اصلاً این فیلم را به عقب برگردان!
آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین،
پلنگی شود که میدود در دشتهای دور..
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان دوباره بر زمین..
نه!
به عقب برگرد
بُگذار خدا دوباره دستهایش را بشوید
در آینه بنگرد،
شاید تصمیم دیگری گرفت!
#گروسعبدلملکیان
شرح دلتنگی من بیتو فقط یک جملهست :
«تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم»
#مهدیاخوانثالث
برخلاف تمام دلتنگیها و تمناها برای رقم کردن دوباره و آرامشی که نوشتن بر ذهن حاکم میکنه،
مدتی ذهنم رو پوچ از کلمات پیدا کردم، درحالی که برای توصیف احوالاتش تقلا میکرد و پوچ میدید خودش رو..
مثل کودکی که نیازمند بهونهای باشه برای برگشتن به آنچه که بهش تعلق داره...
بهونهی دوبارهای پیدا کردم برای رقم کردن..
#خودنوشت
رقم کردن!
و چه واژهی دلانگیزی،
به خصوص اونجایی که هم وزن و همآهنگ میشه با رقم زدن، و مگر نه اینکه فعل هر علاقهمندیبهنوشتن پیش از هر رقم زدنی، رقم کردن هست؟ ]
*در اینجا فردعلاقمندبهنوشتن، جایگزین واژه نویسنده شد چون خودم رو [هنوز] لایق این واژه و هرکس که دست به قلم شد را نویسنده نمیبینم.
#خودنوشت