eitaa logo
مشکات !
86 دنبال‌کننده
997 عکس
85 ویدیو
0 فایل
مولانا: پس زخم‌هامان چه؟ شمس: نور از میان همین زخم‌ها وارد می‌شود... . . اگر خسته جانی بگو ؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/2135837
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 𝐠𝐞𝐛𝐨𝐫𝐠𝐞𝐧𝐡𝐞𝐢𝐭
پس از قهوه لعنتی‌تان لذت ببرید!
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند.. تو چنان در دل من رفته‌که جان‌در بدنی!
گیرم همه جای جهان جهنم گیرم دست‌های زمین بی‌بذر و بی‌خنده گیرم چنته‌ زمان بی‌عشق و بی«هر چه تو می‌گویی» اصلاً؛ کافی بود کمی، فقط کمی پنجره را باز کنی...! زندگی؛ از پنجره‌های بسته رد نمی‌شود!
صد نامه فرستادم و صد راه نشان دادم یا راه نمی دانی یا نامه ‌نمی خوانی!
نگاهی‌به‌آینه‌بنداز!
هدایت شده از کودکِ‌درون
اسیر من باش ، مانند خون در رگ .
به تابلویی که روی کمد بود نگاه کرد. هر وقت می‌خواست خیار بخورد، آن را می‌دید و لبخند می‌زد. «زندگی به خیار می‌ماند، ته‌اش تلخ است.» دوستش گفته بود: – از قضا سرش تلخ است. مردم اشتباه می.کنند. سر و ته خیار را اشتباه می‌گیرند. سر خیار آن جایی است که زندگیِ خیار آغاز می‌شود. یعنی از میان گُلی که به ساقه و شاخه چسبیده به دنیا می آید و لبخند نمی‌زند. رشد می‌کند پیش می‌رود تا جایی که دیگر قدرت قد کشیدن ندارد. می‌ایستد و دیگر هیچ، یعنی تمام. پایان زندگیِ خیار! 「تهِ‌خیار| هوشنگ‌مرادی‌کرمانی」
-
استوار،همچون‌سرو..🍃!
گفتمش: در دل و جانی، تو بگو من چه کنم؟ گفت: نبض ضربانی، تو بگو من چه کنم..؟