و من اینبار با تموم وجودم از استادهایی ممنونم که درس صبر و فراق رو نه در حضورشون بلکه در نبودنشون فصل به فصل فرا گرفتم...
نه فقط با ذهنم، بلکه با چشمهام، با قلبم و با تمام وجودم..
و من این درس پرمشقت رو دقیقا در همین نقطه، درحالی آخرین پاراگراف از آخرین صفحه رو میخونم،
به پایان میرسونم؛
«به گمانم ذهنيتی كه آدمها از خود
برای هم به يادگار میگذارند،
از همه چيز بيشتر اهميت دارد، وگرنه
همه آمدهاند كه یک روز بروند...»
#خودنوشت
هدایت شده از [. کــافه رَسـتاک .]
[ آزمودم عقل دور اندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را ]
توی زبانی پرتغالی سودآد (Saudade) ؛
یعنی نوعی حالت روحی و حس نوستالژی، اندوه، دلتنگی و دلگرفتگی
از نبودن فرد یا متعلقی که احتمالاً دیگه
هیچوقت برنخواهند گشت ..:)