دلم برا بابا لنگ دراز تنگ شد...
از کتابخونهام برش داشتم، گذاشتمش روی میزم تا دوباره بعضی از نامههای دلنشین جودی که همیشه شروع شده با
“ بابا لنگ دراز عزیز! ” رو بخونم:))
دوباره زندگی جودی رو مرور کنم و باهاش بخندم و گریه کنم و تو فکر فرو برم...
و بعضی قسمتهای مورد علاقهام رو هم اینجا برای شما بزارم تا شماهم از خوندنش لذت ببرید:)`
#خودنوشت | #روزمرگی
مشکات !
دلم میخواد بعضیهارو سخت در آغوش بگیرم....
ولی من الان نیاز دارم یکی بیاد خودمو بغل کنه...
#خودنوشت