┅╯
هدایت شده از 💫 معراج
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📜 دعای عهد
✅ با صدای فوق العاده استاد فرهمند
💠 امام صادق علیهالسلام :
هر كس چهل روز صبح اين دعایعهد را بخواند، از يـاوران قائم ما باشد و اگـر قبل از ظهور آن حـضـرت از دنــيا برود خدا او را از قــبـر بيرون آورده و جزو رجعتکنندگان در خدمت آن حضرت قرار میدهد.
#دعایعهد
💠 کانال معراج
╭┅───────┅╮
🌼@Merajnor 🌺🌹🌺
╰┅───────┅╯
ا ﷽ ا
#معارفاسلامی
🕊 قرائت صفحه ۳۴۶ قرآن کریم
💠 کانال معراج
╭┅───────┅╮
🌼@Merajnor 🌺🌹🌺
╰┅───────┅╯
✅ داستان کوتاه
🌷 پیامبری ۵۰ ساله با فرزندی ۱۰۰ ساله
بنی اسـرائیل در منطقه اي خوش آب و هوا زنـدگی می کردنـد. تـدریجا گنـاه در میان آنها رواج یافت و از نعمتهای خدا در گناه استفاده کردند. خداوند بخت النصر را بر آنها مسلط کرد. او همه آنها را کشت و آبادی شان را ویران نمود.
روزي عُزَیر پیغمبر مقداري انگور، مقداري انجیر و کوزه آبی برداشت و بر الاغ خود سوار شد و به راه افتاد. در مسیر خود به دهکده ویرانی که توسط بخت النصر ویران شده بود، رسـید که دیوارهاي خراب، سقف هاي واژگون، استخوانهای پوسیده و بدن هاي از هم گسیخته، سکوت مرگباري را در آن به وجود آورده بود.
عزیر از الاغش پیاده شـد و زنبیلهاي انجیر و انگور را پهلوي خود گذاشت و افسار الاغ را بست و به دیوار یک باغ تکیه داد و درباره آن مردگان به انـدیشه پرداخت، که این مردگان در قیامت چگونه زنـده می شوند و این پیکرهاي پراکنده شده چگونه گرد هم می آیند و به صورت پیشین برمی گردند؟
خداوند در همین حال، جان او را گرفت و بدن او صد سال تمام در آنجا بود. بعد از صد سال خداوند او را زنده کرد. وقتی عزیر زنده شد، تصور کرد که از خوابی طولانی برخاسته است. به جستجوي الاغ و زنبیل و کوزه آب پرداخت. فرشته اي به سوي او آمد و پرسید: اي عزیر! چه مدت در اینجا درنگ کرده اي؟
او گفت: یک روز و یا قسمتی از یک روز.
فرشته گفت: چنین نیست. تو صد سال است در اینجایي. دقت کن و ببین که در این صد سال خوردنیها و آشامیدنی هایت به حال خود مانـده و تغییر نکرده است ولی الاغت را نگـاه کن چگـونه اسـتخوانهایش از هم پاشـیده. اکنون بنگر خداونـد چگونه این لاشه پوسیده الاغت را زنده می سازد.
عزیر نگاه کرد و دید استخوانهاي الاغ به هم پیوند خورد و گوشت، آن استخوانها را فراگرفت و به حالت سابق درآمد و زنده شد.
عزیر پس از دیدن آن منظره گفت: الان فهمیدم که خداوند قدرت هر کاری را دارد.
او از آنجا به شهرش برگشت و دید همه چیز دگرگون شده است. به همشهریانش گفت: من عزیر هستم. اما باور نکردند، اما وقتی تورات را از حفظ خواند، باور کردند. چون کسی جز او تورات را از حفظ نداشت.
در ابتدا هنگامی که عزیر از خانه بیرون رفته و عازم آن دهکده شده بود، ۵۰ ساله بود و همسـرش در ماه آخر دوران حملش به سر می برد. اما پس از صد سال که به خانه برگشت، عزیر با همان حالت ۵۰ سالگی بود و پسرش ۱۰۰ سال داشت. خدا در آیه ۲۵۹ سوره بقره به این داستان اشاره کرده و با نشان دادن کیفیت زنده کردن مردگان در قیامت، قدرت خود را به نمایش گذاشته است.
📚 داستانهای بحارالانوار، ج ۷، ص ۲۱۸.
💠 کانال معراج
╭┅───────┅╮
🌼@Merajnor 🌺🌹🌺
╰┅───────┅╯