تو میآیی و ذایقه واژهها،
از عطر دعا آکنده میشود...
تو میآیی و بر صبح لبانت،
معنویت عارفانه نقش میبندد...
تو میآیی و روح ناآرام سجادهها را،
به آرامشی خواستنی میسپاری...
میآیی و شولای باران بر دوش،
بابالحوائج میشوی!
دست بالا میبری و برای درختهای بهشت، باران تلاوت میکنی.
صحیفهسینه را میگشایی و صحیفهسجادیهای مینویسی که زبور آلمحمد(ص) میشود!✨
بعداً؟
بعداً وجود نداره!
بعداً چایی سرد میشه، بعداً آدم پیر میشه.....
بعداً زندگی تموم میشه...:)
هدایت شده از کلاف سردرگم!
قلمت را بردار بنویس از همه ی خوبی ها
زندگی، عشق، امید
و هر آن چه برروی زمین زیباست؛
گل مریم
گل رز
روی کاغذ بنویس :
زندگی با همه تلخی هایش، زیباست!