eitaa logo
𝓜𝓲𝓻𝓪𝓬𝓵𝓮 ☫
1 دنبال‌کننده
989 عکس
521 ویدیو
4 فایل
🌱روزی معلم برای بهبود حالم بهم گفت:« یه اسمی برای خودت پیدا کن که هروقت رو به آیینه می ایستی یا حالت خوب نیس با بردن این اسم انرژی بگیری..» و در پی جستجو بین کلمات واژه «معجزه» مرا پیدا کرد.. خوشبختم:) به خلوتگاه من خوشامدی:)💚🌿
مشاهده در ایتا
دانلود
پاداش جان فرسودن است:)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یعنی میشه منم یه روز چشمای به این قشنگی بکشم؟🥲
قابلمه‌ی بچه‌ی غایب من توی خانواده‌ی کم جمعیت بزرگ شدم. اما شنیدم و دیدم که توی خانواده‌های پرجمعیت، مادر خانواده برای مهمانی دلش می‌خواهد همه‌ی بچه‌ها سر سفره باشند. از چند روز قبل، وعده‌ی تک تک بچه‌ها را می‌گیرد. سفارش می‌کند یادشان نرود بیایند‌. از اول تا موقعی که آخرین مهمان بیاید چشمش به در است. حتی سر سفره زیر چشمی به بشقاب بچه‌ها نگاه می‌کند که کسی کمبودی نداشته باشد یا خدای نکرده گرسنه بلند نشود. اگر یکی از بچه‌ها نیاید، دلش پیش اوست. موقع غذا کشیدن، اول قابلمه‌ی بچه‌ی غایب را پر می‌کند. شاید چند کف‌گیر بیشتر هم بکشد. مادر است دیگر. روز بعد مهمانی تماس می‌گیرد. "مامان نیمدی دیروز! قربونت برم بیا قسمتت رو بگیر" کدام قسمت؟ شاید این راز نانوشته‌ی همه‌ی مادرهاست که بچه‌ها حتما سهمی از سفره دارند، اگر نیایند باید کنار گذاشته شود. اصلا پیمانه‌ای که برای او از برنج، حبوبات یا هرچیز دیگر خیس شده را فقط خود او باید بخورد. بعضی مادرها دلشان کوچک‌تر است. غذا را بهانه می‌کنند. می‌گویند :"امشب بیا همین‌جا سفره می‌اندازیم دور هم شام می‌خوریم. با بچه‌هات بیا. همسرت رو حتما بیار." خودشان هم می‌دانند دلشان برای بچه که حالا دیگر خانم یا مردی شده تنگ است. فاطمیه هم داستان ما با مادرمان است. مادر صاحب خانه است و سفره‌دار‌. از مدتها قبل، پیمانه‌ی هرکس را خیسانده. غذا به اندازه‌اش پخته. وعده‌ می‌گیرد. تازه از آن مجلس‌های چند روزه است. مادر عالم است دیگر. پیش خودش گفته شاید بچه‌ها کار داشته باشند. نتوانند یک روز معین بیایند. شاید برای همین توی تاریخ هم دو تا فاطمیه آورده‌اند. از ابتدای روضه تا روزهای آخر، صندلی می‌گذارد دم در. منتظر تک تک بچه‌ها است. همان‌هایی که به علی علیه السلام وصیت کرده:" سلام مرا تا قیامت به فرزندانم برسان!" موقع رفتن دست بچه‌ها را نگاه می‌کند. کسی دست خالی نرفته باشد. رزق اشک محرم، حال عبادت ماه رجب، سحرخیزی، زیارت مشهد، کربلا، نجف، حج، حتی به قول علما نمک سال! مادر عالم است دیگر. توقع داری چگونه باشد؟ حتی جیب‌ها را پر می‌کند. به آنهایی که تصمیم‌شان جدی است لیاقت کار برای مهدی را می‌دهد. شاید بعضی‌ها را با اشاره‌ی دست نگه دارد. انگشت اشاره سمت راست را بالا بیاورد به سمت آشپزخانه. زیر لب بگوید:" ظرفها" بچه زرنگها خیال کنند از زیر کار در رفته‌اند و زودتر می‌روند خانه. اما مادر آخر شب می‌رود دم در آشپزخانه می‌ایستد. یک دل سیر نگاه می‌کند به بچه‌هایی که آستین‌شان تا مچ بالاست. جلوی لباسشان خیس است. عرق از گوشه‌‌ی پیشانی‌شان می‌چکد. نزدیک‌تر می‌رود. وقتی دست‌ها هنوز کفی است مزدشان را می‌دهد. "چند ساله داری خوب واسه پسرم کار می‌کنی‌. حواسم هست غصه‌هاش رو کم می‌کنیا!" لبخند می‌زند. دست می‌کشد روی سینه فرزند. "رزق شهادت" مثلا پارسال به باقری، حاجی‌زاده و سلامی گفته ظرف بشویید. آنها نگفته‌اند ما با این ستاره‌های روی شانه را چه به ظرف شستن! سر پایین انداخته‌اند و تا پاسی از شب، کف آشپزخانه را برق انداخته‌اند. و مادر بهشان همان را گفته که سالهای قبل به سلیمانی، ابومهدی، رئیسی، سیدحسن و سنوار گفته:" پیر شدید، نگرانم به مقام عندالله نرسید. شهادت گوارای وجودتان" بعد مادر به دیوار‌های سیاه هیئت، حسینیه، مسجد خانه‌های محبین خیره می‌شود. حساب کتاب می‌کند ببیند کی آمد کی نیامد. فکر نکن حالا که شام شهادت گذشته، سفره‌ی عزای مادر جمع می‌شود‌. مادر عالم است دیگر. شاید اصلا سفره را جمع نکند. بگوید تمیز کنند. برای آن‌ها که دیر رسیدند. آنها که یادشان رفته بود ملائکه، رزق شب‌های قدر را هم از همین سفره می‌برند. مادر قابلمه‌ی بچه‌های غایب را کنار گذاشته. اگر این مدت وقت نکردی، همین حالا برو بگیر رفیق. او جان عالمی فدای چادر خاکی‌اش، توی قلبهای تک تک ما خانه دارد. کافی است در بزنیم. جایی خلوت کنیم‌. هرجور بلدیم توجه کنیم. وضو، دو رکعت نماز هدیه، مداحی، تربت حسین یا نزدیک‌ترین روضه اطرافمان. ✍م.حمیدیان https://eitaa.com/roshd_nevesht
چه رنگی دوست داری؟ +من! معلومه سبز:)💚