خلاصهی گفت و گوهای بین آدمها این روزهای آخر سال که گره خورده با ماه زیبای رمضون شده اینکه ؛
-قبلاً عید بو داشت
-قبلاً ماه رمضون بو داشت
-قبلاً روزهای تعطیل و دورهمی ها یه صفای دیگه داشت
و ....
من نمیخوام منفی بافی کنم،نه!
همون کاری که این روزها عادت شده واسه همه ..
ولی چرا.. واقعا چرا؟
چرا دیگه عید و ماه رمضون رنگ و بوی گذشته رو نداره؟
فکر کنم دلیلش همونه که احمد فیاض توی اپیزود ۶۱ میگه؛
برفکی زیادی قوی شده...
#خودنوشت
هدایت شده از حرف های ناگفته¡
من در رویایم نقاشی می کنم و سپس رویایم را نقاشی می کنم.
-ونسان ون گوگ
میگفت ؛
شعر مرا با خود به جاهایی میبرد
که تا به حال نرفتهام، باورت میشود ؟
من با همین شعرها به آغوش تو آمدم ...
دوباره رسیدم به اون نقطه که کلی حرف دارم ولی کلمهای واسه گفتنش ندارم..
فقط خوشحالم بابت
این سالی که گذشت و میگذره و لحظاتی که خاطره شد و میشه.
آدمها و لحظهها میان و میرن و میگذرن
اشکالی نداره اگه گاهی همهچی خوب پیش نره
و اشکال نداره اگه گاهی خسته بشم
گاهی گریه کنم و گاهی بخوام هیچ کاری نکنم و بشینم و غصه بخورم...
همه اینا اشکالی نداره!
ولی فقط وقتی که بعدش
با قدرت به راهم ادامه بدم!(اینو محکم و با قدرت بخونیدااا)
#خودنوشت