eitaa logo
مشکات !
86 دنبال‌کننده
997 عکس
85 ویدیو
0 فایل
مولانا: پس زخم‌هامان چه؟ شمس: نور از میان همین زخم‌ها وارد می‌شود... . . اگر خسته جانی بگو ؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/2135837
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/cafe_Rastak/1587 بنظرم این پیام رو همه‌‌ی آدم‌ها، به خصوص تمام کسایی که دارن تلاش می‌کنن برای اینکه در هر شرایطی به روی مشکلات‌شون لبخند بزنن و هرگز ناامید نشن و علاوه بر اون امیدبخش آدمای دور و برشون هم باشن، به خودشون بگیرن چون همین آدم‌ها هستن که منبع حس‌های خوبن و باعث می‌شن دنیا جای قشنگتری برای زندگی بشه :)) درست مثل تو رستا جانم..
https://eitaa.com/cafe_Rastak/1589 حنان رو شکر که حرفام می‌تونن باعث حال خوب انسانی باشن... قطعا که همین‌طور هستی عزیزدلم :)🤍
فاطمه‌ی‌علی‌نمایی،‌بانو..!✨
هدایت شده از سپیدارهای‌رقصان‌در‌باد
ادامه بده. کم کم دارم احساس میکنم تا وقتی می‌شود خندید، زندگی کردن ارزش دارد. -جلد ۳ مجموعه کتاب‌های آنه شرلی صفحه ۱۹۹ ؛ پاراگراف چهارم
-
سعدیا گفتی که مهرش می‌رود از دل ولی مهر رفت و آبان نیز آرامم نکرد ...
یه پاییز قشنگ دیگه هم از عمرم در کنار کسایی که دوستشون دارم ، باهاشون خندیدم ، گریه کردم ، و کلی حس‌های قشنگ تجربه کردم داره می‌گذره... داره تموم میشه....
میشه تموم نشه؟ میشه این دوره از زندگیم بره رو دور تکرار و تکرار و تکرار... هربار برگردیم به روز اول مهر ، اون شوقِ عجیب ِ پر از استرس رو دوباره تجربه کنم ، دوباره با همون بهترینام ، بخندم ، گریه کنم ، دعوا کنم ، قهر کنم ، آشتی کنم ، براشون شعر بخونم ، زیر بارونا بدون چتر راه بریم و بیخیال خیس شدن و سرماخوردگی و غرغرهای از سر مهربونی‌ و دلسوزی مامان بشیم... که همه‌ی اینا می‌ارزه به اون همه حس خوب که تجربه می‌کنیم توی اون لحظه ، درکنار هم..!
بعدش دیگه هرکسی می‌ره توی مسیر آرزوهای خودش... و شاید انقدر درگیر بشه که فراموش کنه همه‌ی این خاطرات رو... پس من می‌نویسم ؛ از کسایی که روزی‌روزگاری عزیزترین ِ من بودن ، همراه و همدل و هم‌قدم ِ با من بودن ، با من بودن ، همیشه بودن... و هنوز هم هستن ، درست گوشه‌ای از قلبم هستن همیشه‌ی همیشه هستن:)))) می‌نویسم تا فراموش نکنم... ولی بعد با خودم فکر می‌کنم که اصلا مگه انسان می‌تونه تیکه‌ای از وجودش رو فراموش کنه؟
-