با چراغی همهجا
گشتم و گشتم در شهر
هیچکس،
هیچکس اینجا
به تو مانند نشد...
#فاضلنظری
پاییز همیشه برام حس خاصی داشته..
نمیدونم ولی شاید
قدم زدن توی هوای پاییز
در حالی که صدای خشخش برگهای زیر پات رو میشنوی،
یا بارون پاییزی
کتاب خوندن توی هوای پاییز
و حتی اون سرمایی رو که با تکتک سلولهام زیر پوستم حس میکنم،
چای خوردن که سرمای به مغز استخوان رسیده رو تا حدی کاهش میده...
شایدهم ذرهای از این حس مربوط به مدرسه باشه،
دیدن دوبارهی کسانی که برام عزیزترن از هرچیز و هرکسی!
دیدن دوباره لبخندهاشون
و دوباره نفس کشیدن در کنار اونا
و دوباره بودن در کنارشون...
همه و همه چیزهایی هستن که من رو دلبستهی این فصل رنگارنگ و
چشمانم رو منتظرش میکنه..:))
#خودنوشت
و شاید هم این متعلق بودن من به پاییز هست که من رو اینطور وابستهی پاییز کرده،
حسم نسبت به پاییز بیشاز این قابل توصیف نیست!
فقط...
پاییز عزیزم!
خوشحالم که متعلق به توام:)
تو فصل عاشقانهها و شاعرانههایی!
پس پرکن روزگارمون رو از عطر خودت که آمیخته هست با عشق و چاشنی شعرهای حافظ!
تو فصل وصالهایی،
وصـالـت سـعد بـاد🧡!
#خودنوشت