من نمی خواهم
سایه ام را لحظه ای از خود جدا سازم
من نمی خواهم
او بلغزد دور از من روی معبرها
یا بیفتد خسته و سنگین
زیر پای رهگذرها
#فروغفرخزاد
هدایت شده از 𝐠𝐞𝐛𝐨𝐫𝐠𝐞𝐧𝐡𝐞𝐢𝐭
اگر چهار تکه نان خوشمزه باشد و شما پنج نفر باشید، کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید 《مادر》است!
_ویکتور هوگو
اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود
اگر دفتر خاطرات طراوت،
پر از رد پای دقایق نبود
اگر ذهن آیینه خالی نبود
اگر عادت عابران بیخیالی نبود
اگر گوش سنگین این کوچهها،
فقط یک نفس میتوانست،
طنین عبوری نسیمانه را به خاطر سپارد
اگر آسمان میتوانست،
یکریز شبی چشمهای درشت تو را
جای شبنم ببارد
اگر رد پای نگاه تو را،
باد و باران از این کوچهها آب و جارو نمیکرد
اگر قلک کودکی لحظهها را پس انداز میکرد
اگر آسمان سفرهی هفت رنگ دلش را
برای کسی باز میکرد
و میشد به رسم امانت
گلی را به دست زمین بسپریم
و از آسمان پس بگیریم
اگر خاک کافر نبود
و روی حقیقت نمیریخت
اگر ساعت آسمان دور باطل نمیزد
اگر کوهها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد میایستاد
اگر حرفهای دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر میتوانستم از خاک
یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را میتوانستم ای دور!
از دور؛
یکبار دیگر ببینم!
•گلهاهمهآفتابگردانند | قیصرامینپور•
#تیکهکتاب
تو مرا یاد کنی، یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست، اما
نفسم می گیرد،
در هوایی که نفس های تو نیست!
#سهرابسپهری
این نقاشی مربوط به دورهی آبی پیکاسو است. نشان از افسردگی و حزن پیکاسو در آن دوران به سبب فقر و خودکشی کاساگماس، دوستاش، دارد و دلالت دارد بر پیرمردی گیتاریست در وضعیتی حزنآور و ماتمزده.